مرسی دوست ایران بود یا دشمن؟

Mohammed Morsi in 2012 حق نشر عکس Getty Images
Image caption محمد مرسی در سال ۲۰۱۲

کسی که آرزوی هشتاد ساله اسلامگرایان مصر را برای دستیابی به قدرت برآورد و نخستین رهبر مصر شد که با صندوق رأی به قدرت رسید، نامش نه تنها در تاریخ این کشور بلکه بر پیشانی اسلام سیاسی نقش خواهد بست، هرچند دستیابی اش به این جایگاه را باید به پای تصادف و تقدیر نوشت.

محمد مرسی را پیش از آنکه نامزد اخوان المسلمین برای ریاست جمهوری شود، کمتر کسی می شناخت. اگر نامزد اصلی اخوان، خیرت شاطر با منع قانونی به سبب تابعیت آمریکایی مادرش روبرو نمی شد، شاید مرسی همچنان در گمنامی می ماند. پیروزی اش در انتخابات هم با اکثریتی اندک و آن هم پس از کشیده شدن رأی گیری به دور دوم بود. درست در هفتمین سالگرد همان روزی هم جان سپرد که در دور نخست انتخابات، یکی از دو نامزد پیشتاز شده بود.

ریاست جمهوری یکساله اش، دورانی آشفته بود: هرج و مرج بازمانده از انقلاب همچنان حاکم بود و بی تدبیری‌های اسلامگرایانی که تجربه ای در کشورداری نداشتند، اعتراض برمی انگیخت اما علاوه بر اینها کارشکنی هم علیه مرسی فراوان می شد و چوب لای چرخ حکومتش زیاد می گذاشتند. نقشه کشیدن برای به زیرکشیدنش از قدرت، از همان روزی آغاز شد که به قدرت رسید.

رسانه های مصری عموما در مالکیت سرمایه دارانند و صاحبان سرمایه دل خوشی از مرسی نداشتند. رسانه ها در سراسر دوران حکومت محمد مرسی شمشیر را علیه او از رو بسته بودند. در فرهنگ لطیفه پرداز مصری، بازار طنز و مسخره مرسی هم داغ بود. خودش هم البته کم سوژه به دست طنز آوران و هجویه پردازان نمی داد. هر از گاهی هم بحران اقتصادی مشکوکی به پا می شد. سرانجام جنبشی به نام تمرد به راه افتاد که از فضای مجازی به خیابانها رسید و جمعیتی انبوه را که کم از انقلاب مصر نبود، بسیج کرد. تیر خلاص را هم ارتش با کودتا زد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption آقای مرسی بعد از اعتراضات گسترده برکنار شد

مرسی و ایران

پیروزی محمد مرسی در انتخابات، اسباب خشنودی آیت الله خامنه ای رهبر ایران شد که از جوانی دلبسته اخوان المسلمین بود و انقلاب مصر را هم، با آنکه به اذعان خود اخوان المسلمین، اسلامگرایان نقشی در آن نداشتند، بیداری اسلامی نام نهاده بود.

اما تصور آیت الله خامنه ای و دولتمردان ایران که مرسی به قهر سی ساله دو کشور پایان می دهد، باطل از آب درآمد. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت در سفر به مصر جز تحقیر ندید. مرسی را هم که به تهران دعوت کردند، جز تحقیر میزبان رهاوردی نداشت. بیش از چند ساعت در تهران نماند و حاضر نشد به دیدار آیت الله خامنه ای برود. با علم به ناخشنودی شیعیان از ابوبکر و عمر و عثمان، در سخنرانی در جمع سران جنبش عدم تعهد در تهران، به ستایش از این سه خلیفه پرداخت، حال آنکه ستایش از خلفا حتی بر منابر متعصب ترین سخنرانان مذهبی اهل سنت هم رسم نیست. سپس سخنانش را با انتقاد تند از سیاست ایران در سوریه ادامه داد.

علاوه بر این دهن کجی، در عمل هم علیه ایران گام برداشت. کوشید قاهره را مرکزی برای مخالفان سوری کند. جدایی خواهان عرب خوزستانی در قاهره همایش برگزار کردند و معاون محمد مرسی برایشان سخنرانی کرد. اقلیت کوچک شیعیان مصر در دوران ریاست جمهوری او آماج آزار و خشونت شد و در یک مورد، چهار نفر شیعه را در قاهره کشتند و تکه تکه کردند.

با این حال، آیت الله خامنه ای از سرنگونی حکومت محمد مرسی ناراحت شد. سالها بعد فاش شد که هنگامی که رهبر ایران خبردار می شود که سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، از سقوط مرسی ابراز خوشحالی کرده، نارضایتی خود را به او ابلاغ می کند و پیام می دهد: درست است که اینها (اخوان المسلمین) اشتباه کردند اما به هر حال تجربه ای هشتاد ساله در مصر شکست خورد.

موضع گیری های این چنینی در ایران و تبلیغات ضد اخوانی پس از سقوط محمد مرسی در مصر، در هر دو کشور این باور غلط را آفرید که گویا مرسی به ایران نزدیک بوده و رابطه دو کشور در زمان او بهبود یافته و رو به دوستی رفته است، حال آنکه درست برعکس، پس از کودتا علیه مرسی، روابط ایران و مصر گرچه عادی و دوستانه نشد اما از آن تنشزدایی شد.

اگر حکومت محمد مرسی ادامه می یافت، بویژه با توجه به اینکه می خواست مصر را هم در جبهه سوریه فعال کند، چه بسا رابطه دو کشور روندی خصمانه هم به خود می گرفت اما در پی کودتا علیه مرسی، مخالفان فعال سوری از مصر اخراج شدند، سفارت سوریه در قاهره بازگشایی شد، آزار شیعیان متوقف شد و مصر از هر گونه اقدام تنش آمیز علیه ایران خودداری کرد.

حق نشر عکس AFP
Image caption آقای مرسی در سال ۲۰۱۳ از سوی ارتش مصر برکنار و سپس دستگیر شد

سقوط محمد مرسی، جنبشی ریشه دار و تاریخی همچون اخوان المسلمین را وارد تاریکترین دوران حیات خود کرد. این جنبش که حتی در اوج سرکوبگریهای جمال عبدالناصر فعال مانده بود، از سویی آماج کشتار و بازداشتهای گسترده و مجازاتهای سنگین هواداران و اعضایش شد و از سوی دیگر، چنان موجی از تبلیغات علیه آن به راه افتاد که در ذهن بخش عمده ای از مردم مصر چهره ای منفور و شیطانی یافت.

همسر خیرت شاطر، یکی از اعضای بلندپایه اخوان المسلمین می گفت در زمان حسنی مبارک وقتی برای ملاقات با همسرم به زندان می رفتم، زندانبانان با احترام با من رفتار می کردند چون اخوانیها را مردمی دیندار و شایسته احترام می دانستند اما اکنون که دوباره شوهرم زندانی شده، هر گاه برای ملاقاتش به زندان می روم، همچون کفار با من برخورد می کنند.

اینکه نخستین رئیس جمهوری که با انتخابات بر سر کار آمده، در دادگاه جان بسپارد، در هر کشوری می توانست موجی از خشم بیافریند و رخدادی بزرگ رقم بزند اما در چنین فضائی که علیه اخوان المسلمین در مصر شکل گرفته، بازتاب مرگ محمد مرسی را بیشتر در خارج از کشورش و در بیان کسانی چون رئیس جمهور ترکیه می توان دید که او را شهید توصیف کرده است.