روزنامه های تهران، تصمیم ترامپ، صدای پای فاشیسم

روزنامه های تهران واکنش محتاطانه ای نسبت به تصمیم ترامپ در مورد ایجاد محدودیت برای سفر ایرانیان و شش کشور مسلمان به آمریکا نشان داده اند اما چند روزنامه میانه رو به شدت از این تصمیم ها انتقاد کرده حتی آن را به معنای گام اول در راه رسیدن به فاشیسم توصیف کرده اند اما کیهان تنها روزنامه ای است که دفاع ضمنی از ترامپ برخاسته و جهان را از ترامپ هراسی برحذر دانسته. روزنامه سپاه پاسداران اما با اشاره به این تصمیم ها از سیاست خارجی دولت روحانی انتقاد کرده بدون آن که جایگزین آن را توضیح دهد.

بیشتر روزنامه ها جمله ای از رئیس جمهور روحانی را در صفحات اول خود نقل کرده اند که "دیوارها را برداریم روز همسایگی است."

حق نشر عکس Noavaran
Image caption کارتون محمد طحانی، نوآوران

فرمان نژادپرستانه

جوان با عنوان «فرمان نژاد پرستانه» در گزارش اصلی خود نوشته: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا کارش را با دستورات بی‌سابقه برای برچیدن برخی قوانین و پیمان‌های بین‌المللی امریکا آغاز کرده است جمعه شب نیز یکی از فرامین جنجالی خود را امضا کرد؛ فرمانی علیه مهاجران و اقلیت‌ها در امریکا که در آن ایرانی‌ها و شهروندان شش کشور از ورود به امریکا منع می‌شوند. در این فرمان به فهرست «دولت‌های حامی تروریسم»، کشورهایی که «تهدیدی فوق‌العاده» به شمار آمده و امریکا علیه آنها وضعیت اضطراری اعلام کرده و به کشورهای حاضر در فهرست «کشورها یا مناطق مایه نگرانی» وزارت امنیت داخلی قرار دارند، اشاره شده است.

روزنامه سپاه پاسداران گزارش داده: هنوز جوهر فرمان ضد مهاجرتی ترامپ خشک نشده بود که بسیاری از شرکت‌های مهم هواپیمایی ازسوار کردن اتباع هفت کشور مورد تحریم ترامپ خودداری کردند. پنج مسافر عراقی و یک مسافر یمنی از پرواز با هواپیمایی مصر از قاهره به مقصد نیویورک منع شده‌اند. خبرنگار نیویورک تایمز در تهران نیز در صفحه توئیتر خود نوشت: «شرکت هوایی قطر تایید کرد که جمعه شب ایرانیان عازم امریکا را برگردانده است. همچنین امارات می‌گوید دارندگان گرین کارت با «مسئولیت خود» می‌توانند سوار هواپیما شوند و لوفت هانزا گفته هیچ ایرانی را سوار نمی‌کند.»

صدای پای فاشیسم...!

هارون یشایائی در مقاله ای در شرق دونالد ترامپ رئیس جمهور تازه آمریکا را با اشاره به تصمیمات وی در مورد بیرون‌ریختن رنگین‌پوست‌ها و مسلمانان و هر غیرسفیدپوست دیگری که شبیه خودش نباشد از ایالات متحده آمریکا و کشیدن دیوار بتنی بین مرزهای آمریکا و مکزیک و پاره‌کردن این یا آن قرارداد که همه قدرت‌های جهان آن را معتبر می‌دانند و زن‌ستیزی آشکار و بی‌ادبانه به آدولف هیتلر رهبر المان نازی شبیه دانسته است.

به نوشته این روشنفکر یهودی: ترامپ نماینده و سمبل سرمایه‌سالاری متجاوز و لجام‌گسیخته آمریکاست که توانسته است با ریاکاری، محروم‌ترین و رنجورترین مردم آمریکا را نردبان ترقی و تسلط خود و امپریالیسم آمریکا را طلبکار مردم جهان معرفی کند و هزینه ارتش آمریکا را در گوشه‌گوشه جهان از حساب کشورهای دیگر برداشت کند. دونالد ترامپ ترسی ندارد مدارک مالیات‌های پرداخت‌نشده ثروت خود را پنهان کند و آن را حق خود بداند، ادعای دخالت روسیه را در انتخابات آمریکا بپذیرد و آن را افتخار خود بداند درحالی‌که بدترین توهین‌ها را به زنان روا می‌دارد.

