سینمای پس از طالبان افغانستان به روایت داوران

جشنواره فیلم های افغانستان حق نشر عکس PAIWAMD

از زمانی که شاه امان‌الله خان جعبه‌ای جادویی بنام پروژکتور را وارد افغانستان کرد، سینما به عنوان نماد مدرنیته فراز و نشیب‌های فراوان را در عمر تقریبا ۷۰ ساله خود در سایه حکومتهای افغانستان تجربه کرده است.

زمانی از هنر سینما به عنوان یک پدیده نوین فرهنگی و هنری استقبال و تجلیل کردند (دهه ۶۰ و۷۰ میلادی) و زمانی هم تکفیر و تحریم (دهه ۹۰ میلادی)، ولی در نهایت، برخوردی که در دهه‌‍ای اخیر با سینما شده است نه تجلیل بوده است و نه تکفیر، بلکه عملا تخریب و تبعید سینما است.

و این تقدیرتاریک٬ تمام زوایای فرهنگی افغانستان به شمول هنر سینما را در برگرفته است. به طور نمونه: در ۱۵ سال گذشته نه تنها هیچ فیلم بلند سینمای بابودجه دولت و امضای وزیر فرهنگ ساخته نشد بلکه اکثر سینماهای کابل هم با تبانی دولت و بخش خصوصی تبدیل به تجارت خانه و فروشگاه شده است.

دلایل مختلف برای سقوط سینما درافغانستان از طرف مقامات دولتی ذکر شده اما لطیف احمدی، رییس اسبق افغان فیلم می‌گوید که دولت پسا طالبان از ابتدا، قصد اختصاص بودجه برای سینما و تولید فیلم را در تصمیم‌گیری‌ها نداشت.

روی‌هم‌رفته، وضعیت موجود نه وسیله‌ای ترغیب برای بازگشت فیلمسازان قدیم است و نه منبع تشویق برای نسل نو٬ بلکه سینمای امروز افغانستان منحصر شده به سینماگران در تبعید و تعداد فیلمساز جوان که خارج از سیاست و حمایت دولت و به طور مستقل در افغانستان فیلم می‌سازند.

حق نشر عکس PAIWAND

دومین جشنواره فیلم در لندن در حال برگزار شده که تهیه کنندگان این جشنواره سعی می‌کنند در کنار تشویق فیلمسازان، نقش نقد و بررسی فیلم‌ها را جدی گرفته تا راهی برای نجات سینمای افغانستان از این بن‌بست موجود پیدا نماید.

تاریخ نشان می‌دهد که بعضی از هنرها با نقد پرورش میابد. پورلیپروهون می‌‎گوید: رشد هنر سینما را بیشتر از هنرهای دیگر باید در نقایص آن جستجو کرد. اما فرهنگ نقد در جامعه افغانستان چندان سابقه فراگیر نداشته یا حداقل در عرصه‌ای سینما جایگاه ويژه در بین علاقه‌مندان فیلم و سینما پیدا نکرده است.

مشکلات رایج فیلم‌‎ها مربوط به سه بخش مجزای پیش‌تولید، تولید و پس از تولید می‌باشد که در اینجا فقط به مشکلات پیش تولید به روایت فیلمسازان، داوران و تماشاگران می‌پردازیم.

مشکلات پیش‌تولید

شتابزدگی در انتخاب سوژه‌ها و نپرداختن به پرورش فیلمنامه و ضعف تحقیق در فیلم‌های مستند از مشکلات رایج فیلم هاست.

آصف سلطان‌زاده، نویسنده افغان مقیم دانمارک معتقد است که فیلمسازان جوان افغانستان با تعهدی که نسبت به موضوعات اطراف شان احساس می‌کنند شتابزده عملکرده اند. درحالیکه اگر هر فیلمساز یک شاهکار خلق کند بهتراز چندین کار پیش پا افتاده است.

حسن صلحجو، فیلمساز و یکی دیگراز داوران جشنواره معتقد است که جدی نگرفتن تحقیق باعث حیف شدن سوژه می شود. اهمیت به تحقیق باعث می‌شود تا فیلمساز با تمرکز به جزییات فیلم بسازد تا حضور کارگردان و فیلمبردار در فیلم را کمرنگ نماید.

سینما یعنی آیینه بودن، وقتی شما یک پدر افغان را خشن و ظالم نشان می‌دهید هیچ پدر افغان قصه تان را باور نمی‌کند زیرا وقتی فیلم شما را می‌بیند از خود می‌پرسد خوب آنکه خشونت می‌کند من نیستم زیرا من برای خانواده کار و تلاش می‌کنم. پس فیلم شما را چی کسی باورمی‌کند؟

صحنه‌های گریه کردن، استفاده از موسیقی بی‌مورد، اغراق گرایی وشعاردادن از مشکلات رایج فیلم‌ها است.

مثلا خلق احساس گریه کردن برای تماشاگر بهتر است از نمایش گریه در فیلم.

ابوذر امینی، فیلمساز و داور جشنواره معتقد است که باید داستانی نوشت که در خاطره بماند. "داستان‌های جذاب را از عوام بگیریم و به زبان عوام بازگو کنیم."

مشکل داستانهای فیلم ما تأکید به بدبختی است، البته بدون راه حل و روزنه امید؛ در حالیکه می‌توانیم خوشبختی‌ها را در بدبختی‌ها ببینیم.

حسین ابرقان، بازیگر فیلم و یکی دیگراز داوران جشنواره می‌گوید: برایم اهمیت دارد که فیلمسازان روی زندگی روزمره مردم تمرکز کنند، مانند روابط زنان با اعضای خانواده در خانه٬ اجتماع و محیط فرهنگی؛ شناخت افغانستان با خبرها دیکته می‌شود و به همین دلیل تشنگی برای دیدن زوایای زندگی مردم عادی وجود دارد.

روی‌همرفته، پیش تولید یکی از مهمترین قدم‌های فیلمسازی است که هرچه به آن اهمیت داده شود تاثیر مستقیم روی سرعت، صرفه جوی و جذابیت، خلاقیت و ساده شدن مراحل بعدی دارد. این جمله آشنا و معروف معیار بسیار از فیلمسازان است: از یک فیلمنامه عالی انتظار فیلم خوب و از یک فیلمنامه متوسط منتظر فیلم بد باشید.

مطالب مرتبط