روزنامه‌های تهران، حمله و ضدحمله دولت و مخالفانش

ایران حق نشر عکس JAVAN
Image caption تیتر و عکس صفحه اول جوان

روزنامه های امروز صبح، چهارشنبه ۲۵ اسفند در عنوان های نخست خود از انتقاد سخنگوی دولت از صدا و سیما و رسانه های تندرو که با نفی آمار و ارقام و مستند به گفته های مردمی که انتخابشان می کنند خبر داده و از قول نوبخت این گونه انتقادها را کیلویی خوانده اند، روزنامه های مخالف دولت این سخن را توهین تلقی کرده و بر این نظر پافشرده اند که پرسیدن از مردم رهگذر، چنان که حسن روحانی هم در مبارزات انتخاباتی خود گفت، روش بهتری است.

گزارشی از بازارهای کساد و دلزدگی مردم و گسترش دستفروشی در کنار خیابان ها، در روزنامه های مستقل هم آمده. در عین حال این روزنامه ها مدعی هستند با توجه به وحشتی که آتش سوزی ساختمان پلاسکو در دل ها انداخت، چهارشنبه سوری دیشب تهران کم حادثه از همه سال بوده است.

روزنامه جوان در گزارش اصلی خود نوشته: شهادت ۱۶ آتش نشان در حادثه پلاسکو توانست همگرایی برای سپری کردن آرام آخرین شب چهارشنبه سال نسبت به سال‌های قبل را صورت دهد. سخنگوی آتش نشانی تهران و سخنگوی اورژانس کشور تا زمان تنظیم خبر اعلام کردند که نسبت به سال گذشته شب آرام تری سپری شد.

به نوشته این روزنامه رئیس بیمارستان شهید مطهری هم شب گذشته گفت: از صبح سه مصدوم به بیمارستان منتقل شدند که نسبت به مدت مشابه سال قبل تعداد مصدومان کاهش چشمگیری داشته است. در مدت مشابه سال قبل ۳۰ مصدوم به این بیمارستان منتقل شده بودند.

انتقاد کیلویی و پاسخ کیلویی

به نوشته روزنامه ایران باقر نوبخت فاش کرده که یک گروه سیاسی در صدا و سیما مامور تخریب دولت شده اند چنان که واعظی وزیر ارتباطات هم گفته: رهبر همواره توصیه کرده‌اند که تبلیغات زودهنگام انتخاباتی نباشد و اجازه بدهیم همان دوره‌ای که قانون برای انتخابات مشخص کرده مورد استفاده قرار گیرد. متأسفانه از مدت‌ها قبل یک گروهی دولت را تخریب می‌کنند و متأسفانه برخی مواقع شاهد هستیم که بخش‌هایی از صداوسیما هم به این مسأله دامن می‌زنند.

محمد‌هاشمی رییس پیشین صدا و سیما در همین روزنامه مقاله ای دارد که در آن تاکید شده آنچه اکنون از صدا و سیما دیده نمی‌شود، همین بی‌طرفی است. علت تأکید بر بی طرفی در هنگام تصویب قانون اساسی، این واقعیت است که صدا و سیما رسانه‌ای ملی و متعلق به عموم ملت ایران است و به قوه، قشر، جناح و یا گروه خاصی تعلق ندارد. در این صورت، انتظار بحق آن است که صدا و سیما مشی بی طرفانه‌ای در پیش بگیرد.

به نوشته معاون پیشین رییس جمهور در مقاله روزنامه ایران: اما اکنون نه تنها این رسانه بی طرفانه عمل نمی‌کند، بلکه در روابط میان جناح‌ها ورود کرده و در مواردی همچون انتخابات، به مثابه یک جناح سیاسی عمل می‌کند. در این صورت آنچه مغفول می‌ماند، ماهیت صدا و سیما به عنوان یک رسانه است؛ ساختاری که تنها وظیفه آن، اطلاع‌رسانی است و داوری و تصمیم‌گیری به عهده مردم گذاشته می‌شود. اکنون در غیاب ماهیت حرفه‌ای صدا و سیما به مثابه یک رسانه، این سازمان تلاش می‌کند نظر مخاطبان را نسبت به یک جناح یا نامزد انتخاباتی، تغییر بدهد؛ نامزد یا جریانی را ترویج کند و در مقابل، جریان یا نامزدی را تخریب.