نویسنده مقاله شرق گفته معروف پارتین تیمولر را تکرار کرده که «نازی‌ها اول سراغ کمونیست‌ها رفتند، سکوت کردم. چون من کمونیست نبودم. بعد سراغ سوسیالیست‌ها رفتند. سکوت کردم زیرا سوسیالیست‌ نبودم. بعد سراغ یهودی‌ها رفتند، سکوت کردم چون یهودی نبودم؟؟ سراغ خودم که آمدند، دیگر کسی نبود که به او اعتراض کنم...!».

موج ترامپ هراسی

محمد صرفی در یادداشت روز کیهان تصمیم های تند ترامپ علیه مهاجران مسلمان و ایرانیان را ادامه سیاست های اوباما دانسته که ریییس جمهور تازه تقصیری در مورد آن ندارد و دنیا را متهم کرده که سیاست ترامپ‌هراسی و ترامپ‌ستیزی در پیش گرفته اند که به مرزهای آمریکا محدود نشده و کشورهای اروپایی را نیز به شدت درگیر کرده است.

یادداشت روز کیهان در مقام دفاع از ترامپ نوشته: همزمان با روی کار آمدن ترامپ، راستگرایان اروپا در شهر کوبلنز در آلمان گردهم آمدند. محور سخنرانی‌ها علیه پناه‌جویان و مهاجران، یورو (پول واحد اروپا) و مرزهای باز اروپا بود. مارین لوپن، نامزد انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، سال 2016 را سال بیداری مردم انگلیس (به دلیل رای به خروج از اتحادیه اروپا) خواند و گفت: «من مطمئنم، مردم قارۀ اروپا هم بیدار می‌شوند.»

کیهان در نهایت توصیه کرده: در تحلیل این وضعیت نباید به بیراهه رفت و دچار افراط و تفریط و جوزدگی شد. ترامپ عامل آشفتگی امروز آمریکا و پس‌لرزه‌های آن در اتحادیه اروپا نیست. ترامپ و نسخه‌های مشابه آن، خود محصول یک آشفتگی و دوران گذار هستند. دورانی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌توان آن را «پیچ تاریخی» نامید.

نرمش بهترست

حیدرعلی مسعودی در سرمقاله وقایع اتفاقیه نوشته: ترامپ در مبارزات انتخاباتی و کمپین خود نیز نشان داد به فضاسازی رسانه‌ای توجهی نمی‌کند؛ بنابراین هیچ مانعی جز افکار عمومی جهان نمی‌تواند جلوی این کار را بگیرد و در نتیجه به‌دلیل اهمیت کمی که ترامپ برای این موضوع قائل است، این تصمیم را عملی کرد. درواقع، ریشه فکری این ماجرا ناشی از این است که به‌قدرت‌رسیدن ترامپ برخاسته از سرخوردگی و ناامیدی در طبقات فرودست و متوسط جامعه آمریکا بود. همان‌طور که روحانی گفت ترامپ می‌خواهد در مسیر مخالف امواج جهانی‌شدن حرکت کند و اصل این تصمیم هم به رویکرد ضدجهان‌گرایی او برمی‌گردد.

این استاد دانشگاه پرسیده: چرا شهروندان کشورهایی چون سعودی و پاکستان که به‌زعم مقام‌های اطلاعاتی آمریکا در عملیات‌های تروریستی در داخل خاک آمریکا- مثل یازده سپتامبر- نقش داشتند، شامل این محدودیت نمی‌شوند و خود در جواب نوشته: به نظر می‌رسد دوباره چوب مشکلات و عدم‌توانمندی‌های خود را در عرصه سیاسست‌های خارجی می‌خوریم.

به نظر مقاله وقایع اتفاقیه ایران ابزار تأثیر‌گذار بر روند تصمیم‌سازی در داخل آمریکا و ایجاد هزینه برای این اقدامات را ندارد. و موضع جدید روحانی، دفاع تمام‌عیار ایران از ضرورت چندجانبه‌گرایی در عرصه روابط بین‌الملل ست. روحانی به‌خوبی می‌داند حفظ و بقای گفتمان اعتدال در داخل کشور، وابسته به حفظ توازن یا تعادلی است که در سیاست خارجی بعد از دولت او اتفاق افتاد. این سیاست ایجاب می‌کند که از هرگونه تنش و درگیری بالقوه جلوگیری شود.

