از جنگ تا چنگ؛ نگاهی به تبعات جنگ در موسیقی افغانستان

  • 28 آوریل 2017 - 08 اردیبهشت 1396
موسیقی
Image caption موسیقی با آنکه در افغانستان در برخی از صفحات تاریخ معاصر از جمله هنرهای ممنوعه بوده اما همیشه مخاطبان آن در مقایسه با دیگر هنرها بیشتر بوده است

در بسیاری از کشورهای جنگ‌زده، بخشی از شاهکارهای هنری با موضوع جنگ و صلح خلق می‌شوند. مهمترین آثار سینمایی روسیه، فیلم‌های هستند که پس از جنگ جهانی دوم و به هدف ارائه تصویری روشن از مرارت‌های دوران جنگ ساخته شده است.

افغانستان هم کشوری است در حال جنگ، آن هم یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ معاصر. کشوری که هر چند در زمینه سینما حرف جدی برای گفتن ندارد ولی در برخی از عرصه‌های دیگر هنری، پیشینه‌ای دراز دارد.

موسیقی با آنکه در افغانستان در برخی از صفحات تاریخ معاصر از جمله هنرهای ممنوعه بوده اما همیشه مخاطبان آن در مقایسه با دیگر هنرها بیشتر بوده است.

جنگ درموسیقی افغانستان

وقتی کارنامه‌های هنری برخی از شناخته‌شده‌ترین آوازخوانان افغان را بررسی می‌کنیم، در واقع عبور از عصر سرودها و آهنگ‌های شاد و حماسی نظیر آنچه که در کارهای استادانی چون عبدالوهاب مددی، مسحور جمال و استاد اول‌میر می‌دیدیم، عصر سرودها و آهنگ‌های غم‌انگیز را تجربه می‌کنیم.

این تغییر لحن و انتقال از فضای شور و مستی و حماسی به عصر جنگ و تاریکی و خون در کارنامه‌های هنری برخی از آوازخوان‌های نسل مسن‌تر افغانستان دیده می‌شود.

همزمان با ادامه و تشدید جنگ در افغانستان صدها نفر از آوازخوانان جوان قد برافراشتند.

آیا از توجه به کارهای این نسل می‌توان تصویری از یک کشور جنگ‌زده و در حال جنگ را یافت؟

Image caption داوود سرخوش معتقد است که محصول موسیقی افغانستان در یکی دو دهه گذشته، معجونی از عشق و اعتراض بوده است

داوود سرخوش معتقد است که محصول موسیقی افغانستان در یکی دو دهه گذشته، معجونی از عشق و اعتراض بوده است.

آقای سرخوش می‌گوید: "موسیقی افغانستان به زمان و آرامش نیاز دارد. باید فرصت‌ها برای رشد استعدادهای جوان و پرورش موسیقی درست فراهم شود. در چیزی کم چهار دهه اخیر این فرصت را مردم نداشته‌اند که به موسیقی زیاد فکر کنند. شماری از هنرمندان بودند که توانستند کاری بکنند که حداقل این پویند نخشکد اما احساسات عجیبی می‌بینم. اینجا اعتراض هم هست. ترانه‌های عاشقانه هم هست. در ترانه‌های عاشقانه هم اعتراض هست. جنگ هم هست، حرکت هم هست."

آقای سرخوش از آوازخوانان شناخته شده افغانستان است. آلبوم "سرزمین من" از کارهای درخشان او است که با استقبال فراوان روبرو شد. آقای سرخوش می‌گوید او خود در جنگ ویرانگر افغانستان قربانی داده و مجبور به ترک میهنش شده است. شاید رمز موفقیت آلبوم سرزمین من در همین احساس نهفته باشد.

او می‌گوید: "من هم یکی از آسیب دیدگان جنگ بودم. از دوران کودکی آسیب جنگ را دیده‌ام. با کشته‌های خودم روبرو شدم. با آوارگی روبرو شدم. طبعا این اثر می‌گذاشت. نوع دید ما را نسبت به زندگی متاثر می‌کرد و این که از پشت مرزهای افغانستان چگونه باید خواند. قصد نه بلکه طبیعت همین کار را تشکیل می‌داد و زمینه نوع فعالیت‌ها را زمینه سازی می‌کرد که به همین صورت خوانده شود."

