صد زن؛ زنی که دردهای زنان افغان را با رنگ‌ها بیان می‌کند

نقاشی حفیظه حق نشر عکس Hafiza
Image caption هیچ‌کسی از آمدن، تقلا و رفتن آن‌ها خبر نمی‌شود مگر این‌که کسی داستان آن‌ها را بازگو کند

حفیظه محمدی، زن جوانی که در شهر مزارشریف، در شمال افغانستان، زندگی می‌کند، نقاشی را از صنف (کلاس) نهم مدرسه به گونه رسمی و حرفه‌ای آغاز کرده و ده سال است که نقاشی می‌کند. او می‌گوید که هنراش نقاشی اما کارش مبارزه با خشونت علیه زنان است.

کارهایش از محیط و اجتماعی که در آن زندگی می‌کند الهام می‌گیرند. اما سوژه اصلی‌اش زنان و دشواری‌های آن‌ها در جامعه سنتی، مردسالار و عمیقا مذهبی افغانستان است.

+ صد زن: زنان باید درد خود را روی کاغذ بریزند

+ اجرای موسیقی سارا حمیدی در استودیوی بی‌بی‌سی

حفیظه محمدی می‌گوید از کار تا خانه با سه چرخه می‌رود و سعی می‌کند از دریچه هنر به چهره‌های خسته و افسرده همشهری‌هایش در خیابان‌های مزدحم و شلوغ شهر نگاه کند.

تهدستی‌ها و دشواری‌های آن‌ها را به تصویر می‌کشد تا باشد که حداقل نقشی از این افراد جامعه به جا بماند ـ مردمانی‌که می‌آیند با فقر، بی‌چارگی و مشقت زندگی می‌کنند و روزی هم از این جهان می‌روند. اما هیچ‌کسی از آمدن، تقلا و رفتن آن‌ها خبر نمی‌شود مگر این‌که کسی داستان آن‌ها را بازگو کند.

حق نشر عکس Hafiza
Image caption حس ‌نوع‌دوستی حفیظه محمدی را می‌توان به‌خوبی در نقاشی‌هایش دید و از خلال حرف‌هایش درک کرد.

خانم محمدی بیشتر اوقات فراغتش را با زنان حرف می‌زند و می‌خواهد از آن‌ها بشنود تا ببیند زندگی آن‌ها چه رنگی دارد. او می‌خواهد رابطه‌ عمیقی با آن‌ها برقرار کند و حکایت‌های آن‌ها را به تصاویری زنده مبدل سازد. عطش نقاشی‌‌اش تنها با به تصویر کشیدن زندگی زنان فروکش می‌کند. چرا که او با این دردها به‌خوبی آشنا است، او خود از هزاران موانع عبور کرده تا به این‌جا رسیده‌است.

او می‌گوید گاهی با زنان دست‌فروش "درد دل" می‌کند و گاهی هم پای صحبت زنان و کودکان گدا می‌نشیند تا تصویر تنگ‌دستی‌های آن‌ها را بتواند با دستان با هنرش غنا ببخشد.

حس ‌نوع‌دوستی حفیظه محمدی را می‌توان به‌خوبی در نقاشی‌هایش دید و از خلال حرف‌هایش درک کرد. او می‌گوید دوست دارد دردهای ملتش، خشونت‌هایی که بر زنان تحمیل می‌شود، مشکلاتی که خودش به عنوان زن در زندگی با آن‌ها مواجه بوده‌است را به کمک رنگ‌ها بیان کند.

حق نشر عکس Hafiza
Image caption حفیظه: همین‌که می‌توانم درد ملت و مردم خود را به این وسیله بیان کنم خوشحالم

او می‌گوید: "می‌دانم که هنوز هنرمند واقعی نیستم و کارهایم هنوز مشکل دارد، اما همین‌که می‌توانم درد ملت و مردم خود را به این وسیله بیان کنم خوشحالم".

_____________

صد زن

Image caption صد زن

فصل صد زن ۲۰۱۶ بی‌بی‌سی فارسی در مورد زنان، شخصیت‌های تاثیر‌گذار و دغدغه‌های آنها است. این مجموعه شامل مطالب متنوعی از جمله گفت‌‌وگو‌، گزارش و یادداشت از زنان در نقاط مختلف جهان است.

با ما همراه شوید، در تلویزیون، وب‌سایت و رادیو. همچنین ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید، فیسبوک، اینستگرام، توییترو یوتیوب.

با هشتگ #صدزن در بحث‌های ما شرکت کنید

_______________

خانم محمدی می‌افزاید: "در افغانستان کار کردن در عرصه هنر برای زنان همانند هرشغل و حرفه‌‌ای دیگر خیلی مشکل و دشوار است. در اوایل ممانعت های زیادی وجود داشت. پدرم و کاکایم (عمویم) با انتخاب من به‌شدت مخالفت می‌کردند. می‌گفتند نقاشی نان ندارد، اما با کمک آموزگاران و دوستان و علاقه شدیدی که به هنر نقاشی داشتم، به کارم ادامه دادم."

موانع را تنها نزدیکان و اجتماع بر سر راه او نگذاشته بودند، اقتصاد ضعیف هم همواره دست‌وپاگیر بوده و پیوسته سد راه او شده‌اند. او با فقر سوژه مواجه نیست، بلکه بارها به دلیل نداشتن وسایل نقاشی سوژه‌هایش را با چشمان تر با خود به بستر برده است.

می‌گوید دشواری‌های زیادی را پشت سرگذاشته تا به این جا برسد. مدتی هم بنا بر مشکلات اقتصادی از نقاشی دست کشیده بود، ولی می‌گوید "اکنون خوشحال" است که به کارش ادامه داده و با پایداری و مقاومت بالاخره "حمایت" پدرش را به دست آورده است.

حق نشر عکس Hafiza
Image caption او می‌گوید دوست دارد دردهای ملتش، خشونت‌هایی که بر زنان تحمیل می‌شود، مشکلاتی که خودش به عنوان زن در زندگی با آن‌ها مواجه بوده‌است را به کمک رنگ‌ها بیان کند

خانم محمدی نقاشی را نزد دو آموزگار مرد به صورت حرفه‌‌ای فرا گرفته است. اما هستند زنان و دختران زیادی که خیلی دوست دارند مثل او هنرهای مورد علاقه‌ خود را به گونه حرفه‌ای یاد بگیرند. ولی جامعه سنتی افغانستان به آن‌ها اجازه نمی‌دهد به مراکز آموزشی بروند که آموزگاران آن مردها هستند.

خانم محمدی تا به حال سعی کرده مشکلات زنان را به تصویر بکشد، اما اکنون می‌خواهد دست به کار شود و یکی از مشکلات آن‌ها را حل کند. او می‌خواهد به عنوان آموزگار زن نقاشی را به زنانی که اجازه رفتن به چنین مراکز آموزشی را ندارند، یاد بدهد.