روزنامه‌های کابل؛ چهارشنه ۲۲ جدی

کابل حق نشر عکس روزنامه ماندگار

بیشتر روزنامه‌های امروز، چهارشنبه ۲۲ جدی/ دی سرمقاله و مطالب تحلیلی خود را به حمله انتحاری و انفجار ولایت قندهار در جنوب افغانستان اختصاص داده‌اند.

در حمله انتحاری دیروز کابل دست کم ۳۰ کشته و ۷۰ نفر زخمی شدند. انفجار ولایت قندهار نیز باعث مرگ پنج نفر شد و زخمی شدن ۱۲ نفر شد.

روزنامه ۸صبح نوشته که برای طالبان همه هدف هستند. فرقی نمی‌کند که کارمند پارلمان باشند، یا مامور سازمان امنیت ملی افغانستان. آنان با نفس وجود یک دولت مدرن در افغانستان مشکل دارند. آنان نمی‌خواهند در جغرافیای افغانستان یک دولت مدرن حضور داشته باشد. آنان می‌خواهند افغانستان را بار دیگر اشغال کنند و امارت سیاه خود را برگردانند. ابزار آنان برای رسیدن به این هدف جنگ و کشتار است.

سرمقاله نویس افزوده که آنان می‌خواهند با جنگ، کشتار، ترور و انتحار، جهان را از دوام کمک به افغانستان مایوس کنند. طالبان می‌خواهند با کشتن کارمندان دولتی نهادها را فلج کنند و مردم را از رفتن به کار‌شان بترسانند. وقتی نهادها فلج شد، جامعه را وحشت گرفت و جهان تسلیم ترس شد، دیگر هیچ مانعی برای برگشت امارت سرنگون‌شده‌ای طالبان باقی نمی‌ماند.

روزنامه اطلاعات روز نوشته که ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان مسئولیت حمله کابل را پذیرفته و گفته که هدف آن‌ها کارمندان ریاست پنجم امنیت ملی بوده است. اگرچه تاکنون روشن نیست که در این حمله کارمندان امنیت ملی نیز کشته‌ شده‌اند یا نه، اما این روشن است که قربانیان اصلی آن، شهروندان عادی پایتخت‌اند.

سرمقاله نویس این روزنامه افزوده که به این ترتیب طالبان تا آن‌جا که فرصت می‌یابند، از هیچ کاری برای خون‌بار کردن چهره‌ا‌ی شهروندان کشور دریغ نمی‌ورزند. آن‌ها نشان داده‌اند که به هر طریقی، غایت کارشان افزودن بر شمار کشته‌ها و گورها است.

حق نشر عکس روزنامه اطلاعات روز

نویسنده افزوده که دیروز طالبان در هلمند نیز دست‌کم هفت نفر را کشتند. آن‌ها با کشتار بی‌رحمانه و گسترده، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور، نشان داده‌اند که هیچ فرصتی را برای کشتار و خون‌ریزی و ایجاد وحشت از دست نمی‌دهند. نه جان شهروندان عادی مهم است و نه حق آن‌ها برای زنده ماندن. طالبان با تکیه بر خون‌ریزی بی‌حد و حصر، عملاً نشان داده‌اند که آن‌ها تنها مرجع تعیین‌کننده‌ای حق مرگ و زندگی شهروندان کشوراند.

روزنامه ماندگار نیز با اشاره به حمله دیروز کابل نوشته که بنابراین معلوم نیست که چه کسی باید سر در گریبان فرو ببرد و دلیل این ناامنی‌ها و بی‌کفایتی‌ها را به مردم توضیح دهد. اما آنچه بسیار واضح است این‌که این حملات هدفمند در کابل بدون همکاری یک حلقه خاص مزدور دشمن که در داخل دستگاه‌های حکومتی به خصوص نهادهای امنیتی حضور دارند یا در پست و مقام‌اند و یا هم در محور برخی مقام‌ها و افراد قدرت‌مند می‌چرخند و کار را بر دشمن آسان می‌کنند، ممکن نیست.

