روزنامه‌های تهران، برجام ماند، اما اقتصاد چه می‌شود؟

روزنامه‌های امروز صبح تهران، دوشنبه ۲۴ مهر همچنان سرنوشت برجام و پیامدهای استراتژی دولت آمریکا را به عنوان مهم‌ترین موضوع منعکس کرده و نگاه خود را به مسایل اقتصادی و میزان توان کشور در مقابله با تحریم‌های آتی دوخته‌اند.

آرامشی که بین جناح‌های سیاسی در آستانه اعلام سیاست دولت ترامپ پدید آمده بود، بیشتر نپاییده و روزنامه‌های مخالف دولت همچنان ساز پیشین را درباره لزوم دوری دولت از معامله با اروپا و آمریکا از سر گرفته‌اند و جواب آن‌ها آماری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی که بعد از برجام به کشور جذب شده است.

ورشکستگی آب و خطرات آینده آن، حمله فیزیکی یک نماینده زن مجلس به مدیر دولتی در جلسه‌ای در مشهد و توصیه‌های عبدالله نوری به دولت و اصلاح طلبان برای تفاهم و اعتدال از جمله دیگر اخبار امروز این روزنامه‌هاست.

حق نشر عکس IRAN NEWSPAPER
Image caption تیتر و عکس صفحه اول ایران

ورشکستگی آبی

شهروند و چند روزنامه دیگر امروز سخنان عیسی کلانتری رییس سازمان محیط زیست را مهم دیده‌اند که گفته: "امروز وضع استحصال از منابع آبی تجدیدپذیر کشور به ۱۱۰‌درصد رسیده و این وضع اسفبار است و در آب به ورشکستگی رسیده‌ایم."

گزارشگر شهروند نوشته: در نخستین نشست خبری کلانتری، او برای توضیح اهمیت مسأله آب، روند رو به انقراض یوزپلنگ‌ها را جزیی خوانده بود، این‌بار با اشاره به وضع یوزپلنگ ایرانی گفت: "باید بپذیریم یوزپلنگ ایرانی نیز مثل بسیاری از گونه‌های ایرانی از بین رفته محکوم به نابودی است. تعداد یوزپلنگ‌های ایران از ۱۱۲ قلاده به ۴۷ قلاده رسیده است، چون این حیوانات گرسنه هستند و پوشش گیاهی مناسبی وجود ندارد تا امکان رشد حیواناتی که یوزپلنگ‌های موجود از آنها تغذیه می‌کنند، فراهم شود."

به نوشته این گزارش: رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست گفته‌های خود را ادامه داد: «ما خودخواه‌ترین نسلی هستیم که در طول هفت‌هزار‌ سال پیش در این سرزمین زیسته است، چون هر بلایی بر سر حوزه محیط‌زیست آمده طی چهار دهه گذشته بوده است. این رسم کشورداری نیست و آیندگان ما را قضاوت می‌کنند چون منابع طبیعی و "محیط‌زیست ارث پدر ما نیست و باید به آیندگان منتقل شود."

هيچ تقصير درختان نبود

محمد نصيري‌كليان در شرق نوشته: انتشار تصوير درختان سيب قطع‌شده، هفته گذشته در فضاي مجازي، مثل خيلي از اتفاقات هنجارشکن ذهنم را آرام نمي‌گذارد. تو گويي ارتباطي بين من و تصوير وجود دارد. بيشتر که به آن مي‌انديشم، تصوير جان مي‌گيرد و سرآغاز گفت‌وگويي بين من با يكي از درختان مي‌شود. زبان به سخن گشوده و اشاره‌اي مي‌کند. مي‌گويم: هيس! درختان که هرگز فرياد نمي‌زنند؟

سردرگمم از سؤالي كه هنوز درخت نپرسيده و مي‌دانم چيست. سراغ باغبان را مي‌گيرم، متهم رديف اول؛ صحنه را ترک کرده، پيدايش مي‌كنم. از او مي‌پرسم: آخر چرا!؟... درخت تر و تبر که با هم نسبتي ندارند! باغبان تصميم ندارد حرفي بزند، شايد در آخر لب به سخن بگشايد. آيا كسي از واسطه‌هاي باغ تا بازار (دلالان) خبر دارد؟ همان‌هايي كه سيب را به بهايي اندك از باغبان مي‌خرند. يكي مي‌گويد: ديروز اينجا بودند و بعد از اين اتفاق، باغ و باغبان را تنها گذاشتند و رفتند پي باغي ديگر.

