چای سبز با تک‌تیراندازان در خط مقدم جبهه در هلمند

پلیس افغان حق نشر عکس Ruhullah Rohani
Image caption مواضع پلیس و طالبان در بخش‌های از لشکرگاه با هم فاصله زیادی ندارند

این بار وقتی به هلمند بازگشتم، انتظار داشتم که در آنجا جنگ، مزارع مواد مخدر و جبهات جدید جنگ را ببینم. اما تصور نمی‌کردم که تفکیک میان طرف‌های جنگ تا این حد دشوار باشد. و در حالی‌که من آنجا بودم، ولسوالی سنگین سقوط کرد که یک شوک بزرگ بود.

اینبار بازگشت به خانه در هلمند برایم احساس متفاوتی داشت - وضعیت بسیار بی‌ثبات معلوم می‌شد.

آخرین باری که من شاهد چنین وضعیت دگرگون‌ بودم، اوایل سال ۱۹۹۰ بود - زمانی‌که مجاهدین تازه وارد کابل شده بودند.

هلمند از سوی چند خانواده کمونیست اداره می‌شد. این ولایت، پس از آن، در کنترل مجاهدین و سپس گروه طالبان قرار گرفت.

هلمند در ۱۵ سال گذشته به طور عمده تحت کنترل حکومت افغانستان بوده است، هرچند که این ولایت هنوز به عنوان یک کانون قدرت طالبان و مرکز شورش، قاچاق و مواد مخدر شناخته می‌شود.

من در نیمه ماه مارچ در یک سفر ۱۰ ساعته مخاطره‌آمیز، راه کابل - هلمند را از طریق قندهار پیمودم. جاده اصلی به مرکز این ولایت، لشکرگاه، در چنده ماه اخیر در بین طالبان و حکومت دست‌به‌دست می‌شد.

از داخل اتوبوس پایگاه‌های پلیس را ‌می‌دیدم که از سوی طالبان منفجر شده بود. پل‌ها نابود شده بود. در کنار جاده لاشه سوخته خودروهای دولتی دیده می‌شد.

ربودن کارمندان دولتی از سوی طالبان، معمولا، ترسناک‌ترین بخشی از این سفر است، اما من هیچ جا با آن مواجه نشدم.

'پسر عموی طالبان'

با وجود آنکه طالبان در چهارطرف لشکرگاه حضور دارند، مردم در آنجا آرام بودند. به نظر می‌رسید که با آغاز عملیات تهاجمی نیروهای دولتی، طالبان در وضعیت دفاعی قرار داشتند.

روز چند بار هلیکوپترهای آپاچی آمریکا برفراز این شهر پرواز می‌کرد - تا اطمینان بدهد که به طالبان اجازه داده نخواهد شد تا این شهر را تصرف کنند.

طالبان هواپیماهای آمریکایی را جدی می‌گیرند؛ هنگامی‌که، شهر شمالی قندوز موقتا به دست آنها افتاده بود، هواپیماهای آمریکایی هزینه سنگینی بر طالبان تحمیل کرد.

با این حال مثبت فکر کردن کار دشواری بود. قسمی‌که یکی از بازرگانان می‌گفت: "زندگی ثبات ندارد و مردم هم از شیوه حکومت‌داری ناراضی هستند. جنگ آنقدر نزدیک است که شبانه هنگام خواب صدای شلیک گلوله‌ها را می‌شنویم".

او می‌گوید: "سفر کردن خطرناک است و بیشتر طول می‌کشد و مکاتب به مشکل فعالیت دارد. مردم به طور کلی ناراحت هستند."

با وجود بی‌ثباتی، مردم محلی سعی دارند تا زندگی خود را به پیش ببرند. اما آنها این را هم می‌دانند که ممکن است این شهر به دست طالبان سقوط کند.

بیشتر هلمندی‌های که عملی فکر می‌کنند، برای خود از میان جنگجویان طالبان - "پسرعموی طالب" پیدا کرده‌اند - برای حالاتی که اگر این شهر به دست آنها سقوط کند.

یکی از اهالی که نخواست نامش گرفته شود، گفت: "طالبان به من گفتند که در صلح و آرامش زندگی کنید؛ آنها گفتند که سقوط این شهر دوستان‌شان نزدم می‌آیند."

حق نشر عکس EPA
Image caption پرسنل امنیتی از هر نوع پوشش برای نظارت از حرکات طالبان استفاده می‌کنند

در هلمند عمدتا پشتون‌های سنی زندگی می‌کنند اما این ولایت جمعیت بزرگ شیعیان نیز دارد.

طالبان، برخلاف اسلام‌گرایان تندرو دیگر که شیعیان را مرتد می‌دانند، این گروه مذهبی را هدف قرار نمی‌دهند. اما شیعیان به طور کلی طرفدار دولت هستند و برای آنها ایجاد ارتباط با طالبا نسبت به باشندگان سنی، دشوارتر است.

