نگاهی به زندگی کارگران روزمزد زن در شهر مزار در شمال افغانستان

Image caption زنان صبح زود برای یافتن کار به این محل می‌آیند

کارگر روزمزد بودن، کاری‌است که مردان در افغانستان انجام می‌دهند، اما به تازگی گروهی از زنان در شهر مزار نیز برای روزمزدکاری به جاده می‌برآیند.

این زنان در برابر مزد اندک حدود ۱۰۰ الی ۱۲۰ افغانی (کمتر از دو دلار) برای یک روز کار می‌کنند.

این زنان صبح زود در سه راه "یولمرب" در جنوب غرب مزارشریف جمع شده و به امید رسیدن کارفرمایان چشم انتظار می‌نشینند.

زنان کارگر از راه‌های دور و نزدیک خود را به این جا می‌رسانند و طبق معمول یک روز دیگر کاری پر مشقت را آغاز می‌کنند.

روش به کارگیری این زنان همانند مردان که کارگر روزمزد هستند درکنار جاده با یک صحبت کوتاه میان آنان و کارفرمایان صورت می‌گیرد. این زنان بیل و کلنگ نمی‌زنند بلکه سر و کارشان با باغ و مزرعه است.

حمیده، زن چهل ساله‌ای که در یکی از مزارع نزدیک به شهراستخدام شده و پسر نوجوانش با یک زن دیگر او را همراهی می‌کنند، تمام روز را نعنا درو می‌کنند.

Image caption این زنان در روز کمتر از دو دلار حقوق می‌گیرند

حمیده مخارج ۵ عضو دیگر خانواده را از همین راه تأمین می‌کند. او می‌گوید که پسر بزرگ‌ترش در یک کارخانه قنادی کار می‌کند که ماهیانه سه هزار افغانی (کمتر از ۵۰ دلار) مزد می‌گیرد.

خانم حمیده می‌گوید: "چه کار کنم؟ مجبورم که با مزد اندک کار کنم؛ نمی‌دانم با این پول، نان بگیرم و یا مصارف آب و برق و کرایه خانه را بپردازم؟"

حمیده با ۵ عضو دیگر خانواده‌اش در "فقیرآباد" - محله‌ای فقیر نشین شهر در جنوب مزار- در یک خانه کرایی زندگی می‌کند.

به نظر می‌رسد که هر کدام این زن‌ها مخارج پنج الی ده عضو دیگر خانواده را تأمین می‌کنند. کاری که در شرایط فعلی برای مردها هم دشواراست.

Image caption بیشتر این زنان برای جمع‌آوری سبزی استخدام می‌شوند

در این میان زنان جوان‌تری هم هستند. نجیبه (اسم مستعار)، زن ۳۵ ساله‌ای است که صبح‌ها ساعت ۵ در جاده یولمرب شهر مزار می‌آید تا برای شوهر معیوب و کودکانش نان ببرد. او به علاوه بر رنج کار در بیرون، از مشکلاتی که اجتماع برایش ایجاد می‌کند، هم رنج می‌برد.

نجیبه می‌گوید:" گفتن‌اش خوب نیست. خود من ۳۵ سال دارم. جوان هستم. مردم بد و بیراه می‌گویند. به خود می‌گویم که خیره که هر چه می‌گویند. به خدای خود گفتم که به من یا روزی بده و یا مرگ؛ حالا این‌جا آمده‌ام که به قدر توان خود و به زور بازوی خود کارکنم و به اُشتک (کودک) های خود نان بدهم."

برای این که حاصل زحمت حمیده، پسرش و نجیبه را در آخر روز ببینم، دوباره به این باغ آمدم. ساعت ۵ عصر را نشان می‌دهد و هوا هنوزگرم است.

سبزی نعنا آمیخته با گِل و خاک، دست هایشان را پوشانده‌است و خستگی ازعرق جبین شان معلوم است. اما از آنچه که به عنوان مزد به دست می‌آرند راضی به نظر نمی‌رسند.

نجیبه می‌گوید پولی که به دست می‌آورد خیلی کم است. به گفته‌ای او از صبح تا شام کارمی‌کند و چنان خسته می‌شود که گویا شیرمادر از دماغش بیرون شود.

عبدالقدیر، مالک این مزرعه می‌گوید زنان قادر به انجام کارهای سنگین نیستند؛ از همین رو مزد کمتری نسبت به مردان می‌گیرند.

او افزود: "روزانه ۳ الی ۴ خانم را استخدام می‌کند؛ این زنان برای چیدن بامیه، رومی(گورجه فرنگی) و درو کردن ترکاری(سبزی) مناسب هستند."

Image caption کاری که این زنان انجام می دهند به گفته خودشان شاقه است

به گفته‌ای او یک مرد کارگر روزانه ۳۵۰ افغانی مزد می‌گیرد و این مقرون به صرفه نیست اما زنان به مزد کمتری قناعت می‌کنند.

مطیع‌الله مطیع، رئیس کار و امور اجماعی ولایت بلخ می‌گوید که زنان کارگر، قبلا در کارخانه‌های کشمش پاکی کار می‌کردند. با رکود این کارخانه‌ها، زنان بی‌کار شده‌اند.

او می‌گوید: "این زنان در محل کارشان محفوظ‌ اند و تا هنوز هیچ واقعه‌ای پیش نیامده‌است؛ در صورت شکایت و یا ادعا؛ پلیس و حکومت محلی به دادشان خواهند رسید."

امروز به پایان رسید، اما "حمیده و نجیبه" در انتظار فردای دیگری هستند، به امید اینکه صاحب کاری شوند، کاری که برایشان شاقه‌است و روی شانه‌های شان سنگینی می‌کند.

Image caption این زنان از صبح تا شب زیر آفتاب سوزان کار می‌کنند