حق نشر عکس ETEMAD
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

ایران و سیاست معقول

جلال خوشچهره در سرمقاله امیدوارانه ابتکار نوشته: ایران به درستی نشان داده است که در بزنگاه‌های حساس، تسلیم رویکردهای افراطی و تحریک آمیز در سیاست‌خارجی خود نمی‌شود. این روش عقلانی تاکنون توانسته است بیشترین بهره را نصیب ایران کند.

تجربه برجام و حفظ آرامش عصبی در مقابل سیاست‌های تحریک آمیز جناح‌های تندرو آمریکایی؛ عربستان سعودی و حتی رژیم اسرائیل مانع تحقق اهدافی شده است که می‌کوشد ایران را به عکس‌العمل احساسی وادارد. از این‌رو ایجاد اجماع جهانی دوباره علیه ایران نه تنها نزد مخالفان منطقه‌ای آن، بلکه برای تندروهای آمریکایی نیز کاری سخت و حتی دور از دسترس شده است.

آرامش ایران و اتخاذ سیاست معقولانه "بنشین و ببین" در قبال آنچه واقعیت‌های آینده را در سپهر سیاسی رقم خواهد زد،‌ بیش از پیش مخالفان کشور را در انزوا قرار خواهد داد. پیام دوستانه همسایگان عرب ایران در حاشیه خلیج فارس به رئیس جمهور روحانی و اظهارات "خالد جارالله" معاون وزیر امور خارجه کویت پس از سفر به تهران، نشان از موفقیت سیاست‌های عقلانی در مقابل تحریکات دارد.

سرمقاله ابتکار در نهایت نوشته: شیوه ایران در قبال آمریکا در بهترین حالت همانی است که جریان دارد؛ یعنی "بنشین و ارزیابی کن". هنوز زود است میان تعارض نظرات ترامپ برآیند معلومی از سیاست دولت جدید این کشور به دست آورد. بنابراین باید صحنه شلوغ ایجاد شده در پی استقرار دولت تازه کار آمریکا را _ که شعاع آن تا اروپا و آسیای شرقی دامن‌گستر شده _ تماشا کرد و از فرصت‌ها، موقعیت‌های تازه ساخت. ترمیم روابط ایران و همسایگان عرب حاشیه خلیج فارس یکی از همین فرصت‌هاست که تهران در حال انجام آن است.

از ماست که برماست

مسعود سلیمی در مقاله جهان صنعت نوشته: روزهای اول خیلی‌ها فکر می‌کردند که او هم شعار می‌دهد و تا پایش به کاخ سفید باز شود، می‌زند زیر حرفش و مثل همه سیاستمدارها که اگر قرار باشد آب هم بخورند باید با نظر مشاورین و بزرگان حزب‌شان باشد ولی هنوز جوهر حکم ریاست‌جمهوری‌اش خشک نشده بود که صدور فرامین پوپولیستی خود را آغاز کرد. تا اینجای قضیه اما داستان تکراری است در این هفته‌ها و روزها در‌باره‌اش همه جا می‌خوانیم و از همه‌جا می‌شنویم اما یکی از این احکام در میان همه آنها مستقیم شعور و ملیت ما ایرانی‌ها را نشانه می‌رود.

به نوشته این مقاله: روزگاری بود آن قدیم‌ها، پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی که می‌خواستند بروند کربلا زیارت به قول خودشان تذکره می‌گرفتند تا بتوانند از مرز رد شوند، تذکره قدیمی‌ها شد پاسپورت و بعد منقش شد به مهر ویزا. روزگاری بود که با پاسپورت ایرانی هر کجای جهان که می‌خواستیم، می‌رفتیم و هر وقت که مشکل قانونی در میان نبود راحت ویزا می‌گرفتیم.