نویسنده مدعی شده که انتحاری‌ها در مرکز، از مناطق نزدیک هدف شان حرکت می‌کنند و این به معنی آن است که مراکز ساخت و تنظیم حمله‌های انتحاری، در کابل و در مناطق سبز و با اهمیت که در عین حال خط سرخ امنیتی است، وجود دارد؛ اما از افشای این حقیقت چشم‌پوشی می‌شود.

نویسنده افزوده که کار نهادهای امنیتی این است که مراکز انتحاری‌های کابل را پیدا، افشا و خنثی کنند؛ اما معلوم نیست که چرا این نهادها چنین نمی‌کنند. حالا وقت آن است که تغییرات بنیادی در سطوح مختلف نهادهای امنیتی به خصوص فرماندهی پلیس و گارنیزیون (نیروهای تامین امنیت شهری) کابل صورت گیرد شاید با آمدن مسئولان جدید امنیتی، جلو این‌همه بی‌مسئولیتی و ناامنی در پایتخت گرفته شود.

روزنامه ویسا نیز با اشاره به حمله دیروز نوشته که به قدرتمند ترین نیروهای جهان نیز ما در کشور پایگاه‌ها داده‌ایم. اما خانه‌های ما نه در شهر و نه در روستاها از بمباران و انفجار در امان است.

سرمقاله نویس این روزنامه پرسیده تا چه زمان این زندگی مرگبار ادامه می‌یابد؟

نویسنده از جامعه افغانی پرسیده که آیا به هر دو جانب افغانها، ضرور نیست که از ادامه این جنگ بیگانه روگردانند و از راه تفاهم بین‌الافغانی به هدف صلح پایدار به میز مذاکره بنشینند. بیاید ما با متانت بیاندیشیم که این راه ملت‌های زنده‌است.

حق نشر عکس روزنامه هشت صبح

روزنامه دولتی انیس نیز نوشته که گروهای دهشت افکن به خصوص گروه طالبان به اشاره حامیان شان، حرکت می‌کنند، هر زمانی که منفعت حامیان شان در این طرحها مطرح باشد اعلام حمایت و حفاظت می‌کنند و آنرا به نفع کشور و مردم می‌دانند.

سرمقاله نویس ادعا کرده که این مسئله روشن است که این گروه بخاطر تخریب، قتل و کشتار مردم افغانستان به وجود آمده‌اند.

روزنامه چراغنیز با اشاره به نا امنی‌ها در افغانستان نوشته است که با فرا رسیدن هر زمستانی و خواست‌های مکرر برای راه‌اندازی عملیات‌ها علیه طالبان، ارگ ریاست جمهوری سکوت می‌کند و با آمدن فصل بهار و رسیدن امکانات و تجهیزات به نیروهای تروریستی، ولایت‌ها و مناطق یکی پس از دیگر در خطر سقوط قرار می‌گیرند و مردم کشته و زخمی می‌شوند و سیل تاسف‌های ریاست جمهوری و دیگر مقامات به رسانه‌ها ارسال می‌شود.

سرمقاله نویس پرسیده که کدام دولتمرد این کشور در پی پایان جنگ است؟ کدام مقام دفاعی دغدغه حفظ مرزو بوم را دارد؟ کدام نماینده مجلس فشاری است بر دولت؟ و کدام قاضی این کشور در پی عدالت است؟ این خانه از پایه با فساد و معامله بنا شده و همچنان مملو از مقاماتی است که در پی پرکردن جیب‌های خود هستند و به خاک و خون کشیده شدن کشور و ملت برای آنان فرصت است تا جهنمی که مردم در آن زندگی می‌کنند.

نویسنده انتقاد کرده که حال اشرف غنی یا هر مقام دیگر در کاخ گرم خود از زمستانی گذر کند که می‌توانست آخرین فصل جنگ و ناامنی باشد و مردمی که در سرما همچنان در هراس مرگ هستند و بهاری خواهد آمد سخت تر از زمستان!