روزنامه های تهران، خبرگان بدون هاشمی و خطرات ترامپ برای ایرانی‌ها

  • 8 مارس 2017 - 18 اسفند 1395

روزنامه‌های صبح چهارشنبه (۱۸ اسفند) تهران در صفحات اول خود از تشکیل اولین اجلاسیه مجلس خبرگان بدون هاشمی رفسنجانی رییس پیشین همین مجلس خبرداده و در مقالاتی درباره تصمیم های دونالد ترامپ علیه ایران و تاثیر آن در زندگی ایرانیان مهاجر ابراز نگرانی کرده اند.

Image caption تیتر و عکس صفحه اول شرق

مجلس خبرگان بدون منتخب اول

ناهيد مولوي در ابتدای گزارشی از جلسه مجلس خبرگان نوشته: درون قاب نشسته و لبخند بر صورتش نقش بسته بود. درست مانند همه اجلاس‌هاي پيشين كه وقتي وارد مي‌شد صداي شاترهاي دوربين‌ها براي ثبت حضور با لبخندش بلند مي‌شد و حالا عكاسان قاب عكسش را كه روي پارچه‌اي مشكي نشسته ثبت مي‌كردند تا روايت جاي خالي آيت‌الله را به تصوير بكشند. مردي كه در اجلاسيه‌هاي پيش همه چشم به راه حضورش بودند و يك مجلس به پايش بر مي‌خاست اكنون درون قاب، روي صندلي شماره ١٢ نشسته و ورود همه را نظاره‌گر است.

به نوشته این گزارشگر: براي بسياري ديدن اين قاب عكس كه با گل‌هاي گلايل زينت يافته سخت است، آنقدر سخت كه نمي‌توانند در چهره‌هاي‌شان هويدا نسازند. وقتي به خبرنگاران اجازه ورود به سالن مجلس خبرگان داده شد هيات رييسه در جايگاه نشسته بود و همه به دنبال صندلي آيت‌الله هاشمي بودند. از در ورودي بايد يك دور كامل مي‌زديم تا قاب عكس آيت‌الله خود را نشان دهد و همزمان نخستين چهره غمگين ديروز خودنمايي مي‌كرد.

مهران کرمی در سرمقاله ابتکار درگذشت هاشمی رفسنجانی را از جمله مهم ترین اتفاقات سال گذشته خوانده و نوشته: قاب عکس‌ رفتگان اما گاهی فراتر از یک خاطره را حکایت می‌کند. یکی از این استثناها دیدن عکسی از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بر صندلی خالی در ردیف اول مجلس خبرگان رهبری است. مجلسی که هیچگاه بدون هاشمی و نقش محوری او برگزار نشده بود، همچنان‌که برخی از نهادهای دیگر در جمهوری اسلامی همچون مجمع تشخیص مصلحت نظام با هاشمی بار معنایی یافتند تا فقدان این سیاستمدار فقیه خللی در عملکرد آن‌ها ایجاد کند.

نویسنده با اشاره به سهم و نقش رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در وساطت ها و مشورت ها به افراد نوشته: این همه ظرفیت سیاسی آیت‌الله نبود بلکه نیمه دیگر ظرفیت ایشان را در تعامل و رایزنی‌هایش در تصمیم‌گیری کلان کشور و مشورت دادن به رهبران جمهوری اسلامی از ۳۸ سال پیش تا پایان عمر می توان جست که دو خصلت بارز امانت‌داری و از خودگذشتگی در آن برجسته‌تر است. هاشمی شخصیتی بود که دیدگاهش را هر چند مخالف با صراحت به مافوق خود منتقل می کرد و در صورت تعارض دو دیدگاه، نظر خود را وامی‌گذاشت و تمکین به نظر حکومت و نظام می کرد.

