ماموریت نا‌تمام نخست‌وزیر هشت‌روزه افغانستان

ناظران

در سی‌ام اسد سال ۱۳۷۶ خورشیدی، عبدالرحیم غفور‌زی با هفده تن دیگر از سران «جبهه متحد اسلامی برای نجات افغانستان» در اثر سانحه‌ای هوایی جان باختند. تنها دو تن از سرنشینان هوا‌پیمای سانحه‌دیده زنده ماندند که یکی از آن‌ها عبدالقهار عابد، کارمند وزارت خارجه دولت مجاهدین بود که هم‌اکنون سِمَت ریاست دفتر ریاست اجرائیه حکومت وحدت ملی را بر‌عهده دارد و دیگری توریالی فرمل که اکنون دیپلمات وزارت خارجه افغانستان در تاجیکستان است.

هواپیمای حامل غفور‌زی و همراهانش زمانی گرفتار سانحه شد که در میدان هوایی بامیان فرود آمد اما آن‌طور که ادعا شده، به دلیل کوتاهی خط پرواز، هوا‌پیما از میدان خارج شد و به پرتگاهی سقوط کرد و آتش گرفت.

حق نشر عکس Afghan Embassy Poland
Image caption بیست سال پیش در چنین روزی هواپیمای عبدالرحیم غفورزی، نخست وزیر آن زمان افغانستان در بامیان سقوط کرد و با همه اعضای کابینه‌اش کشته شد

سفر غفور‌زی و همراهانش به بامیان به خاطری صورت گرفته بود که نخست وزیر تازه‌تقرر یافته دولت مجاهدین به ریاست برهان‌الدین ربانی، می‌خواست با محمد کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، در مورد کابینه‌ای که مأموریت تشکیلش را به تازگی عهده‌دار شده بود، از نزدیک مشوره کند و نظر نهایی خلیلی را در‌بارۀ هر کدام از اعضای پیشنهادی کابینه‌اش به دست بیاورد.

عبدالرحیم غفور‌زی هشت روز پیش از این سانحه فاجعه‌بار، طبق توافقی که میان اعضای جبهه متحد اسلامی برای نجات افغانستان، پس از گفتگوهای چند‌روزه در پنجشیر صورت گرفته بود، مأموریت یافته بود که کابینه را تشکیل دهد.

در کابینه غفور‌زی، ژنرال عبدالملک به حیث وزیر خارجه گماشته شده بود و پست‌های وزارت‌های دفاع و داخله به ترتیب به جمعیت اسلامی و حزب وحدت اسلامی واگذار شده بود.

رئیس جمهوری دارای چهار معاون بود که جنبش ملی، عبدالغفار پهلوان را به حیث یکی از معاونان رئیس جمهور و حزب وحدت اسلامی، صادقی پروانی را به عنوان معاون رئیس جمهور پیشنهاد داده بودند. قرار بر این شد که یک معاون از سوی جمعیت اسلامی و یک معاون از طرف شورای مشرقی نیز معرفی شود.

به منظور تکمیل فهرست بقیه اعضای کابینه کمیسیونی شش‌نفره تشکیل شد که می‌بایست در مزار شریف کارش را آغاز می‌کرد.

مدت کار کابینه جدید حد اکثر تا ۹ ماه را در‌برمی‌گرفت که در طی آن وظیفه داشت زمینه را برای تدویر لویه‌جرگه آماده کند تا این لویه‌جرگه در مورد «ساختار سیاسی و اداری افغانستان» بحث و مناقشه کند و تصمیم‌های لازم را بگیرد.

غفور‌زی پس از نشست پنجشیر، اظهار داشت که سعی می‌کند که سایر اعضای کابینه‌اش را از میان افراد کار‌فهم و متخصص و تکنوکرات تعیین کند و برخی از وزارت‌ها را به زنان بسپارد و ترکیب قومی را نیز مد نظر قرار دهد.

در زمانی که غفور‌زی به حیث نخست‌وزیر دولت برهان‌الدین ربانی تعیین شد، جبهه متحد، بخشی گسترده از شمال افغانستان را در کنترل خود داشت و این دولت از سوی مجامع بین‌المللی و کشورهای جهان (به استثنای پاکستان، عربستان و امارات) به حیث دولت قانونی افغانستان به رسمیت شناخته می‌شد و عضویت سازمان ملل متحد را دارا بود.

حق نشر عکس Ghafoorzai
Image caption عبدالرحیم غفورزی دانش آموخته لیسه (دبیرستان) حبیبیه کابل و فارغ التحصیل دانشکده علوم سیاسی و روزنامه نگاری دانشگاه این شهر بود.

مسعود، مبتکر گرد‌همایی

گردهمایی سران جبهه متحد در پنجشیر که منجر به توافق‌های مهم شد به ابتکار احمد‌شاه مسعود، فرمانده نظامی کلیدی نیروهای مخالف طالبان، انجام گرفته بود.

احمد‌شاه مسعود می‌خواست با استفاده از تجربه‌های ناکامِ گذشته، با تشکیل حکومتی که افراد تکنوکرات و کار‌فهم در آن حضور فعال داشته باشند، مشروعیت دولت مجاهدین را ترمیم کند.

افزون بر این‌که نظم و امنیت را در مناطق تحت کنترل جبهه متحد اسلامی برای نجات افغانستان برقرار بسازد و دولت را مکلف به عرضه خدمات به شهروندان بسازد.

مسعود تلاش ورزید که برای نخست وزیر جدید، اختیارات عام و تام به دست بیاورد تا نخست‌وزیر بتواند وظایفش را با دست باز انجام دهد.