Image caption آرش بارز می‌گوید بیشتر هنرمندان امروز دغدغه انتخاب شعر خوب را ندارند

از هنرمندان پیشرو تا سیاهی لشکر

نسل نو آوازخوانان افغانستان به شدت سرگرم تجربه کردن سبک‌های مختلف موسیقی است. شمار آوازخوانان (زن و مرد) به صورت بی‌سابقه رو به افزایش است اما ظاهرا کارهای شمار کمی از این هنرمندان جوان با عمق و کیفیت قابل ملاحظه از لحاظ هنری همراه است.

آرش بارز که خود از آوازخوان‌های جوان افغانستان است، می‌گوید اکثر هنرمندان امروز دغدغه انتخاب شعر خوب و ارائه کار با کیفیت ندارند.

به گفته وی، شمار زیاد رسانه‌ها و تقاضای آنها برای برنامه‌های متنوع موسیقی، سبب شده هنرمندان به محتوای کار متمرکز نشوند.

او می‌گوید: "هنرمند در شرایط فعلی دغدغه مطرح شدن را دارد. هنر در داخل افغانستان شکل و شمایل یک کِسب را گرفته."

نعمت الله هاشمی رئیس اتحادیه هنرمندان موسیقی هرات می‌گوید این تنها نسل جوان موسیقی نیست که چندان به انعکاس تبعات جنگ در موسیقی رغبت نشان نداده، حتی نام آورترین و شناخته‌شده‌ترین آوازخوانان افغانستان هم انگیزه چنین فعالیت‌های هنری را ندارند.

او می‌گوید: "نمی‌دانم چرا تمام هنرمندان نام آور ما در یک دهه اخیر کم کار شده‌اند. هنرمند باید رسالت داشته باشد. آنها در مورد جنگ، آوارگی و دیگر مسایل در یک دهه اخیر کاری نکرده‌اند. موضوع اکثر آهنگ‌های آنان عشق و عاشقی است. نمی‌دانم چه وقت به این وضعیت نقطه پایان گذاشته می‌شود."

Image caption بسیاری از مخاطبان موسیقی در افغانستان می‌خواهند آهنگ‌های شاد بشنوند

رسالت هنری و ذائقه مخاطبان

نپرداختن یا کم پرداختن هنرمندان به آنچه که در حوزه رسالت هنری و فرهنگی بر آن تاکید می‌شود، ممکن است علت‌های مختلف داشته باشد اما بی‌گمان یکی از عوامل مهم آن در نظر گرفتن ذائقه مخاطبان است.

هنرمندان نمی‌توانند و نمی‌خواهند که ذوق و تقاضای مخاطب را نادیده بگیرند. به همین دلیل در کشوری که هنوز جنگ در آن جریان دارد و هر روز حادثه خونین در آن به وقوع می‌پیوندد، شاید افزایش شمار آهنگ‌های شاد توجیه منطقی هم داشته باشد.

آقای هاشمی می‌گوید، این تمایل مخاطبان به شنیدن آهنگ‌های شاد را حس کرده اما آنچه که به گفته او هنرمند نباید فراموش کند، رسالت تاریخی و فرهنگی است.

تاکید بر تغییر ذائقه مخاطبان و پرداختن به آنچه که جامعه به آن نیاز دارد، شاید یکی از مباحث مورد علاقه منتقدان هنری باشد اما چندان در محافل هنری طرفدار ندارد. بسیاری از هنرمندان اتفاق نظر دارند که آوازخوان باید برای هر نوع ذائقه چیزی برای پیشکش کردن داشته باشد.

دست‌کم این نکته بیشتر طرفدار دارد که انعکاس جنگ در هنر معمولا پس از سپری شدن دوران جنگ دیده می‌شود؛ زمانی که تفنگ خاموش شود، آلات موسیقی رساتر از پیش وارد میدان خواهند شد و آنگاه هنرمندانی که خود متاثر از جنگ بوده‌اند با نگاه به گذشته تاریک تلخی‌های ایام گذشته را در تصویری ساخته شده از ساز و آواز به نسل‌های آینده خواهند سپرد.

نکته مثبت در مورد هنر و هنرمند امروز افغانستان این است که امید به آینده روشن را حفظ کرده است. امید به این که افغانستان ویران شده دوباره آباد خواهد شد و دوباره سبزی جای رنگ خون را خواهد گرفت.

Image caption نکته مثبت در مورد هنر و هنرمند امروز افغانستان این است که امید به آینده روشن را حفظ کرده است

موضوعات مرتبط