جهان صنعت در نهایت پرسیده: چرا ایرانی باید از دریافت ویزا محروم شود در حالی که برای بسیاری از ایرانی‌ها امکان سفر داخلی هم وجود ندارد تا چه رسد به ینگه دنیا اما همین ایرانی‌ها هم که تعدادشان خیلی زیاد است احساس می‌کنند به ملیت، شعور و فرهنگ‌شان توهین شده است.اینکه هر کشوری می‌تواند برای خودش تصمیم بگیرد که چگونه و به چه کسانی ویزا دهد از جمله ایران، فرانسه، عراق، سودان، آمریکا و اصلا همه جهان، اما اینکه یکباره ملتی از چنین حقی محروم شود باید پرسید چرا؟ نکند به قول معروف از ماست که بر ماست.

دولت باید تغییر مسیر دهد

محمد اسماعیلی در مقاله ای در جوان فرصت تصمیم های تازه ترامپ را غنیمت شمرده و از سیاست های دولت روحانی انتقاد کرده و نوشته: دونالد ترامپ همانند رئیس‌جمهور قبلی این کشور در آن مقطع زمانی، حداقل بخشی از محاسبات خود را بر اساس مواضع و رفتارهای مقامات رسمی ایران جهت داده و چنانچه برداشت تیم تصمیم‌گیر امریکا همانند دوره اوباما آن باشد که طرف ایرانی به هرقیمتی خواهان حفظ برجام است و از آن به عنوان ابزاری جهت «توسعه قدرت»استفاده می‌کند بدون تردید نه تنها همانند دولت قبل، متن و روح برجام را نقض کرده بلکه دایره«تحریم، تهدید و تحقیر» خود را افزایش می‌دهد.

به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: به همین دلیل چنانچه دولتمردان از موضع ضعف و ترس با رویه‌ها و رویکردهای ترامپ و تیم وزارت امور خارجه این کشور مواجه شوند، بدون تردید جامعه ایرانی شرایطی به مراتب بدتر از دوران باراک اوباما را تجربه خواهد کرد چرا که رویارویی«مداراگونه» و «محتاطانه» درباره نقض برجام با امریکایی‌ها نه تنها مقامات این کشور را از اهداف غرض‌ورزانه خود علیه کشورمان منصرف نکرده بلکه آنها را در استمرار تاکتیک‌های به‌کارگرفته شده خود علیه کشورمان - تحریم، تهدید و تحقیرـ مصمم‌تر خواهد کرد.

نویسنده مقاله بدون پیشنهاد سیاست جایگزینی در مقابل سیاست های آمریکا نوشته: دونالد ترامپ به دلایل متعددی برجام را پاره نخواهد کرد بلکه رویه‌ای را مورد توجه قرار خواهد داد که براساس آن نه تنها ایران به خواسته‌های حداقلی خود دست نیابد بلکه با «نقض متعدد برجام»و با ایجاد «حلقه تحریم، تهدید و تحقیر» زمینه «بازنگاری برجام» و حتی کشاندن ایران به میز مذاکرات غیرهسته‌ای را نیز فراهم کند.

چند توصیه خیرخواهانه به آقای ترامپ

پدرام ابراهیمى در صفحه طنز بی قانون چند توصیه کرده به دونالد ترامپ. اولینش این که: از درگاه خداوند بخواهید هر چه به شما می‌دهد، قبلش جنبه آن را هم به شما عطا کند. واقعا رئیس جمهور بودن در کشوری مقروض و در حال ورشکستگی چون آمریکا این‌قدر جوگیری دارد که شما در همان لیموزین در مسیر کاخ سفید قانون کذا و کذا امضا کرده‌اید و تازه‌، همین‌طوری عین حیوانات فراقانونی سرتان را انداخته‌اید و قبل از بانوی اول از در کاخ داخل شده‌اید؟ فکر کردی چه‌کاره هستی؟ حالا خوب است شما شهردار تهران یا مشهد نشده‌اید، والا.