در ادامه این مقاله آمده: كسي ديگر مانده است؟ شايد پاسخ سؤالم را در افقي دورتر از ساختمان‌هايي كه در انتهاي باغ وجود دارند بيابم. هنوز ساختمان‌ها اينجا قد نكشيده كه بگويم شايد بسازبفروشي، به بهايي اندك سيب و باغ را يكجا خريده‌‌ تا ... مردي كه همراه باغبان است تبر از باغبان مي‌گيرد و به دستان لرزانش تكه دستمالي مي‌دهد تا اشك‌هايش را پاك كند. او هم فكر نمي‌كرد ساخت‌و‌سازي در ميان باشد.

خنثی سازی بمب ترامپ

جاوید قربان اوغلی در مقاله‌ای در شرق نوشته: به نظر می‌رسد ایران می‌تواند هزینه‌های مواجهه با شرایط حاصل از رویکرد اخیر آمریکا را به حداقل ممکن کاهش دهد. اول اینکه در سیاست خارجی سمی مهلک‌تر از چندصدایی و اظهارنظرهای گونا‌گون داخلی در مواجهه با بحران تهدید امنیت ملی وجود ندارد. دوم استمرار پایبندی کامل به برجام و پرهیز از هر اقدام و اظهارنظری که شائبه خروج ایران از این توافق بین‌المللی و ان‌پی‌تی را در اذهان جهانی متبادر كند.

به نظر این دیپلمات پیشین: موضع خصمانه برخی دولت‌هاي همسایه در تأیید و همراهی سخنان ترامپ، نباید ایران را به موضعی تلافی‌جویانه سوق دهد. پیگیری مجدانه آرام‌سازی منطقه به‌ویژه پس از دستاوردهای اخیر در عراق و سوریه و توسل به دیپلماسی بهبود روابط با همسایگان می‌تواند باطل‌السحر وعده‌های دروغین آمریکا به کشورهایی باشد که لاجرم باید در کنار ایران قدرتمند زندگی کنند و در نهایت اینکه با وجود فضای سنگین کنونی، باید در‌های کشور را به سوی سرمایه‌گذاران خارجی گشود و برای تسهیل در این مهم مقررات سختگیرانه را برای کلیه شرکت‌های بین‌المللی و حتی آمریکایی کنار گذاشت.

در انتهای مقاله شرق آمده: ممکن است تصور چنین رخدادی در فضای کنونی دور از ذهن باشد ولی طعنه معنی‌دار ترامپ بازرگان ماجراجو به رئیس‌جمهور فرانسه درباره شرکت رنو در ایران، حکایت از آن دارد که یک سوی راهبرد جدید آمریکا ناشی از احساس زیان آمریکا در مورد معامله‌ای است که اوباما و کری بیشترین نقش را در آفرینش آن داشتند ولی همه منافع آن را اروپایی‌ها، روسیه و چین درو می‌کنند.

تهدید ترامپ و اقتصاد ایران

حسین عبده تبریزی در سرمقاله روزنامه ایران نوشته آمریکا در اقتصاد و سیاست جهان سودای یکه تازی در سر می‌پروراند اما دیگر دوره‌ای که معنای غرب تنها آمریکا باشد، گذشته است. در مورد توافق هسته‌ای ایران نیز باید به چنین نکته‌ای توجه کرد. آمریکا صرفاً یک طرف قرارداد است و در صورتی که رئیس جمهوری آن با همراهی کنگره به تندروی‌ها ادامه دهد، در نهایت می‌تواند تحریم‌های خود آمریکا را تمدید کند. در حال حاضر نیز برای ایران موضع اتحادیه اروپا اهمیت دارد.

به نظر این اقتصاددان: برجام از زمان اجرا تا کنون، آثار مثبت فراوانی برای اقتصاد ایران داشته که مهم‌ترین آنها کسب درآمدهای نفتی و دسترسی به اعتبارات خارجی بوده است. این آثار هم آنقدر عمیق است که به راحتی و با بدعهدی یک طرف از توافقی شش طرفه، نمی‌تواند از اقتصاد ایران پاک شود. در یکی دو روز گذشته، شرکت‌های بزرگ خارجی و اتحادیه اروپا هم یادآور شدند که روابطشان با ایران مانند سابق ادامه خواهد یافت چراکه ایران به تعهدات خود در متن برجام پایبند بوده و دلیلی برای تحریم مجدد آن وجود ندارد.