حق نشر عکس SHARGH
Image caption کارتون علی میرایی. شرق

پاسخ تندروها

روزنامه جوان در پاسخ انتقاد سخنگوی دولت در تیتر اصلی خود نوشته ‌روحانی در سال ۹۲ در‌باره جیب مردم و سفره معیشت آنان، حرف‌های همه‌فهم‌تری می‌زد حالا اما سخنگوی او که شاید حرف‌های رئیس خود را از یاد برده می‌گوید این حرف‌ها «کیلویی» است و ملاک ما آمار و ارقام است: «وقتی آمار رسمی قانوناً اعلام می‌شود، همین جوری کلی گفتن که نمی‌شود، ما باید آمار، عدد و رقم بگوییم. همین جوری کلی و کیلویی حرف زدن، جواب کارشناسی به آمارهای رسمی دولت به حساب نمی‌آید. این گزارش‌های مردمی که صداوسیما تهیه می‌کند، سخیف است!»

روزنامه سپاه پاسداران نوشته: شاید حرف نوبخت، حرف کارشناسی باشد اما باید به عنوان سخنگوی دولت به پرسش مهم تری پاسخ دهد که چرا نمی‌تواند پس از چهار سال که از عمر دولت می‌گذرد، به شعار‌های رئیس‌جمهور پایبند باشد تا دست کم روحانی بتواند یک بار دیگر همین شعار‌های کیلویی و کلی را در انتخابات پیش رو سر دهد!

کیهان نیز گزارش اصلی خود را به پاسخ به سخنگوی دولت اختصاص داده در آن سخن باقر نوبخت را نقل کرده که اینکه از محله لاله‌زار یکی را پیدا و مصاحبه کنید که اثر اقدامات دولت در سفره اش رفته یا خیر، درست نیست و افزوده: رویه دولت یازدهم در توهین به منتقدان متأسفانه پدیده تازه‌ای محسوب نمی‌شود، اما نگاه دقیق به نحوه مواجهه با انتقادات، خبر از وضعیت نامساعد و دست خالی دولت در پاسخ به عملکرد خود را دارد. عملکردی که حتی صدای اقتصاددانان حامی دولت را هم در رابطه با نظام تصمیم‌سازی، عملکرد اجرایی و آمار منتشر شده دولت بلند کرده است.

کیهان به عنوان نشانه ای از صحت گزارش های خود نوشته:اواسط بهمن ماه خبرنگار ما به سراغ شهرک‌های صنعتی رفت تا سه و نیم سال پس از روی کار آمدن دولت روحانی، وضعیت آنها را از زبان خودشان جویا شود. نتیجه آن شد که تولیدکنندگان شهرک‌های صنعتی با اشاره به تعمیق رکود طی دولت یازدهم، اعلام کردند با هیچ عینکی نمی‌توان رونق را دید.

چند روز پیش هم برای «ارزیابی اقتصاد و معیشت در سال 95 به روایت مردم» راهی یکی از خیابان‌های پر تردد سال‌های گذشته در ایام عید رفتیم.

به نظر این روزنامه تندرو: آنجا هم مردم و کسبه از وضعیت نامساعد بازار گفتند. اما گویا سخنگوی دولت تهیه گزارش از خیابان لاله‌زار و پرسیدن چند سؤال از مردم برای جویا شدن معیشت این روزهایشان را برنمی‌تابد و با انتقاد از اینکه چرا برای سنجش وضعیت اقتصادی مردم، با چند نفر از مردم مصاحبه می‌شود این کار را غیرکارشناسی و سخیف می‌داند.