توصیه دوم بی قانون این است که : صدای بنده را از کشوری می‌شنوید که در آن هر شخص و مسئولی فقط و فقط در حیطه کاری و تخصصی خود اظهار نظر می‌کند (به غیر از عادل فردوسی‌پور) و واقعا ما در ذات و پرورش‌مان نیست که در کار دیگران انگولاسیون کنیم. ولی درباره اینکه مردم چند کشور را از ورود به آمریکا محروم کرده‌ای، این را بگوییم که درباره مردم ایران، خودت را کوچک کرده‌ای. در این کره خاکی هیچ جایی وجود ندارد که ایرانی جماعت نتواند به آن وارد شود. (به جز صدا و سیمای خودمان) پس‌فردا هم که سکته پکته زدی، دست به دامان منشی پرفسور سمیعی نشوی‌ها! برو بده همان دکتر مایکل جکسون جان‌ات بوس کند، خوب شوی. چه خیال کردی؟

طنزنویس بی قانون چنین است: زودتر با همین عزم و راسخیّتی که از خود نشان دادی، وارد بحث برجام شو که پورشه‌هایِ فرزندانِ دوستان، بدجوری دل‌شان را زده و مازراتی دوهزار و هفده می‌خواهند. در پایان از جناب‌تان می‌خواهیم این شعر «بیست‌وپنج بَند» را با قلم درشت نوشته، روبه‌روی چشم خویش روی میز کار قرار دهید که می‌فرماد: «همیشه اولش خوبه/ همیشه آخرش سخته.»

حق نشر عکس GHANOON
Image caption کار هادی حیدری، قانون

شفافیت و حادثه پلاسکو

اعتماد در سرمقاله خود با اشاره به سیاست های شهرداری تهران و شورای شهر با اکثریت اصولگرا برای دور کردن شهردار تهران از زیر بار مسوولیت حادثه پلاسکو نوشته: از روز اولی که پلاسکو آتش گرفت و سپس فرو ریخت بخشی از اصولگرایان طرفدار شهردار تهران از جمله رئیس شورای شهر تهران به برخوردهای سیاسی یا مرده‌خوری سیاسی اعتراض و آن را محکوم کردند. ولی واقعیت این است که در آن زمان کمتر کسی از اصلاح‌طلبان شناخته شده حرفی در این باره زده بود، چون همه در شوک این فاجعه بودند و اگر برخی افراد نه چندان شناخته شده در فضای مجازی مطالبی را علیه شهرداری و آقای شهردار نوشته بودند، نباید آن را مصداق چنین اتهامی قرار داد. چرا که این طبیعت فضای مجازی است و ربطی هم به این جناح و آن جناح ندارد.

به نظر این مقاله: ولی از آنجا که آقای رئیس شورای شهر به خوبی می‌دانستند که در نهایت مسوولیت اصلی این رویداد متوجه چه مرجعی خواهد شد، لذا سعی کردند که پیش‌دستی کنند، غافل از اینکه بهره‌برداری سیاسی از اتفاقات و حوادث امری طبیعی است. آنچه مذموم و ناپسند است جعل و دروغ و توجیه و ایراد اتهامات بی‌اساس است و اگر کسی در این موارد شاهدی علیه اصلاح‌طلبان دارد باید آن را عرضه و نقد کند.

مقاله اعتماد در نهایت به این جا رسیده که مساله از آنجا آغاز شد که بسیاری از حقوقدانان با توجه به مستندات حقوقی معتقدند که شهرداری می‌تواند ساختمان‌هایی را که در معرض خطر هستند (از هر حیث اعم از آتش‌سوزی یا...) راسا اقدام کرده و آن را پلمب کند یا احتمالا اقدامات دیگری را انجام دهد. از سوی دیگر برخی از طرفداران آقای شهردار از جمله رئیس شورای شهر و برخی مقامات شهرداری خلاف این نظر را دارند و حداکثر وظیفه شهرداری را بیان اخطار می‌دانند. به همین دلیل معتقدند که در مورد ساختمان پلاسکو نیز بارها اخطار داده‌اند و از این طریق از خود رفع مسوولیت می‌کنند.

آب و خاک و آتش علیه ما

ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله همدلی نوشته:در حافظه و پیشینه تاریخی ما ایرانیان، آب نماد آبادانی و آرامش، آتش نماد مولد بودن و قدرت، خاک نماد خیر، برکت و رویش و باد نماد انرژی و پویایی است، حال آن که شهروند ایرانی امروز، آب را در هیبت سیلاب و بی‌خانمانی، باد را عنصری دست‌نایافتنی و گم‌شده در لابه‌لای ساخت‌و سازهای بلندمرتبه بی‌رویه، آتش را مصیبتی عظیم شبیه پلاسکو و خاک را همچون بلایی مضر می‌بیند که مانع تنفس و حتی دید و بینایی‌اش می‌شود! به راستی سهم ما در تغییر این رویه و دگرگونی مفاهیم و شکل‌گیری چنین ذهنیتی از عناصر چهارگانه چه بوده است؟