سرمقاله روزنامه دولت به این جا رسیده که: در نهایت تهدید آمریکا برای ایران مربوط به توقف همکاری‌های مالی است. ترامپ به‌دنبال ابزار جدید برای تحریم بیشتر است که فعلاً در اختیار ندارد. بنابراین تنها کاری که آمریکا می‌تواند انجام دهد، تهدید نهادهای مالی برای همکاری نکردن با بانک‌های ایران خواهد بود. پیش از این نیز مراودات بانکی ما با جهان به خاطر کارشکنی‌های آمریکا چالش‌هایی داشت. حالا نیز طبق بدبینانه‌ترین سناریو، آمریکا همکاری بانک‌های بزرگ را باز هم تقلیل یا قطع خواهد کرد که با توجه به سطح اندک همکاری آنها با ایران، این فشار اهمیت چندانی ندارد.

حق نشر عکس IRAN NEWSPAPER
Image caption ترامپ روی صحنه-کارتون هانی انصاری. ایران

فیلسوفی که اعتماد کرد

غلامرضا صادقیان در جوان نوشته: شاه بيت چهار سال مذاكرات هسته‌اي و دامنه‌ها و ادامه‌هاي آن بين ايران و طرف‌هاي مقابل، بحث «اعتماد» بود. اينكه آيا مي‌توان اعتماد كرد يا نه و چرا و به چه كسي مي‌توان اعتماد كرد. گرچه از آغاز همگان مي‌گفتند در برجام، دو طرف قرار نيست به هم اعتماد كنند اما به نظر مي‌رسد يك طرف كمي اعتماد كرد وقتي كه مي‌گفت «كري قول داده است.» اما در هياهوي اعتماد ما به آمريكا و طرف‌هاي مذاكره، دنيا امسال جايزه يك ميليون دلاري خود را در فلسفه به فيلسوفي داد كه اعتماد را به چالش كشيد! فيلسوفي كه «به چيزي كه لياقت اعتماد ندارد» اعتماد نمي‌كند.

نویسنده روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران با مقایسه خانم اونیل فیلسوف بریتانیایی استاد فلسفه در کمبریج با فیلسوفان ایرانی نوشته: نقش فيلسوفان ايراني در مذاكرات هسته‌اي و رسيدن به برجام تقريباً صفر بود، جز آن لحظاتي كه مجلس با رياست يك دانش آموخته فلسفه، برجام را در ۲۰ دقيقه تصويب كرد با اينكه اگر از همه نمايندگان مجلس قبلي و حتي همين مجلس فعلي بخواهيم ۲۰ دقيقه درباره مفاد اين قرارداد با همفكري هم صحبت كنند، نمي‌توانند و يا اگر چيزي بگويند، اغلاط و تناقض‌هاي زيادي به بار مي‌آورند.

به هر حال برجام براي مذاكره‌كنندگان ـ حتي اگر خلاف آن را بگويند ـ‌ معني «اعتماد» داد. موضوعات ديگر مثل مبادلات بانكي و معاملات تجاري، معلوم نيست در چند سال آينده يا در چند دهه آينده چگونه شكل عوض كند اما آنچه به نظر نمي‌رسد ميان ايران و امريكا الي الابد تغييرپذير باشد، مسئله اعتماد به يكديگر است.

چک‌های ترامپی

محمد توکلی در سرمقاله بهار نوشته: چند سـاعتى بیشتر از نطق دونالدترامپ نگذشته بود که رسانه‌اى خاص، با داشـتن رانت اطلاعاتى خاص تعدادى چک و «اسـناد» را براى اثبات جاسوسى «یک عضو تیم مذاکره کننده هسته‌اى» منتشر کرد. مى‌توان گفت که اگر دادگاه با چنین اسـناد و مدارکى راى بـه محکومیت کسی داده که بر خلاف ادعاهاى مطرح شـده عضو وزارت امور خارجه نبوده، مى‌بایست مسئولان دستگاه قضایى یکبار دیگر این پرونده را بررسـى کنند زیرا اساسـا هیچ یک از اسناد ادعایى نمى‌تواند به معناى جاسوسـى توسـط این شخص تلقى شود.

