عکاسی فتومونتاژ در کابل؛ از فرمگرایی تا مینیمالیسم

  • 20 مهٔ 2017 - 30 اردیبهشت 1396
حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۱

رائول هاوسمان، جان هارتفیلد، گئورگه گروتس، هانا هش، پیکاسو، برک، از اولین کسانی هستند که عکاسی فتومونتاژ را ابداع کرده‌اند. در عکاسی فتومونتاژ استفاده از ترکیب و ترتیب برش تصویرها و کنار هم قرار دادن‌ آن‌ها برای خلق مفاهیم از اهمیت خاصی برخوردار است.

ابداع فتومونتاژ، در حوالی قرن بیستم، دگرگونی‌ قابل ملاحظه‌ای در فرایند ساختار رایج نقاشی و عکاسی ایجاد کرد. ژانری که با تکیه بر خلاقیت و اندیشیدن، به خلق مفاهیم جدی و پیچیده می‌پردازد. آنتون جیولیا براگاگلی در مورد فتومونتاژ می‌نویسد: "یک فریاد، یک وقفه‌ غم‌انگیز، یک ژست ترسناک، یک صحنه‌ دست‌نخورده و یک نمایش خودمانی، همه این‌ها می‌توانند در یک عکس تک‌عکس بیان شوند."

با استفاده از این برداشت، می‌توانیم بگوییم که در عکاسی فتومونتاژ هنرمند می‌تواند با استفاده از کنارهم قرار دادن چند موتیف، چه به‌صورت دستی یا با استفاده از ابزار کامپیوتری، دست به مکاشفه و نشان دادن مفاهم جدیدی بزند. در زمینه فتومونتاژ و تاریخچه آن موردها و مطلب‌های زیادی وجود دارد که در این مجال قصد پرداختن به آن را نداریم.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۲

در افغانستان اما این مسئله کمی متفاوت است. پس از سقوط دوره طالبان، ژانرهای مختلف عکاسی در افغانستان تجربه شده است. در این میان اما جای عکاسی فتومونتاژ همواره خالی بوده است.

برای نخستین بار، مجموعه‌ عکس‌های محمدشهاب اسلامی، فیلم‌ساز و منتقد سینما، در قالب عکاسی فتومونتاژ روز پنجشنبه، ۲۸ ثور/اردیبهشت در انستیتوی فرهنگی فرانسه در کابل برگزار شد. در این نمایشگاه ۱۲ اثر از آقای اسلامی ‌نمایش داده شد.

آقای اسلامی در عکس‌های این مجموعه با کنارهم قرار دادن عناصر انسان و سازه، سنت و مدرنیته، قرار دادن عناصر سنتی در جاهای مدرن و برعکس قرار دادن عناصر مدرن در جاهای سنتی که در عکس‌ها به‌تکرار وجود دارند، درخت، پرنده، آسمان، چرخه‌ و جریان زندگی را به‌صورت محصور در یک قاب بیان می‌کند.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۳

عکس‌های این مجموعه ما را به‌صورت قطعه‌های پیوسته نه بلکه به‌صورت یک کل پیوسته، میان مفاهیم اضطراب‌آور، سیاهی و تیرگی، کوبنده و سحرآمیز، عدم وضوح، ماندن و رفتن، تعلیق، فن‌آوری، تولد و مرگ، پیش فرض‌های ذهنی مخاطب را به‌هم می‌زند و نگاه دیگر به رابطه‌ معماری و انسان می‌دهد. اینکه هیچ چیزی مصداق عینیت ندارد و توجیه و تفسیرپذیر است.

به همین دلیل است که او از ژانرهای رایج و معروف عکاسی پا فراتر می‌گذارد و خودش را از قیدوبند دقت‌های لحظه‌ای آزاد می‌کند و برعکس خودش را در بند قیدوبندهای مضمون دقت می‌کند و با روح کسل‌کننده و خلسه‌آور عکس‌هایش، ما را به‌سوی دقت بیشتر و توجه بیشتر مفاهیم و ارزش‌های سنت و مدرنیته هدایت و رهنمایی می‌کند.