دولت چه دستاوردی داشته است؟

شهروند در سرمقاله خود به یادآورده که در زمان دولت مورد حمایت تندروها چه گذشته و چطور در عرض یک شب نرخ ارز سه برابر شد و بعد هم همه تقصیرات افزایش قیمت ارز را به گردن فرد بی‌نام و نشان به نام جمشید بسم‌الله انداختند. تولید خودرو را در کشور به پایین‌ترین حد در ١٥‌سال گذشته رساندند و آن را کمتر از نصف کردند. اشتغال را حدود صفر‌درصد افزایش دادند و به جایش مردم را یارانه‌بگیر کرد‌ه‌اند، الان هم می‌خواهند همان خط را بروند و هر کدام به‌صورت ساده‌لوحانه قول افزایش یارانه‌ها را تا سه برابر می‌دهند، بدون اینکه اصولاً پول نفتی وجود داشته باشد.

این روزنامه در عین حال مهمترین دستاوردهای دولت روحانی را برشمرده و خارج‌کردن اقتصاد از رکود و رشد منفی را که میراث دولت اصولگرایان است از آن جمله دانسته و نوشته: دولت از ابتدا قول داد که تورم را کاهش دهد؛ تورمی که بیشترین ضررش متوجه طبقات فرودست است. در ‌سال گذشته آن را به حدود ١٢‌درصد رساند. افزایش صادرات نفت از حدود یک میلیون بشکه در پایان دولت احمدی‌نژاد به حدود ٥/٢ میلیون بشکه در روز از نتایج برجام است محقق نمی‌شد، وضعیت امروز ایران بسیار بدتر از ونزوئلا بود.

در ادامه سرمقاله شهروند آمده: تثبیت نرخ ارز در ٣‌سال گذشته و افزایش آرام و قانونی آن از دیگر دستاوردهای دولت بوده است؛ اصلی‌ترین کالاهای تولیدی کشور یعنی پتروشیمی و خودرو و برق در سال‌های اخیر روند صعودی را در تولید داشته‌اند که به رونق کسب‌وکار و کارگاه‌ها انجامیده است و اگر همین رونق نبود، نرخ و تعداد بیکاران امروز چند برابر گذشته می‌شد. یکی از بدترین ضرباتی که دولت پیش به کارگران زد، عدم افزایش حقوق آنان متناسب با نرخ تورم بود؛ ولی در دولت حاضر، در تمامی سال‌ها افزایش حقوق بیش از نرخ تورم بوده است.

پول ملی چه شد؟

اما غلامرضا کیامهر در جهان صنعت گلایه کرده که پول ملی، پرچم ملی، زبان ملی و در مورد ما ایرانیان مذهب رسمی که تشیع است، از جمله مهم‌ترین نشانه‌های هویت محسوب می‌شود. البته امروز گذرنامه ملی هم به این اجزای چهارگانه هویتی افزوده شده که متاسفانه برای حفظ حرمت، ارزش و اعتبار آن در عرصه داخلی و خارجی، کاری از دست شهروندان عادی ساخته نیست و تا زمانی که دولت‌ها از تبدیل ارز حاصل از فروش نفت به ریال برای تامین هزینه‌های جاری و جبران کسر بودجه‌های سنگین سالانه خود استفاده می‌کنند، چاره‌ای جز تحمل خدشه‌ها و ضربه‌هایی که به اعتبار پول ملی ما وارد می‌شود، نخواهیم داشت.

نویسنده معتقد است دولتمردان با دستاویز قرار دادن منافع صادرکنندگان و نیازهای صادراتی کشور، در هر فرصتی به سرکوب نرخ ارز و پایین نگه داشتن تصنعی قیمت دلار ابراز نگرانی می‌کنند و مدعی می‌شوند که نرخ ارز در کشور ما واقعی نیست. اما با زیرکی هرچه تمام‌تر به‌طور علنی نمی‌گوید که نرخ ارز واقعی موردنظر آنها چیست و آنها حتی زمانی که از ضرورت تک‌نرخی شدن ارز حرف می‌زنند منظورشان نرخ ارزی به مراتب فراتر از نرخ کنونی بازار آزاد است.

در ادامه مقاله جهان صنعت آمده:متاسفانه برخی اقتصاددان‌های به ظاهر طرفدار اقتصاد آزاد هم هر بار که بحث نرخ ارز در جامعه به میان می‌آید همصدا با تاجرپیشگان فارغ از دغدغه‌ها و مشکلات صنعت و تولید کشور و خطراتی که افزایش نجومی نرخ ارز در آغاز کار دولت یازدهم برای ادامه حیات واحدهای تولیدی داشته است به جای درخواست صریح از دولت برای افزایش نرخ ارز، بحث سرکوب نرخ ارز را به میان می‌کشند.