نویسنده با استناد به اظهار نظر کارشناسانه وزیر اطلاعات که متهم را اصولا جاسوس نمی‌داند نوشته: برخى معتقدند زمان این به اصطلاح افشاگرى که تنها چند ساعت پس از نطق ترامپ بوده است به دلیل عصبانیت برخی‌ها از این نکته است که رییس جمهور آمریکا بر خلاف آرزوى "دلواپسان" از پایان برجام سـخنى نگفت. و همین امر نشـانگر آن بود که تیم مذاکره کننده این توافق را به قدرى مسـتحکم تدوین کرده اسـت که حتی ترامپ متنفر از برجام نیز چاره‌اى جز تحمل آن نداشـته باشد. همین عصبانیت سـبب آن شده است که با اتهام زنى‌هاى سخیف به تیم مذاکره کننده هسته اى آنان را جاسوس و وطن فروش خطاب کنند.

نویسنده سرمقاله بهار بدون نام بردن از خبرگزاری فارس نوشته: این رسـانه و مانند آن که چنین رفتارهایى را در کارنامه خود به دفعات نشـان داده‌اند مصداق آنان هسـتند که منافع ملى را بر سـر راه رقابت‌هاى جناحى ذبح می‌کنند. مشخص نیسـت که تا چه زمانى قرار اسـت برخى در کشور با حاشیه امنیتى که براى خود درست کرده‌اند بى‌توجه به منافع ملى تنها به در فکر رقابت‌هاى جناحى بوده و از طریق اتهام زنى‌هایى بى‌اساس مدیران کشور را خانه نشین کنند.

نامه چارلی به ترامپ

سوشیناس شجاعی فرد نامه‌ای از قول چارلی چاپلین برای دونالد ترامپ نوشته: ببین ترامپ. دنیایی که تو در آن زندگی می‌کنی، دنیای پدرسوختگی است! دنیای پدرسوخته‌بازی است! در این دنیا انتخاب با توست که طرف پدرسوخته‌هایی باشی که آتش می‌سوزانند یا طرف کسانی که پدرشان و خانه و کاشانه‌شان، در آتش سوخته! البته واضح و مبرهن است که تو جزو کدام دسته هستی، ولی حواست باشد هر سخنرانی آتشین تو که شهوت دیده شدنت را کم می‌کند و برند ترامپ را گران‌تر و قیمت املاک و شرکت‌هایت را بالاتر می‌برد، تن یک عده را در دنیا می‌لرزاند! قیمت دلار را در یک جایی بالا می‌برد، مردمی را دست و پا بسته‌تر می‌کند و کسانی را از ترس جنگ در مرزها به صلح داخل مرزها وا می‌دارد!

در ادامه نامه آمده: دونالد اگر سرزمین‌ها را عرصه جنگاوری خودت بدانی، ماه‌ها پیش از آن روح و روان مردم آن سرزمین‌ها دچار درگیری و مرگ می‌شود! پس خوشگل موطلایی شهر من! آن‌قدر با روح و روان مردم بازی نکن! نیمه‌شب که از رقص شمشیر سعودی‌ها بیرون آمدی، آن عرب‌های ثروتمند را فراموش کن، ولی از راننده‌ات، حال آن کودک یمنی، آن زن آواره سوری و آن جوان عبوس و گول‌خورده داعشی را بپرس!

و سرانجام نامه به ترامپ در ستون طنز شهروند به این جا رسیده: شاید شبی - که مثل هر شب نیست، اون شبی که می‌گم شب نیست- درخشش پرسودترین معامله اسلحه تو را بفریبد! یادت باشد، ترس بزرگ‌ترین بیزنس دنیاست! به جای راه‌انداختن جنگ، فقط کشورها و ملت‌ها را بترسان! ولی جان همه زن‌هایت واقعا جنگ راه نینداز. به جای ورق‌زدن عکس آن مجله خرگوش‌نشان که تأثیر جبران‌ناپذیری بر لب‌های تو گذاشته، کمی عکس‌های جنگ افغانستان را ببین، کمی عکس انفجارهای عراق را ببین، کمی عکس‌های صف خرید دلار در ایران را ببین!

حق نشر عکس ETEMAD
Image caption تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

ادب 'زن' هم به‌ ز دولت ‌اوست

ثمينا رستگاري در اشاره به فيلم بلند كردن پايه ميكروفن توسط نماينده زن مجلس و فريادهاي بلندي كه بر سر معاون سياسي- امنيتي استاندار خراسان رضوي مي‌كشید، صحنه را چنین توصیف کرده: مرد طرف حمله سكوت كرده؛ آن كه پرخاش مي‌كند هم زن است و هم نماينده مجلس. مرد بخت ‌برگشته حاضر در كليپ اشتباها به‌جاي غربي‌ترين جاي خراسان گفته است خراسان غربي، بلافاصله هم عذرخواهي كرده، اما نماينده نيشابور به او اجازه صحبت كردن نمي‌دهد و با نزديك‌ترين شيئي كه دم دستش قرار دارد او را تهديد مي‌كند.