ایرانیان مقیم خارج در معرض خطر

رضا نصری در مقاله ای در شرق با اشاره به تصمیم های دونالد ترامپ و برنامه های اعلام شده دیگر راست های افراطی که محتمل است در فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی به قدرت برسند یادآوری کرده که تاریخ فاشیسم نشان می‌دهد، جریان‌های راست‌گرا زمانی که به قدرت می‌رسند برای مقابله با نهادهای سنتی و پیش‌برد برنامه‌های بیگانه‌ستیزانه‌شان، خود به «نهاد‌سازی» و «ساختارسازی» می‌پردازند. نمونه بارز این نهادسازی را می‌توان در اقدام اخیر دولت ترامپ در ایجاد یک سازمان جدید برای ثبت و انتشار جرائمی که از سوی «مهاجران» صورت می‌گیرد مشاهده کرد. این سازمان جدید که «دفتر رسیدگی به قربانیان مهاجرت» ( نام دارد و زیرمجموعه‌ای از «وزارت امنیت داخلی» آمریکا خواهد بود، وظیفه دارد جرائمی را که از سوی مهاجران غیرقانونی انجام می‌گیرد پیگیری کند و به صورت هفتگی در نشریات خود در مورد این دسته جرائم به افکار عمومی گزارش دهد.

نویسنده با برشمردن خطرات این نهاد تازه در مقابل ساختار دموکراتیک آمریکا به این سؤال رسیده که در برابر رشد مشهود جریان‌های راست‌گرا در کشورهای غربی، سیاست دولت ایران باید چگونه باشد؟ رشد احزاب راست‌گرا الزاما به ضرر ایران نیست. بسیاری از احزاب ملی‌گرای اروپا نگاه مثبتی به سیاست خارجه ایران و حتی تمدن ایرانی دارند. برخی از آنها - از جمله جبهه ملی فرانسه - در زمان بحران هسته‌ای نیز به‌وضوح از مواضع ایران دفاع می‌کردند و نسبت به تحریم‌ها و جنگ‌طلبی‌های احزاب حاکم انتقادات شدیدی داشتند اما در یک نگاه کلی، مهاجرستیزی و اسلام‌ستیزی ذاتی این جریان‌ها مستعد ایجاد مخاطرات اجتماعی و امنیتی برای صدها‌هزار ایرانی مقیم خارج از کشور است.

این حقوقدان بین المللی اظهار عقیده کرده که: دستگاه سیاسی ایران نمی‌تواند در این برهه حساس تاریخی به پایداری و کارآمدی ساختارهای دموکراتیک غرب برای محافظت از امنیت اتباع ایرانی در برابر جریان‌های راست‌گرا اعتماد کند و لازم است پیش از اینکه آسیب قابل‌ملاحظه‌ای متوجه ایرانیان شود، ابتکارعمل را در دست بگیرد. چنان که تخصیص مبلغ ۲۰۰‌ میلیارد تومان به وزارت آموزش‌وپرورش و اقتصاد و امور دارایی برای تسهیل ورود این دسته اتباع ایرانی گام مثبتی است، اما ایرانیان مقیم اروپا، نیز در معرض مخاطرات ناشی از رشد جریان‌های تندرو قرار دارند و ضروری است نسبت به آنها نیز پیش‌بینی‌های لازم صورت گیرد.

Image caption کارتون امین منتظری، قانون

روز زنت کو؟

آساره کیانی در مقاله ای در همدلی به مناسبت روز هشتم مارس، روز جهانی زن، حضور در شهر را نوشته. از جایی که به دختر جوانی فکر می کند که خودش را زیر چرخ های مترو انداخت تا آن جا که: اگر یک زن، کارش خوب باشد و بتواند توجه مخاطبان خود را جلب کند، دیگر نمی‌گذارند با آزادی کار کند؛ محدودش می‌کنند و آن‌قدر اعتماد به نفس‌اش را پایین می‌آورند تا خودش هم باور کند که کارش بد بوده. در محل‌های کار مردان باید حقوقشان بیشتر از زنان باشد و زنان باید سعی کنند کارشان را در سطح پایین‌تری از مردها نگه دارند.