شیعیان در شهر گرشک، در شمال لشکرگاه، در آتشباری جنگ میان ولسوالی نهر سراج بستر طالبان هلمند و لشکرگاه گیر مانده‌اند.

مردم محلی ترس دارند و برخی از آنها خشونت سال‌هال ۱۹۹۰ را بیاد دارند- زمانی‌که گروه مجاهدین کنترل ولسوالی را در دست گرفته بودند.

میرزا خان، یک عضو شورای ولایتی هلمند گفت: "یک فرمانده به نام رئیس باغران آمد. او مردم را از خانه‌های شان بیرون کرد و به آنها شلیک کرد؛ او مردم را به بیرون انداخت و دارایی‌هایشان را غارت کرد."

او افزود: "ما همه چیز را پشت سر گذاشتیم؛ خانواده‌ها در نیمه شب فرار کردند، به پاکستان و ایران مهاجرت کردند. ما از تکرار این وضعیت ترس داریم."

این فقط شیعیان نبودند - زمانی‌که حکومت کمونیستی سقوط کرد، بسیاری از جوامع شرایط مشابه را در آنجا تجربه کردند. اما شیعیان در گرشک می‌گویند آنها از سوی فرمانده باغران هدف قرار گرفتند - در حالی‌که مردم سنی آسیبی ندیدند."

میرزا خان همچنین می‌گوید دو بزرگ قومی که دو سال پیش از طالبان خواهان آزادی یک زندانی شده بودند، کشته شدند - به باور او این نوعی برخورد متفاوت از سوی طالبان با آنها است.

حق نشر عکس AFP
Image caption هلمند مرکز اصلی تجارت تریاک در افغانستان است

سخنگوی طالبان به بی‌بی‌سی گفت: "این گروه هیچ تعصب نژادی یا فرقه‌ای ندارد؛ چیزی که اتفاق افتاده یک مسئله شخصی بوده است"

ترس فقط به شیعیان محدود نمی‌شود. در لشکرگاه، خط مقدم جنگ در بخش غربی این شهر است. من به دیدار گزمه پلیس در منطقه مرزی بولان رفتم.

خط مقدم جنگ در یک محله شلوغ است که کودکان هنوز هم در بیرون از خانه در آنجا بازی‌های سنتی انجام می‌دهند. اما بسیاری از خانه‌ها خالی است و از سوی طرف‌های درگیر استفاده می‌شوند.

برای ما توصیه شد تا از برخی از نقاط در آنجا سریعتر بگذریم، چون طالبان بر وسایل نقلیه شلیک می‌‍کنند.

فرمانده جمعه خان گفت که بهتر است چای را در داخل دفتر بنوشیم. او گفت: "طالبان چندی پیش به داخل حیاط/حویلی نارنجک پرتاب کردند."

من با ترس و حیرت پرسیدم: "آیا آنها خیلی نزدیک هستند؟"

او گفت: بلی و افزود: "گاهی اوقات از آن سوی دیوار سنگ پرتاب می‌کنند."

بعدا شنیدم که دو طرف می‌توانند صدای یکدیگر را بشنوند - آنها حتی به شوخی یکدیگر را به چای دعوت می‌کنند، هر چند که این پیشنهاد همیشه رد می‌شود.

در پایگاه پلیس سوراخ‌های نظارتی زیاد و تک‌تیراندازها قابل مشاهده بودند. برخی بر روی پشت بام و برخی دیگر بر تونل‌های کوچک قرار داشتند.

دیوار پاسگاه پلیس، سوراخ‌‌های زیادی داشت که می‌شد از آنها برای دیدبانی و تک‌تیراندازی استفاده کرد. تک‌تیراندازان هم آنجا بودند؛ شماری بر پشت و برخی دیگرشان در داخل تونل‌های کوچک.

از آن سوراخ‌ها چیزی‌های زیادی دیده نمی‌شد، اما در هنگام نوشیدن چای سبز در دفتر فرمانده پلیس، پیوسته صدای سلاح‌های سبک به گوش می‌رسید.

حق نشر عکس AFP
Image caption نیروهای امنیتی پاسگاه‌های متعددی در خیابان‌های مهم لشکرگاه ایجاد کرده‌اند

جنگ در هلمند پیچیده است؛ این جنگ در باره نفرت کور و کشتار غیرعمدی نیست. آنجا خانواده‌های هستند که بدون حس دشمنی در جناح‌های مختلف مشغول جنگ هستند.

فرماندهان طالبان مدعی هستند که آنها تاثیر گسترده بر نهادهای دولتی دارند. روابط قبیله‌ای و مشوق‌های اقتصادی نسبت به ایدیولوژی مهمتر است.

کسب و کار فراتر از مرزها می‌رود؛ در حال حاضر چهار پروژه زیر بنایی چند میلیون دلاری از سوی دولت، با وجود جنگ جاری، فعالیت دارد.