در یک نگاه اجمالی، می‌توان ویژگی‌های ذیل را در عکس‌های آقای اسلامی برشمرد:

فرم‌گرایی

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۴

در مورد "فرم"، تعریف‌های زیادی از سوی کارشناسان در حوزه‌های مختلف ادبی و هنری ارائه شده است. در عکاسی اما، فرم عبارت از چگونگی ترکیب، ترتیب، آرایش و ساختمان دیداری آن است. به این معنی که آنچه عناصر صوری عکس را تشکیل می‌دهد، فرم عکس است.

آنچه که عکس‌های آقای اسلامی را عکس‌های فرمالیستی می‌نمایاند، در واقع، عناصر صوری تعریف شده در عکاسی‌اند؛ حفظ و رعایت کنتراست موضوع، دامنه تون‌های سیاه و سفید، کنتراست قطع‌های خطوط، نقطه دید، بیرون کردن عناصر اضافه از قاب، عمق میدان، وضوح عناصر، تناسب، وحدت در تنوع، تکرار و ریتم، توازن و تبعیت اجزای قاب از یکدیگر است.

در عکس شماره ۱۰ شخصی دارد کودکی‌اش را می‌بیند، کودکی که دارد اصل خود یا جنین‌اش را می‌بیند، جنینی که حالت تزئینی اکواریومی به‌خود گرفته است. در این عکس که جاسازی نمادها با ابزار کمپیوتری شده است (چیدمان در صحنه وجود نداشته است)، آقای اسلامی نتوانسته نمادها را درست در جای مناسب‌اش بگذارد.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۵

مردی که دارد به کودکیِ خود نگاه می‌کند، در واقع می‌باید یا پشت کودکی که دارد جنین را می‌بیند قرار می‌گرفت، یا در آخر پرسپکتیو و عمق عکس. اما آنچه در این عکس حایز اهمیت است، استفاده درست از عناصر صوری در این عکس است، که درک متعارف از مفهوم موتیف‌های دخیل در عکس را دگرگون می‌کند.

کودکی که میان آمدن و نیامدن قرار دارد و کودک دیگری که به گذشته‌ و اصل خودش می‌نگرد، چشم‌هایی که با خشونت تمام از بالا، از پشت مانعی، به مخاطب زل زده و او را نمی‌گذارد راحت با عکس همذات‌پنداری کند (انگار نمایانگر سرنوشت محتوم انسان است که بیاید و بعد برود و تمام)، آرایش نوری فضا که به گورستان روشنی می‌ماند، درب‌های دکان‌های که بسته است و به خلوت و رمزآلودگی فضا کمک کرده است، موجب شده که این وسایل در برابر نگاه ما جان بگیرند، هرچند در همان لحظه، به احساس ما نسبت به نقش اصلی این موتیف‌ها در دنیای طبیعی، تلنگر می‌زنند، اما در لفافه معناهای ضمنیِ نیز به‌خورد مخاطب می‌دهند.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۶

نور مصنوعی به دقت کنترول شده اطراف کودک معلق مانده در هوا به این تاثیر کمک می‌کند. در واقع، بافت این عکس، هم خشن است و هم صاف و ملایم و سرانجام به حس و جسم اشاره می‌کند. بافت‌های صاف و ملایم با بافت‌های خشن توازنی ایجاد کرده‌اند و احساس با اجسام دخیل در قاب، به نزاع برخاسته است.