به نوشته این مقاله: شایسته نیست بعد از گذشت قریب به چهار دهه از عمر پر برکت نظام جمهوری اسلامی، یک بارش سنگین منجر به سیلابی عظیم و اختلال جدی در معیشت مردم شود و آسیب‌دیدگان هیچ کسی را در کنار خود نبینند. شهروندان مناطق مرزی تا چند سال دیگر باید میزبان ریزگردهایی باشند که سلامتی‌شان را به مخاطره‌ می‌اندازد؟ آیا مردم همیشه باید نگران باشند، وقوع یک آتش‌سوزی معمولی می‌تواند به چنین تبعات ناگواری ختم شود؟

سرمقاله همدلی در نهایت نوشته:عدالت یعنی هرچیزی را در جای خود قرار دادن! بگذاریم آب مایه آرامش و آبادانی باشد، نه سیلاب و بی‌خانمانی؛ باد نشانگر پویایی و انرژی باشد، نه سردرگمی و ازهم‌گسیختگی، آتش پشتوانه تولید و قدرت باشد، نه عاملی برای زنده‌سوختن جوانانمان و خاک همچنان برکت و رویش باشد نه مانع تنفس و دید! اگر این مفاهیم مهم در ذهن هر ایرانی در جای خود باشد، می‌توانیم ادعا کنیم در مسیر تحقق عدالت گام برداشته‌ایم، در غیر این صورت نیاز به بازنگری و اصلاح اساسی داریم

حق نشر عکس FARHIKHTEGAN
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام، فرهیختگان

ترانه علیدوستی حیا کن

آیدین سیارسریع در ستون طنز شهرونگ نوشته: ترانه علیدوستی هفته پیشاعلام کرد که در اعتراض به دستور توقف صدور ویزا برای ایرانی‌ها از سوی ترامپ در مراسم اسکار شرکت نمی‌کند و این قانون را نژادپرستانه می‌داند. آیا به نظرتان همه چیز درست و منطقی می‌آید؟ آیا اشکالی در این حرف نمی‌بینید؟ آیا فکر می‌کنید حتی با وجود مخالف بودن با علیدوستی در قضیه شهرزاد با تکیه بر «انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال» می‌توانید با جان سخن موافق باشید؟ خب واقعا برایتان متاسفم. یعنی خاک بر سر ما که با شما شده‌ایم ٨٠میلیون. خاک بر سر من که طنزنویس شما هستم.

طنزنویس ادامه داده: نمی‌دانم شما کی می‌خواهید یه کم روحیه مبارزه پیدا کنید! شرط اول مبارزه در شرایط کنونی مخالفت کردن است. یک مبارز اصیل فیس‌بوکی - تلگرامی - اینستاگرامی اول مخالفت می‌کند، بعد فحش می‌دهد، بعد (اگر بتواند) دست به اسلحه می‌برد و در پایان اگر حال داشت، می‌خواند یا می‌شنود که طرف چه گفته است یا حرف حسابش چه بوده. البته حالا هم برای مبارز شدن دیر نشده، همین الان می‌توانید با مراجعه به اینستاگرام ترانه علیدوستی یا صفحات دیگر که این خبر را پوشش داده‌اند تمرین مبارزه کنید، ما چند نمونه از کامنت‌ها را جهت آموزش مخالفت برایتان ذکر می‌کنیم:

- الان اسکار معطل مونده که تو شرکت کنی، [...] خانوم! وای ... الان آمریکا نابود شد، اسکار لغو شد. شما در دو مدل بالا باید معتقد باشید که اعتراض‌های مسالمت‌آمیز باید به نابودی سیستم و در این‌جا اسکار، آمریکا و ترامپ منجر شود وگرنه فایده ندارد.) دختره فنچ نمی‌تونه میله خالی بزنه اونوقت واسه آمریکا خط و نشون می‌کشه. (در این استدلال ایده‌آل شما برای اعتراض مسالمت‌آمیز و مبارزه مدنی باید عباس جدیدی و حسین رضازاده باشد..)