نویسنده معتقد است كساني كه استدلال اصلي‌شان براي حضور زنان در سياست تلطيف اين فضاي مردانه است، بعد از ديدن اين كليپ شايد دچار ترديد شوند. بسياري از طرفداران سهم بيشتر براي زنان در سياست هم ممكن است به فكر فرو روند. اما اين ترديدها دقيقا نقطه انحرافي ماجراست و سوالات اشتباهي را ايجاد مي‌كند كه هر جوابي هم به آنها بدهيم لاجرم غلط است.

مقاله اعتماد در جواب نوشته: دفاع از حضور زنان در عرصه تصميم‌گيري سياسي به دليل آن نيست كه آنها خوشبوكننده هواي سياستند، آنها مي‌خواهند در تصميم‌هايي كه براي‌شان گرفته مي‌شود سهمي داشته باشند؛ به اين دليل ساده كه وجود دارند و نيمي از جمعيت كشورند. آنها در چند دهه گذشته بي‌نام‌و نشان و بي‌سر و صدا حقوق اجتماعي خود را احيا كرده‌اند، بي‌آنكه نام‌شان درجايي ثبت شود پيروز منازعه‌اي نابرابر بوده‌اند و نگاه مردسالار و زن‌ستيز را چنان تغيير داده‌اند كه ذكر خاطرات و سختي چند سال پيش‌شان اكنون براي بچه‌هاي‌شان غيرقابل‌باور است.

و سرانجام این که: كليشه‌هاي جنسيتي كه زنان در اين سال‌ها شكسته‌اند نه با بخشنامه و توصيه‌هاي آمرانه كه با صبوري و تحمل سختي‌هاي بسيار فراهم‌شده و به نقطه بي‌بازگشت رسيده است.

قوت بازوی نماینده

محمدرضا ستوده با اشاره به حادثه حمله خانم ‌هاجر چنارانی، نماینده اصولگرای نیشابور با پایه میکروفن به معاون استاندار ‌نوشته: فیلم این حمله را دیدم‌. خانم چنارانی در حمله‌شان بسیار مصمم و جدی بودند به‌طوری‌که اگر خانم‌های دیگر حاضر در جلسه جلوی ایشان را نمی‌گرفتند ایشان پس از منکوب کردن معاون استاندار سراغ استاندار و سپس وزیر کشور می‌رفت‌! تصاویر حاکی از این است که ایشان از قوت بازوی زیادی هم برخوردار هستند و خطر از بیخ گوش آقای معاون گذشته.

طنزنویس پرسیده: چرا خانم چنارانی این همه تاخیر دارند و بعد از دو ماه عصبانی شده‌اند؟ اگر برای‌شان مهم بوده چرا این حمله همه‌جانبه و غرورآفرین را این همه عقب انداخته‌اند‌. کارشناسان معتقدند احتمالا ایشان دو ماه در تدارک این حمله بوده‌اند‌ زیرا چنین هجومی نیاز به نقشه عملیاتی دقیق و لجستیک مناسب است‌. تهیه کردن پایه میکروفن مناسب با قدرت تخریب بالا کار یک روز و دو روز نیست‌. احتمالا ایشان دو ماه گشته تا پایه میکروفن خوش‌دست و دلخواه خود را پیدا کند تا ریشه امید به پیروزی را در دل معاون استاندار بخشکاند‌!

ستون طنز جهان صنعت به این جا رسیده که: ایشان که آنقدر روی خراسان غربی حساس است، آن روزی که خراسان را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌کردند، کجا بود؟ ایشان با پایه میکروفنش کجا بود تا جلوی تقسیم خراسان را بگیرد؟ نمی‌دانم چرا مسوولان کشور ما تا این حد با غرب مشکل دارند‌. حتی اگر منظور غرب استان خراسان باشد‌. پیشنهاد می‌دهم نام آذربایجان غربی را عوض کنیم بگذاریم آذربایجان غیرشرقی‌!

کارتون روز

حق نشر عکس ETEMAD
Image caption روز مبارزه با فقر کودکان- کارتون علیرضا پاکدل. اعتماد