تفسیرپذیری

وقتی بحث تفسیر پدیده‌های هنری به میان می‌آید، طبق سنت‌های رایج در این زمینه، عادت کرده‌ایم تفسیر را در شعر، نقاشی، فیلم و غیره ببینیم تا عکس. شاید به این دلیل که از یک‌سو غیبت منتقد در جامعه‌ عکاسی به‌شدت محسوس است، و از سوی دیگر، عکاس‌ها بیش‌تر با ژانرهای در دسترس عکاسی سروکار دارند تا ژانرهای نو.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره 7

ژانرهایی که بین واقعیت و خیال پدید می‌آیند. عکس‌های آقای اسلامی، به‌دلیل چند لایه‌ای بودن آنها، برای آنکه کاملاً درک شوند، مفهوم‌شان نیاز به تفسیر دارند. عکس‌های که با پیچ و خم‌های زیاد، اما با پرداخت واقعی تهیه شده‌اند، به تفسیر خاص نیاز دارند.

در عکس شماره ۳ حرکت رو به جلو و رو به عقب و حالت ایستایی آدم‌ها، علایم حرکتی که مشخص نیستند به کدام سو نشانه رفته‌اند، دیوارهایی که حالت دگرگونه و در حال افتادن را به خود گرفته‌اند، زمینی که خودش انگار در حال حرکت است، سایه‌روشن‌هایی که نشان‌گر توهم و ناهمگونی در این عکس است، شکل‌های هندسی که هریک دارای معنای خودش است. این عکس به تنهایی یک فیلم کوتاه است. مجموع از چند نمایی که در یک نما جا افتاده‌اند. جامعه عکاسی افغانستان عادت کرده‌اند، وقتی عکسی را می‌بینند، آن را کامل بدانند، به دلیلی که اشاره رفت، با مکاتب و ژانرهای نو عکاسی آشنایی ندارند.

در عکاسی فتومونتاژ، که ترکیبی از واقعیت و خیال عکاس است، تا حدودی امر فهمیدن کل عکس ناممکن است. جایگزینی اشیای واقعی، دگرگونه‌سازی فضا، شتاب در حرکت و ایستایی در حرکت در این عکس، بسیار تفسیرپذیر و چندلایه‌اند. چشم عکاس فتومونتاژ تنها انتخاب نمی‌کند، کنار نمی‌زند، تمیز قایل نمی‌شود، ارتباط نمی‌دهد، بلکه سازمان هم می‌دهد، طبقه‌بندی هم می‌کند، تحلیل هم می‌کند، زیرا او در کنار چشم، از ذهن هم کار می‌گیرد.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۸

معماری

امروزه، عکاسی معماری جزو شاخص‌ترین زیرمجموعه‌های دنیای عکاسی به‌شمار می‌رود که معمولاً در مستندسازی پروژه‌های ساختمانی کاربرد بسیار دارد. از شاخصه‌های دیگر عکس‌های آقای اسلامی، عکاسی با رویکرد معماری است. او در عکس‌های شماره ۰۶ ، ۰۹ ، ۱۲ ، ۱۳ با استفاده از سازه‌های سنتی و مدرن، معلق بودن انسان امروز شرقی را میان این دو نشان می‌دهد، خطوط (که عکاسی معماری بر همین پایه استوار است)، رنگ، نور، شکل‌های هندسی، نقطه‌ها، یک‌دست‌سازی زمینه‌ آسمان، ‌دیوارها و غیره در این مجموعه، بیانگر رویکرد عکاسی معماری در قالب فتومونتاژ است.

مینی‌مالیستی

یکی از شاخصه‌های دیگر این مجموعه، عکاسی فتومونتاژ با رویکرد مینیمال است. عکاسی‌ای که بر پایه ساده‌گرایی و روش بیان عاری از هر نوع پیچیده‌گی استوار است. در عکس‌های شماره ۰۴ و ۰۸ استفاده از شکل‌های هندسی، حذف شلوغی، استفاده از نور یک‌دست (از یک خانواده)، استفاده از تون‌های رنگی یک‌نواخت، جزو تیوری‌های عکاسی مینی‌مالیستی است که در این مجموعه به‌خوبی قابل مشاهده است.

حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۹
حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۱۰
حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۱۱
حق نشر عکس MohammadShahabEslami
Image caption شماره ۱۲

موضوعات مرتبط