او می نویسد: می‌گویند تو مقصری، می‌گویند که حرمت امامزاده را متولی‌اش نگه می‌دارد و تو خودت را می‌بینی که در هزارتوی امامزاده‌های تمام تاریخ گرفتار شده‌ای. گاه زنان بی‌سرپرست توسط این پهلوان‌ها صیغه می‌شوند؛ در همان خیابان بهشت؛ جلوی چشمان دختربچه فال‌فروشی که قرار است تا ساعت یک نیمه‌شب همان‌جا بنشیند.

در دنباله مقاله همدلی آمده: زنان ممسنی در قلعه گلاب دسته‌جمعی، خودکشی کردند؛ ۲۰۰ سال پیش، زنان فهمیدند برای این‌که مورد تجاوز قرار نگیرند، تنها چاره این است که نباشند؛ شاید نخواسته بودند که مثل چند ۱۰۰ نفر از «دختران قوچان» - زمان خشکسالی خراسان و عاجزشدن از پرداخت مالیات- به روس‌ها و ترکمن‌ها فروخته و وادار به کار در بارها و مکان‌های بدنام شده و لابه‌لای برگ‌های تاریخ مشروطه گُم شوند.

مقاله روز زن چنین به پایان می رسد: هیچ‌کس زنانی را که خودکشی کردند یا فروخته شدند نمی‌شناسد؛ در حالی‌که هر روز دیده می‌شوند که در خیابان‌های شهر، خود را می‌فروشند یا می‌کُشند. امروز هشتم مارس است و روز جهانی زن های ایرانی گُم است و آن‌ها در حالی‌که بخش‌های بد تاریخ را تکرار می‌کنند، می‌گویند که گُم‌شده‌ای ندارند.

اصلاح طلبان آویزان حکم حکومتی

جوان روزنامه سپاه پاسداران در مقاله ای پیرامون به تعویق انداختن حکم شش سال زندان احمد منتظری که به خاطر انتشار گفته های پدرش آیت الله منتظری درباره اعدام های دهه شصت صادر شده بود، مراجع روحانی قم را در این باره وساطت کرده بودند به عنوان مخالفان قید مطلقه برای ولایت فقیه معرفی کرد

کبری آسوپار در مقاله روزنامه جوان نوشته:حكم حبس شش ساله احمد منتظري با وساطت برخي مراجع نزد رهبري معظم انقلاب با گرفتن تعهد كتبي از وي تعليق شد. اين درخواست از رهبري براي اعمال اختيارات خاص ولي فقيه اولين بار نيست كه توسط مخالفان وجود اين اختيارات خاص صورت مي‌گيرد. مخالفان قيد مطلقه براي ولايت فقيه، بيشترين تقاضا را براي بهره بردن از اختيارات ناشي از اين قيد داشتند.

نویسنده برای اثبات این ادعا که اصلاح طلبان که همواره از اختیارات فراقانونی رهبر گلایه دارند بیشترین بهره گیرندگان از حکم های حکومتی هستند از جمله نوشته:غلامحسين كرباسچي در مقام شهردار تهران با اتهامات مالي مواجه و در دادگاه محكوم شد. در حالي كه او دوران مجازات حبس خود را مي‌گذراند، محمد خاتمي رئيس‌جمهور وقت در نامه‌اي به رهبري خواستار عفو باقي مانده دوران محكوميت وي شد كه رهبر معظم انقلاب با تقاضاي رئيس‌جمهور موافقت كردند. بعدتر در مورد عبدالله نوري كه از قضا يكي از جرم‌هاي او توهين به رهبري بود، اتفاق مشابه افتاد و با درگذشت برادرش در سانحه تصادف، نمايندگان مجلس در نامه به رهبري خواستار عفو باقي مانده حبس وي شدند كه مورد موافقت رهبري قرار گرفت.