حق نشر عکس ETEMAD
Image caption کارتون حمید رضا مسیبی، اعتماد

تموم شو عمو ببینه

پدرام ابراهیمى در سرمقاله صفحه طنز بی قانون نوشته: گاهی فقط می‌خوای تموم بشه. فقط می‌خوای تموم بشه و فکر و ذهنت ذره‌ای به این سمت نمی‌ره که بعد از اون تموم شدن، چه برنامه و نقشه‌ای باید داشته باشی. مثل یکی دو سال آخر دوره احمدی‌نژاد. مثل ده دقیقه آخری که توی درمانگاه زیر سرُم هستی. یا مثل همین امروز. امروز از امسال. سالی که هر بار اخبار رو چک کردی، یکی از دست رفت، سرمایه‌ای هاپولی شد، رودی خشکید، ساختمانی فروریخت - چه سیمانی چه اخلاقی- دروغی، تهمتی، ناروایی بی‌محابا و با گردنی افراشته، گفته و نوشته شد.

مثل امسال که هر کسی از تو پرسید: «فلان بازیگر بود تو اون فیلمه، خب؟» می‌دونستی جمله بعد، جمله خوبی نیست. مثل سالی که سایه سوءتفاهم‌های عمدی و تهدید و شکایت و توقیف، یک لحظه کوتاه نشد. مثل سالی که رفاقت‌ها در اون بیشتر و بیشتر کمتر و کمتر شد. معاشران، بیش از پیش یک مشت هویت نامشخصِ بی‌مسئولیت توییتری و اینستاگرامی شدند و دیگه خوب خوبه‌اش آشنایان واقعی تو در تلگرام هستن. با پیام‌های عمومی صد من یه غاز. با ندیدن پیام‌های تو. با دیدن و جواب ندادن‌ها.

به نوشته این طنزنویس: می‌دونه که نه تقصیر تقویمه نه تقصیر ماه و سال؛ ولی خب بالاخره باید این مشت رو به یه کیسه بوکسی چیزی کوبید و الان چیزی دم‌دست‌تر از سال 95 پیدا نمی‌کنم. فقط می‌خوام تموم بشه، در حالی که می‌دونم سال بعد سال بهتری نخواهد بود ولی این زندگی و بازیگراش آدم رو به جایی می‌رسونن که به جای شروع تازه، در آرزوی پایان باشه. فقط وسط این همه دود و بخار، یه دلخوشی بزرگ و قطعی وجود داره؛ اینکه تموم شدن، سوخت و سوز نداره. تنها آرزوییه که نه دعا می‌خواد نه تلاش. بشین تو اتاقت و به دیوار روبه‌رویی خیره شو.

نامه به خاتمی و روحانی

حامد توکلی در سرمقاله ابتکار با اشاره به نامه اسفندیار رحیم مشایی به محمد خاتمی نوشته هدف مشایی از دو حالت خارج نیست؛ او یا غرضی سیاسی داشته است و یا آنچنان که خود می گوید انگیزه ای انسانی، فرا و ورای جدال های سیاسی او را به نوشتن این نامه واداشته است.برخی حتی این نوشتن نامه را در روزهای منتهی به رفع سوءتفاهم ها و در آستانه آبستن آشتی ملی، با انگیزه افزودن سوءتفاهم «انحرافی» به پرونده اصلاح طلبان می دانند.

نویسنده مقاله به یاد آورده که: همین چند سال پیش احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی در دولت احمدی نژاد گفت که احمدی نژاد در جلسات خصوصی از التهابات سال ٨٨ استقبال می کرد و آن را فرصتی می دانست تا با اصلاح طلبان تسویه حساب شود. به خصوص او راغب بود که از این فرصت جهت برخورد با رئیس دولت اصلاحات استفاده شود. جالب بود که آن زمان مشایی و حتی خود احمدی نژاد، در دیدار با برخی نخبگان، خود را ناراضی از برخوردها نشان می دادند و سعی داشتند رخت خود و احمدی نژاد را از این اتفاقات بیرون بکشند.

