'از مهر جا نمانند'؛ توفان توییتری ایرانی‌ها و خاطراتی که زنده شد

افغانستان حق نشر عکس Social Media

تازه وارد اول دبیرستان شده بودم. عبور از یک مقطع تحصیلی به مقطع دیگر شوق و ذوق خاص خود را داشت. با توجه به اینکه در سال اول رشته تجربی (ساینس) و ریاضی مشترک بود، من و سایر همکلاس‌هایم برای آینده ما خیال بافی می‌کردیم که در آینده چه بخوانیم، سال بعد رشته ریاضی بخوانیم و یا تجربی؟

توفان توییتری که شب گذشت پنجم سنبله/شهریور از سوی کاربران ایرانی به حمایت دانش‌آموزان افغان با هشتک "از مهر جا نمانند" راه افتاد مرا به یاد آن روزها در سال ۱۳۷۱ انداخت.

سال اول تحصیلی در ایران از اول میزان/مهر آغاز می‌شود به همین دلیل کاربران نوشته‌اند که شاگردان افغان در ماه مهر از رفتن به مدرسه باز نمانند و معنای دیگر مهر که مهربانی است را نیز در خود دارد.

تازه زنگ اول تمام شده بود و معلم از صنف رفته بود. ناگهان در کلاس باز و مدیر مدرسه "آقا مصطفی‌ خمینی" در شهر مشهد در چهارچوب در کلاس نمایان شد. همه شاگردان خشک شان زده بود و نگرانی در چهره تک تک شاگردان دیده می‌شد. همه منتظر بودند بشنوند که باز چه کرده‌اند که پای مدیر به کلاس کشیده شده است.

ناگهان مدیر صدا زد "بچه‌های افغانی" از کلاس بیرون بیایند. من و علی سلیمی (همکارم در بخش افغانستان بی‌بی‌سی) مثل اینکه آب سرد بر سر ما ریخته شده باشد، خشک مان زد و از کلاس خارج شدیم.

به محض اینکه در آستانه در رسیدیم، مدیر پرونده هردویمان را دستمان داد و گفت بروید به خانه تان. می‌خواستم بپرسم که چرا؟ ولی مدیر اجازه نداد. برعکس مدیر که همیشه افغان‌ها را به چشم بد می‌دید ناظم مدرسه رابطه خوبی با ما داشت، وقتی از طبقه دوم پایین شدیم ناظم در راهرو مدرسه بود. جرأت کردیم که بپرسیم چرا اخراج می‌شویم. او گفت که مدارک اقامتی شما مشکل دارد و کارت سبز ندارید.

Image caption این معرفی نامه تا اطلاع ثانوی جهت ثبت نام معتبر می‌باشد

وقتی از مدرسه بیرون می‌شدیم هر دو فکر می‌کردیم که آسمان به زمین آمده و تمام رشته‌های ما پنبه شده است. نمی‌دانستیم کجا برویم، اتاق و یا در خیابان‌ها و کوچه‌ها بگردیم. بدون اینکه با هم حرف بزنیم فاصله زیادی را طی‌کرده بودیم. وقتی به خود آمدیم، رسیده بودیم چهار راه شهدای شهر مشهد.

فردای همان روز رفتیم اداره کل آموزش و پروش مشهد، مردی که دم در بود وقتی فهمید که افغان هستیم ما را به بخش مشاور مناطق محروم این اداره راهنمایی ‌کرد. آنجا که رسیدیم برخلاف مدیر مدرسه، فردی که پشت میز نشسته بود برخورد خیلی خوبی داشت. پرونده ما را گرفت و اندکی کارنامه و مدارک ما را زیر و رو کرد و بعد خودکار را گرفت در پشت مدرک اقامتی ما نوشت" طبق بخشنامه شماره .... این اداره کل این معرفی نامه تا اطلاع ثانوی جهت ثبت نام معتبر می‌باشد."

بعد پرونده ما را دوباره دستمان داد و گفت بروید مدرسه و اگر سخت گرفت، بگویید که به شماره‌ای که خودش نوشته بود، زنگ بزند، ولی قول بدهید که خوب درس بخوانید. نام این مدیر فکر کنم بهشتی بود، با این کارش برای ما جانی تازه داد.

سال بعد مدیر مدرسه آقا مصطفی با اینکه مشکل اقامتی نداشتیم عذر ما را خواست. دو الی سه هفته از سال تحصیلی گذشته بود ولی بازهم پرونده ما را داد دستمان. چون از سال تحصیلی گذشته بود و ظرفیت تمام مدارس محل زندگی‌ما پر شده بود، مجبور شدیم تمام شهر را بگردیم و در کوی امیر مشهد، در دبیرستان انصاری که تازه ساخت و تازه تاسیس بود ثبت نام کردیم. مدیر ما را ثبت نام کرد ولی گفت باید شهریه بدهید.