مسعود نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در نخست وزیر شدن عبدالرحیم غفور‌زی ایفا کرد. غفور‌زی اگرچه از افراد تکنوکرات و غیر جهادی بود، اما دیدگاه‌هایش با دیدگاه‌های احمد‌شاه مسعود شباهت داشت.

هر دو شخصیت بر حفظ ارزش‌های مشترک میان اقوام مختلف تأکید می‌ورزیدند و از سیاست‌های مداخله‌جویانه پاکستان بیزار بودند.

غفور‌زی دیپلماتی سابقه‌دار و فعال و با تجربه بود و در مواقع حساس، از مواضع جبهه مقاومت برضد طالبان، در مجامع بین‌المللی با جرأت‌مندی زائد‌الوصفی به دفاع پرداخته بود و وفاداری‌اش را به ارزش‌های ضد طالبانی عملاً نشان داده بود.

غفور‌زی از پشتون‌های محمد‌زایی بود، در حالی که رهبران طالبان غالباً خاستگاه غلجایی داشتند.

حق نشر عکس AFP/Getty
Image caption "مسعود نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در نخست وزیر شدن عبدالرحیم غفور‌زی ایفا کرد. غفور‌زی اگرچه از افراد تکنوکرات و غیر جهادی بود، اما دیدگاه‌هایش با دیدگاه‌های احمد‌شاه مسعود شباهت داشت."

ظاهراً احمد‌شاه مسعود با حمایت بی‌دریغ از غفورزی در پی این بود که از اختلاف‌های غلجایی-درانی در راستای تضعیف طالبان بهره ببرد.

شخصیت مرضی‌الطرفین

سران جبهه متحد به این تصور بودند که غفور‌زی شخصیتی است که می‌تواند هم اعتماد سران جبهه مقاومت را به دست بیاورد و هم نظر تکنوکرات‌های خارج‌نشین افغان را جلب کند و به نقطه وصلی میان این دو طیف از آدم‌ها تبدیل شود.

همچنان سران جبهه مقاومت به این گمان بودند که برگزیده شدن غفور‌زی به حیث نخست وزیر دولت اسلامی افغانستان، می‌تواند چهره جدیدی از این دولت به جهانیان عرضه کند و قدرت‌های غربی را به حمایت و پشتیبانی از این دولت متقاعد کند.

پس از کشته شدن غفور‌زی، برهان‌الدین ربانی وعده داد که راه غفور‌زی را ادامه می‌یابد، اما گذشت زمان ثابت کرد که یافتن شخصیتی همچون غفور‌زی برای جبهه متحد، کار دشوار و حتا ناممکن بود و خلأ فقدانش به هیچ صورت پر نشد.

غفورزی کی بود؟

عبدالرحیم غفورزی دانش آموخته لیسه (دبیرستان) حبیبیه کابل و فارغ التحصیل دانشکده علوم سیاسی و روزنامه نگاری دانشگاه این شهر بود.

او در دهه ۱۹۷۰ میلادی با آغاز به کار در وزارت امور خارجه افغانستان، پا به عرصه فعالیت‌های سیاسی گذاشت و در سال ۱۹۷۹ هنگامی که ارتش شوروی به افغانستان تهاجم کرد، در کنفرانسی در خارج از کشور به سر می برد.

گفته می شود که آقای غفورزی نخستین دیپلمات افغان بود که این تهاجم را محکوم کرد و علیه آن سخنرانی کرد.

پس از آن، در دوران مبارزه گروههای مجاهدین علیه شوروی سابق، آقای غفورزی در حمایت از مجاهدین افغان در خارج از کشور فعالیت داشت و در سال ۱۹۹۲ با روی کار آمدن حکومت مجاهدین در افغانستان، عضو دولت جدید شد و در نمایندگی افغانستان در سازمان ملل متحد آغاز به کار کرد.

او سپس در ماه جولای ۱۹۹۶ وزیر امور خارجه افغانستان شد، ولی دوره این ماموریتش خیلی کوتاه بود چرا که در سپتامبر ۱۹۹۶ با اشغال کابل پایتخت به دست طالبان، دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی مجبور به ترک کابل شد.

حق نشر عکس Ghafoorzai
Image caption آقای غفورزی نخست وزیر دولت برهان‌الدین ربانی شده بود و تلاش داشت لویه‌جرگه برگزار کند

آقای غفورزی به مزارشریف در شمال افغانستان رفت و تلاشهایی را برای "آشتی ملی" که برگزاری لویه جرگه از اولویتهای آن بود، رهبری کرد.

جسد عبدالرحیم غفورزی از بامیان به مزارشریف منتقل و در دشتی در خارج از شهر بخاک سپرده شد.

سانحۀ هوایی در فرودگاه بامیان، مأموریت خطیر غفور‌زی را نا‌تمام گذاشت و امید‌های وی و بسیاری از مردم افغانستان را برباد داد، اما نام این سیاستمدار شجاع را در تاریخ افغانستان جاودانه ساخت.

غفور‌زی در وضعیتی که جبهه مخالف طالبان، در حالت بد و دشواری قرار داشت، زندگی آسوده‌اش را در غرب رها کرد و به افغانستان آمد تا زندگی پر‌چالشی را در مناطق تحت کنترل جبهه مقاومت تجربه کند.

او در جهت تلاش برای حفظ فرهنگ و ارزش‌های مشترک ملی در برابر تهاجم بیگانگان هویت‌سوز و فرهنگ‌ستیز جان خود را از دست داد.