ابتکار نوشته: مشایی انتظار دارد، دشمن و یا رقیب مشترک بتواند آنان را با اصلاح طلبان متحد و یا دست کم همدل کند. او فکر می کند در این بی مهری ها، می تواند دل ایشان را به دست آورد و چراغ سبزی نشان دهد. این در حالی است که اصلاح طلبان، تفاوت بنیادینی با آنچه حلقه مشایی دارند. گفتمان اصلاح طلبی به هیچ وجه قابل جمع با روش ها و بینش های این گروه نیست. حتی رقیب مشترک نیز نمی تواند اینان را گرد هم آورد.

محمود محمدی در مقاله ای در اعتماد به تفسیر نامه محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران پرداخته و ضمن تحسین از وطن دوستی وی به نکته ای اشاره کرده که در نامه آمده «به هم خوردن روابط با همسایگان به دلیل رویکرد سیاست خارجی به غرب است» که نویسنده توضیح داده اعراب منطقه از بدو پیروزی انقلاب اسلامی با هیچ صراطی مستقیم نبودند و با رفتار متناقض و خصومت‌آمیز خود لطمه جبران‌ناپذیری را به ایران و ملت‌های منطقه و منافع و امنیت جمعی تحمیل کردند و پیش از برجام بیم از اتمی شدن را مطرح کردند و بعد از برجام که در حقیقت بیم آنان را برطرف کرد، معترض شدند چرا تحریم برداشته شد تا ایران به روزگار عراق که نفت در برابر غذا و دارو می‌فروخت گرفتار نشود.

نویسنده اضافه کرده اگر سخنان محسن رضایی رمزگشایی شود باید تدبیری نو در سطح کلان حاکمیتی در برابر اعراب اندیشید، یا از راهبرد مبتنی بر معادله قدرت مردم در منطقه یا با ایجاد عامل ثبات بخش منطقه‌ای در پرتو تعامل با قدرت‌ها، نظیر آنچه به معاهده ١٩٧٥ اروندرود در الجزایر با صدام انجامید و یا حتی پیوستن به ائتلاف قاره‌ای برای تاثیر بر منطقه اندیشید که باز هم نیازمند راهبردی با تشخیص و اراده حاکمیت است.

مقاله اعتماد به نکته دیگری در نامه دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام به رییس جمهور اشاره کرده که در ان نوشته « اشتباه غربزده‌های ایران است که به جای برخورد تاکتیکی با امریکا به‌دنبال یک رابطه راهبردی با ایالت متحده هستند » و بر آن افزوده: حتی اگر «غربزدگان ایران نیز به دنبال رابطه با امریکا باشند» به عقیده صاحب این قلم، امریکا نیست، زیرا از رفتارش هویداست که با تغییر رفتار سیاسی ایران نظیر برجام هم راضی نیست بلکه همان نظریه «تغییر رژیم» را دنبال می‌کند، پس در چنین شرایطی راهکار چیست؟

اعتماد در نهایت نوشته: شورای عالی امنیت ملی وظیفه‌ای مهم‌تر از اینکه اهمیت ایران و مولفه‌های قدرت این ملت و سرزمین و حکومت را تبدیل به قدرت در «ایران منطقه‌ای» کند، ندارد. در چنین شرایطی دیگر بیمی از غربزدگانی نخواهد بود که به‌دنبال رابطه راهبردی با امریکا هستند زیرا اراده و استقلال ملی است که مسیر کشور را تعیین می‌کند و نه غربزدگان.

که جان دارد و جان شیرین خوش است

اسماعیل کهرم چهره آشنای محیط زیست در مقاله ای در شرق نوشته:ماهی‌های قرمز در تشت‌ها و لوله‌ها و تنگ‌ها، در هم می‌لولند. ماهی‌فروش‌ها کار خود را آغاز کرده‌اند؛ از دانه‌ای دو‌ هزار تومان، تا آخرین روزهای اسفند که ماهی قرمز ‌گران و گران‌تر می‌شود. یکی، دو روز بعد از سال تحویل، اگر به ماهی‌فروش سری بزنید، همین ماهی‌ها را دانه‌ای ٥٠٠ تومان می‌فروشد. در تشت‌ها، تلفات ماهی‌ها آغاز شده، این سرانجام آنهاست بی‌آنکه خودشان خبردار باشند. مرگ، سرنوشت ماهی‌های قرمز نبوده است، ماهی‌هایی که بومی قنات‌های چین بوده‌اند و سال‌ها قبل از خاور دور به ایران آمده و از اینجا به اروپا رفته‌اند.