روزنامه سپاه نتیجه گیری کرده: حال آن تناقض قول و فعل در مورد حكم حكومتي كه در آغاز مطلب گفتيم اصلاح‌طلبان به آن دچار هستند، ثابت شده است. هميشه در رد مطلق بودن ولايت فقيه سخنراني مي‌كنند، اما در عمل هميشه هم آويزان همين اطلاق هستند.

Image caption چهارشنبه هراسی

نا اميدي را چه كساني در جامعه تزريق مي‌كنند

شعبان مصطفائي در انتقاد از گفته های رییس جمهور درباره کسانی که مردم را نومید می کنند نوشته به قاعده مقصود رییس جمهور دشمنان جمهوری اسلامی و مخالفان انقلاب هستند و به يك احتمال ضعيف هم افرادي در داخل كشور كه منتقد عملكرد ايشان هستند، می توانند مسئول ايجاد نااميدي و بي‌نشاطي در مردم باشند. براي بررسي اين احتمال ضعيف به سؤال اصلی براي اينكه بدانيم چه نهاد يا افرادي مسئول اميد و نشاط در جامعه هستند.

نویسنده روزنامه سپاه پاسداران تصریح کرده: چون مسئوليت توسعه اقتصادي در كشور با دولت است، پس مسئول مستقيم ايجاد نشاط و اميد در كشور نيز بر عهده رياست جمهوري و تيم همراه وي است. اما در سه سال و چند ماه اخير همه سخن از مزخرف شمردن دستاوردهاي قبلي است و اينكه برخي از دولتمردان ادعا كردند توان رقابتي ما در حد آبگوشت بزباش و قورمه سبزي است، اينكه مسكن مهر مزخرف خوانده شد، اينكه گفته شد امريكا مي‌تواند با يك موشك توان دفاعي ما را نابود كند، اينكه صنعت هسته‌اي را در حد دستگاه آبميوه‌گيري تنزل دادند، اينكه رشد علمي ما كاهش داشته است، اينكه حقوق‌بگير نجومي ذخيره نظام ناميده شد و سفر ميلياردي از بيت‌المال هزينه شد، اينكه اعتبار پاسپورت ايراني به پنج پاسپورت ضعيف دنيا تنزل يافت، اينكه مشكل ريزگردها به عذاب الهي نسبت داده شد.

نویسنده متنقد روزنامه جوان در نهایت نوشته: اينكه آب خوردن ما را به برجامي كه نتيجه‌اش تقريباَ هيچ شد، گره زدند و خيلي موارد ديگر، آيا تزريق نااميدي به كشور نبوده است. وقتي چنان رونق اقتصادي كه مردم را بي‌نياز از دريافت يارانه كند، به دست نيامد چگونه نشاط حاصل ‌شود. دولت در سه سال اخير نااميدي كاشته و هيچ درو شد. اكنون كه به زمان انتخابات نزديك مي‌شويم از اميد و سبد اميد حرف زده مي‌شود آن هم از جايگاه مدعي‌العموم نه جايگاه پاسخگو بودن نسبت به وظيفه‌اي كه در قبال اميدواري و نشاط مردم دارند.

ما که کاره ای نیستیم

شهروند در سرمقاله خود خبر داده که يكي از نمايندگان جناح تندروي مجلس که سخنگوی کمیسیون امنیت ملی هم هست اخيراً اقدام به افتتاح حساب كاربري رسمي در توييتر كرده، در حالي است كه توييتر در ايران فيلتر است گرچه تعداد زيادي از مقامات و كنشگران رسمي سياسي نيز حساب توييتر دارند، به همين دليل این روزنامه گفت‌وگويي را با اين نماينده انجام داده و چند سوال مقدماتي از آن نماينده پرسيده مي‌شود، سپس پرسش اصلي طرح مي‌شود:

شما چگونه توییتری شده‌اید؟ مگر نه اینکه توییتر در کشورمان فیلتر است؟!

- باور کنید نمی‌دانستم. اتفاقا چند روز بعد از اینکه توییترم فعال شد، یکی از دوستان به بنده اطلاع داد که توییتر فیلتر است.