حق نشر عکس Mahnaz Afshar

برخلاف مدیر مدرسه، آقا مصطفی، مدیر دبیرستان انصاری با ما مهربان بود. همیشه از ما حمایت می‌کرد و حتی سالهای بعد که مدارک اقامتی ما باطل شده بود نیز به ما اجازه داد که درس بخوانیم. یادم می‌آید که دانش آموزان افغانی که هم‌دوره ما بودند، اغلب‌شان نتوانستند به دلیل نداشتن مدرک اقامتی و یا قادر نشدن به پرداخت شهریه، درس بخوانند.

شب گذشته پنجم اسد/شهریور کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی از مقام‌ها گرفته تا فعالان اجتماعی و مدنی از ساعت ۱۰ شب توفان توییتری راه انداختند. این توفان توییتری توفانی را در من ایجاد کرد که یادآور خاطرات روزهای سخت بود. اگر آن سخت گیری‌ها نمی‌بود، شاید خیلی از دوستانم که اکنون در گوشه و کنار ایران و افغانستان تن به کارهای شاق بدنی داده‌اند، قادر بودند به درسشان ادامه دهند.

با توجه به اینکه رهبر ایران در سال ۱۳۹۴ دستور داده بود که "همه کودکان افغانستانی، چه آنها که دارای شرایط قانونی حضور در ایران هستند و چه آنها که مدارک قانونی حضور در ایران را ندارند، باید در مدارس دولتی ثبت‌نام شوند." اما کسانی که این توفان توییتری را راه انداختند می‌گویند که شماری از مدیران مدارس از ثبت نام شاگردان افغان در مدارس سر باز می‌زنند.

حمایتی از این نوع برای کسی که خود این مشکلات را پشت سر گذاشته ملموس تر است. یادم است که پرداخت شهریه چه بار سنگینی بود. ما مدرسه شبانه می‌رفتیم و در یکی از شبها که آخرین اتوبوس خط رفته بود، من و همکلاسی‌ام، علی سلیمی مجبور شدیم که مسیر کوه امیر، بالاتر از میدان فردوسی مشهد تا خیابان صفوی، نزدیک حرم امام رضا را (که چندین کیلومتر بود) پیاده طی کنیم چون غیر از بلیط اتوبوس پولی برای پرداخت کرایه نداشیم.

برگزارکنندگان توفان توییتری اعلام کردند که این کارزار را به "حمایت از کودکان بازمانده از تحصیل افغان"؛ کودکانی که به دلایلی چون دریافت شهریه، نداشتن مدارک هویتی و ... از تحصیل جا می‌مانند" راه انداخته‌اند.

در توییتری منسوب به سید محمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش ایران آمده که تحصیل علم و دانش در هر شرایطی حق تمام افراد است، تلاش می‌کنم تا دانش آموزان هیچ ملیتی از مهر جا نمانند. یکی از کاربران دیگر در جواب این توییت آقای بطحایی نوشته که "لطفا و لطفا بعد نگویید خواستیم و نشد. منطقه‌ای باسواد و با فرهنگ به نفع همه‌است."

مهناز افشار، بازیگر ایرانی نیز نوشته که "کودکان همسایه به ما پناه آورده‌اند حداقل بهشون فرصت آموختن و خواندن بدهیم تا بتوانند تاریخ سرزمینشان را بخوانند."

در کنار این حمایت، مخالفت‌هایی نیز وجود دارد. نگرانی بعضی از کاربران ایرانی از حضور شمار زیادی از افغان‌ها در ایران نیز در این کارزار دیده می‌شد.

یکی از کاربران معترض به حضور افغان‌ها در ایران نوشته که "کسی گفت: ایران مثل فلسطین میشه. گفتم: دلیل، گفت: اینقدر افغان زیاد داره میشه که کم‌کم کشور اشغال می‌کنن چند شهر ما افغان پر شده کمی تفکر."

اما اکثر کاربران از آموزش کودکان افغان حمایت کرده و خواستار تغییر دید ایران نسبت به افغانستان شده است. یکی از آنان نوشت: "غربت بی‌انتها! ای‌کاش سیاست ایران در قبال مهاجرین افغانی به گونه‌ای دیگر بود."

کاربری دیگری نوشته که به این دلیل برای بچه‌های افغان می‌نویسد که "با وجود دستور صریح رهبری برای ثبت‌نام آنها هنوز برخی مدارس از این کار سر باز می‌زنند."