این بوم شناس با اشاره به این که این ماهی‌ها به‌طور معمول، عمری سی‌وچند ساله می‌توانند داشته باشند. با این همه اگر به هر دلیلی ماهی قرمزتان را خریده اید، آنها را در تنگ‌های تنگ و باریک نریزید، چراکه به‌سرعت می‌فهمند اسیر شده‌اند و سطح استرس و ناتوانی‌شان بالا می‌رود. سعی کنید یک روز در میان آب تنگ را عوض کنید و غذای مناسبی برایش تهیه کنید. ساده‌اش می‌شود اینکه «به اسیر کن مدارا». البته اسرای سفره هفت‌سین ما فقط همین ماهی‌های قرمز نیستند؛ لاک‌پشت هم آمده، سمندر را هم از لرستان می‌آورند.

در نهایت مقاله شرق به این جا رسیده که: اینها جان دارند و جان شیرین‌شان را خوش است، چه کسی گفته که مار و سمندر و لاک‌پشت جایی در سفره هفت‌سین ما داشته یا دارند؟ چه کسی به ما اجازه داده حیات وحش خود را این‌طور دستی‌دستی نابود کنیم. سمندر لرستانی گونه‌ای در حال انقراض است که به حمایت و احتیاط و توجه بیشتر ما نیاز دارد نه اینکه بخریم و در کنار خیابان بفروشیمش به بهانه واهی شبِ عید. به جای این کار، به سازمان محیط زیست زنگ بزنید و گزارش بدهید که در فلان خیابان این شهر، دارند آینده ما را، حیات وحش ما را می‌فروشند، خیال‌تان راحت که با این کار، سالِ ٩٦ را خوش‌یمن‌تر خواهید دید.

حق نشر عکس SHAHRVAND
Image caption کارتون سلمان طاهری، شهروند

کنداکتور شبکه ها در چهارشنبه

آیدین سیار سریع در صفحه طنز شهرونگ نوشته: هر سال صداوسیما اقداماتی را برای نگه‌داشتن ملت در خانه انجام می‌دهد که یکی از آنها پخش فیلم‌های روز‌ هالیوود است. امسال هم احتمالا تازه‌ترین فیلم‌ها از کارگردان‌های مطرح دنیا پخش می‌شود. یعنی به‌حدی شرایط وخیم است و بیم تلفات گسترده می‌رود که بعید نیست کنداکتور سیما در شب چهارشنبه‌سوری این‌گونه بسته شود:

برای شبکه یک پخش گزیده‌ای از سریال معمای شاه با حضور ابی، ستار، شهرام شب‌پره، جلال همتی و ساخت ادامه آن با حضور شاه ماهی آکواریوم موسیقی ایران: امید جهان. شبکه دو: پخش مکرر کلاه قرمزی ٩٦ با پرداخت طلب پارسال و پیش‌قسط دو ‌سال بعد!شبکه سه: پخش فیلم جدید کریستوفر نولان که هنوز در مرحله تدوین است + حذف مرتضی حسینی به مدت ٢٤ ساعت. شبکه چهار: پخش برنامه‌های جذاب و مفرح و در عین ‌حال علمی / رقص قاسم‌آبادی موجودات فضایی در کرات دیگر .

به نوشته طنزنویس شهرونگ در شبکه پنج: تانگوی کاظم احمدزاده با خودش پخش خواهد شد و در شبکه خبر: پخش سخنان بدون سانسور رئیس‌جمهوری و در شبکه آموزش هم:آموزش ساخت کوکتل مولوتوف با هدف نگه‌داشتن بچه‌ها در خانه و جلوگیری از جنگ‌افروزی در خیابان‌ها.