پس با این حساب فیلترشکن شما همیشه روشن است؟!

- خب، واقعا فرصت فکر‌کردن به این مسائل وجود ندارد.

بگذریم؛ آیا قصد ندارید با توجه به جایگاه‌تان به‌عنوان نماینده مردم در مجلس اقدامی در مسیر رفع فیلتر توییتر انجام دهید؟

- ما که کاره‌ای نیستیم. من هم مثل شما؛ ولی به ‌هر حال از توییتر استفاده می‌کنم و می‌توانم این را بگویم که برخلاف دیگر درگاه‌های ارتباطی آنلاین، شخصا مسئولیت توییترم را برعهده دارم و خودم در توییتر می‌نویسم!»

شهروند در دنباله این پرسش و پاسخ افزوده: نماینده مجلس بايد سطح آگاهي و دانش و اطلاعش از اين موارد در حد بالا باشد. پس اين بی‌اطلاعی، به‌طور ضمنی اقرار به ضعف مفرط گوینده است و به احتمال زياد اين ضعف در همه حوزه‌هاي تخصصي براي او و دوستانش وجود دارد. چرا که حتي دوستانش نيز پس از راه‌اندازي حساب توييتري به او اعتراض نكرده‌اند و كسي كار او را تقبيح نکرده است. پس چرا اين كار ممنوع و فيلتر شده ‌است؟

در انتهای مقاله آمده: اينكه نماینده عضو کمیسیون امنیت ملی گفته‌ ما كه كاره‌اي نيستيم، چطور در اين مورد بسيار ساده كاره‌اي نيستند، ولي هنگامی که نوبت به برجام مي‌رسد همه‌كاره مي‌شوند؟ آيا ممكن است كه نمايندگان مجلس تا اين حد فاقد اراده و توانايي براي انجام این امور باشند؟ آيا نمي‌شد از يك مقام مسئول سوال كنند كه چرا توييتر ممنوع است؟

Image caption کارتون محمد رضا ثقفی، شهروند

درختولوژی مشایی

علی زراندوز در صفحه طنز بی قانون نوشته: اسفندیار رحیم‌مشایی در چهلمین سالگرد درخت نامیدن خودش در جمع خبرنگاران حاضر شد و به سوال‌های آن‌ها پاسخ داد. در این نشست خبری یكی از خبرنگاران پرسید:«راستی شما مشخص نكردید كه چه نوع درختی هستید؟» و خبرنگار دیگری گفت: «لطفا نیم‌نگاهی هم به درخت‌های حرا و جنگل‌های مانگرو كه در جنوب كشور رو به انقراض هستند، داشته باشيد!» و خبرنگار دیگری نظر داد كه: «درخت میوه بهتر است... مردم هم از سایه‌اش استفاده می‌كنند هم از میوه‌اش!» خبرنگاری هم گفت: «حالا چرا درخت؟ مگه بوته چه اشكالی داره؟»

به نوشته این طنزنویس: خبرنگار خوش‌ذوقی هم این بیت را خواند: «در کنار خطوط سیم پیام/ خارج از ده، دو کاج، روییدند...» و در ادامه پرسید«نظر شما درباره این شعر چیه؟ چون بعضی از مخالفان سیاسی شما، سرنوشت سیاسی‌تان را به آخر و عاقبت این دو كاج تشبیه كردند!» خبرنگار حافظ دوستی نیز با اشاره به این بیت حافظ: «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد/ نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد» پرسید: «بالاخره شما درخت هستید یا نهال؟»

صفحه طنز بی قانون در نهایت نوشته: پس از مطرح شدن این پرسش‌ها و سوالات دیگری از این دست، سرانجام مهندس مشایی به حرف آمد و گفت: «شما فقط به كاندیدای ما رای بدین، بعدش هر درختی می‌خواین بنده رو صدا كنین و فرض بفرمایین!»