در جنوب تپه بولان جاده‌ای است میان نادعلی و ولسوالی مارجه. یکی از ساکنان محلی برایم گفت که پلیس ترافیک / راهنمایی و رانندگی را دیده که در پوسته/ایست بازرسی رقیب کار می‌کرد.

"او ترافیک را در ایست بازرسی دولت مدیریت می‌کرد؛ زمانی‌که ایست بازرسی طالبان شلوغ می‌شد، آنها او را می‌خواستند و او به موتور کهنه خود سوار شده و نظم را در ایست بازرسی طالبان می‌آورد."

جنگ‌های میان‌گروهی

با این حال، جنگ ادامه دارد و طالبان بطور کلی دست بالاتر دارند. به گفته یک عضو شورای ولایتی، بیش از ۸۵ درصد از هلمند هنوز در کنترل طالبان است.

طالبان از جمله ۱۴ ولسوالی/شهرستان، بر هفت ولسوالی کنترل دارند. دو ولسوالی تحت محاصره است، و بقیه، ولسوالی‌های است که دولت بر مراکز آنها فعالیت دارد.

نادعلی در غرب بولان موقعیت دارد. نیروهای امنیتی توانسته‌اند که جاده منتهی به مرکز این ولسوالی را پس از ماه‌ها، تحت کنترل خود بیاورند. پرچم سفید طالبان در چندصد متر دورتر از جاده اصلی، نشانگر خط مقدم جنگ است.

تلفات دولت در عملیات نادعلی بالا نبود. کمک هوایی نقش مهمی داشت اما یکی از فرماندهان عملیاتی، بسم الله جان، به این باور است که خطوط طالبان به طور کلی شکننده شده است.

او معتقد است اگر به او نیرو و کمک هوایی داده شود، می‌تواند که به طالبان ضربه متقابل وارد کرد. اما نیروهای امنیتی همچنین فاقد پرسنل هستند که تصمیم ترک ولسوالی سنگین نیز به همین دلیل اتخاذ شد.

به نظر می‌رسد که استراتژی دولت جمع‌آوری نیروها پراگنده و منسجم‌سازی آنها در یک جبهه ثابت در مرکز هلمند است. اما به محض اینکه افسران نظامی دولتی از محاصره طالبان آزاد شدند، بسیاری از آنها ناپدید شدند.

حق نشر عکس Ruhullah Rohani
Image caption نیروهای پاک کاری مین - مثل این مرد که در حال پاک کاری مین کنار جاده است - جاده منتهی به نادعلی را پاک کاری کرده‌اند

بسم‌الله جان هشدار می‌دهد که "حدود ۲۰ دوست ما در آن پایگاه‌های دورافتاده توانسته بودند که ۲۰۰ طالب را مشغول نگهدارند. حالا طالبان می‌توانند که نیروهای خود را جمع کرده و به مرکز گرشک حمله کنند."

انتقال به قندهار

اختلافات و عدم هماهنگی هنوز به عنوان چالش‌های مهم برای دو طرف مطرح است. بسیاری‌ها از سوی دولت به این باورند که آمریکا به طور کامل برای تضعیف طالبان اقدام نمی‌کند.

یکی از مقام‌های دولتی گفت: "ده‌ها تن از طالبان مسلح اغلب در کاروان‌های طولانی گشت و گذار می‌کنند اما هواپیماهای آمریکایی آنها را هدف قرار نمی‌دهند. آنها تنها تعداد کمی از طالبان را که عملا جنگ می‌کنند، آماج قرار می‌دهند."

اما در میان طالبان هم شگاف‌های عمیقی به وجود آمده است. گزارش‌های حاکی از آن است که اختلافات رهبری در میان طالبان در نقاط مختلف شهر وجود دارد.

به نظر می‌رسد که سیاست قبیله‌ای و جنگ روی منابع امور طالبان را عمیقا تحت تاثیر قرار داده است.

برخی افراد مسئولیت کشته شدن دو فرمانده با نفوذ گروه طالبان، محراج و حاجی عصمت، را که توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا هدف قرار گرفتند، به دوش حاجی منان، والی نام نهاد طالبان در هلمند می‌اندازند، شایعه است که او با آمریکایی‌ها همکاری دارد.

ایجاد اختلاف میان حاجی منان و هبت‌الله، رهبر طالبان، خبر خوشی در لشکرگاه است.

و نیز گفته می‌شود که امسال طالبان در هلمند موضع دفاعی خواهند داشت و انرژی خود را برای بی‌ثبات کردن ولایت‌ همجوار قندهار به مصرف برسانند.

آینکه آیا واقعا چنین خواهد شد یا نه، باید منتظر ماند، اما همه اینها برای مردم لشکرگاه نشانه‌هایست در مورد اینکه ممکن سال جاری نسبت به سال گذشته آرام‌تر باشد.