برندگان و بازندگان تضعیف پول افغانی در افغانستان

بازار ارز کابل حق نشر عکس AFP
Image caption تثبیت نرخ ارز از آدرس کمک‌های خارجی سیاستی قابل دفاع بود که توسط حکومت جدید در سال ۲۰۰۲ روی دست گرفته شد

تضعیف پول افغانی به مفهوم کاهش ارزش آن در مقابل ارزهای خارجی و به‌ویژه دلار آمریکایی است. با تضعیف پول افغانی، نرخ ارز (قیمت سایر ارزها به افغانی) افزایش یافته و در دادوستدهای ارزی به مبالغ بیشتر پول افغانی برای به دست آوردن سایر ارزها نیاز خواهد بود.

داده‌ها نشان می‌دهند که ارزش پول افغانی در مقابل سایر ارزها طی یک‌و‌نیم دهه گذشته باثبات بوده و نرخ برابری پول افغانی در برابر دلار آمریکایی بین ۴۸ تا ۵۲ افغانی در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۳ میلادی در نوسان بوده است. در نتیجه عدم اطمینان ناشی از خروج نیروهای نظامی ناتو بعد از سال ۲۰۱۴، نرخ برابری افغانی در برابر دلار آمریکایی به ۵۸ افغانی در دسامبر ۲۰۱۳ رسید.

روند کاهش ارزش پول افغانی همچنان ادامه یافته و در روزهای اخیر به بیش از ۷۰ افغانی در برابر یک دلار آمریکایی رسید. این افزایش بی‌سابقه نرخ ارز در افغانستان باعث افزایش قیمت کالاهای وارداتی شد و نگرانی‌های عمومی را تشدید بخشید.

برای درک بهتر اثرات افزایش یا کاهش ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی روی اقتصاد افغانستان، مهم است توضیح داده شود که افزایش ارزش پول افغانی، باعث کاهش قیمت نسبی کالاها و خدمات خارجی در مقایسه با کالاها و خدمات داخلی در افغانستان می‌شود.

مصرف‌کنندگان، که طبعتاً به دنبال خرید کالاهای ارزان‌تر هستند، مایل هستند که به جای تولیدات داخلی، کالاهای خارجی بخرند. همچنین، واردات کالاهای خارجی افزایش خواهد یافت و تولید داخلی آسیب خواهد دید. با افزایش ارزش پول افغانی، تولیدات کشور در خارج از مرزها گران‌تر خواهند شد و صادرات کالا به خارج کاهش خواهد یافت.

برعکس، با کاهش ارزش افغانی خرید کالای داخلی، چه برای مصرف و چه برای صادرات، به‌صرفه‌تر خواهد بود. در نهایت، این امر به تولیدات داخلی کمک خواهد کرد و صادرات و جریان داخلی ارزهای خارجی را افزایش خواهد داد. در نتیجه، این امر کمک خواهد کرد تا افغانستان واردات کم‌تر و صادرات بیشتری داشته باشد و کسر بیلانس تجارت خود را کاهش دهد.

با درک این مسئله که پول افغانی قدرتمند ضربه‌ای مهلک بر پیکر تولید در افغانستان وارد می‌کند، بعد از گذشت یک‌و‌نیم دهه همچنان تلاش صورت می‌گیرد تا ارزش پول افغانی در مقابل ارزهای خارجی قدرتمند نگهداشته شود. چرا؟ بعد از دو دهه جنگ داخلی و سقوط رژیم طالبان، افغانستان فاقد زیربناهای اقتصادی و تولیدات داخلی بوده و چنین وضعیت اقتصادی پاسخگوی جمعیت روبه‌رشد کشور ناشی از بازگشت مهاجرین از کشورهای همسایه نبودند.

پول افغانی قدرتمند با تکیه بر کمک‌های خارجی یا تثبیت نرخ ارز از آدرس کمک‌های خارجی سیاستی قابل دفاع بود که توسط حکومت جدید در سال ۲۰۰۲ روی دست گرفته شد. این سیاست بخاطر تسهیل دسترسی مردم به کالاهای ضروری توجیه اقتصادی داشت تا زمینه معیشت را هموار سازد. روی دست گرفتن چنین سیاستی از سوی دولت و بانک مرکزی شاید در ابتدا قابل دفاع بود تا در کوتاه‌مدت رفاه مصرف‌کنندگان را افزایش دهد.

حال با گذشت بیش از یک‌ونیم دهه و فراهم بودن فرصت‌های اقتصادی و دسترسی به کمک‌های سخاوتمندانه جامعه بین‌المللی، شرایط و وضعیت اقتصادی افغانستان متفاوت از یک‌ونیم دهه قبل بوده و افغانستان نیازمند به سیاست‌های ارزی متفاوت غرض تقویت تولیدات داخلی خود است.

اما با گذشت یک‌ونیم دهه، هنوز هم بانک مرکزی تلاش می‌کند تا به کمک دلارهای به دست آمده از آدرس کمک‌های خارجی، ارزش پول افغانی را در مقابل سایر ارزها از طریق لیلام کردن (حراج) دلار، به صورت تصنعی تثبیت کند و افغانی را در بازار پولی کشور قدرتمند نگهدارد.

چنین سیاست ارزی پایدار و برای اقتصاد افغانستان در درازمدت سودمند نیست. علاوه‌براین، تداوم و حفظ چنین سیاست ارزی در نبود کمک‌های خارجی غیرممکن است و ذخایر ارزی بانک مرکزی نیز قادر به تداوم سیاست ارزی فعلی نخواهد بود تا با لیلام ارز در بازار پولی کشور ارزش پول افغانی را ثابت یا قدرتمند نگهدارد. کاهش تدریجی ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی باعث می‌شود تا قیمت ارز توسط قدرت تولید واقعی اقتصاد افغانستان و نه کمک‌های خارجی تعیین شود.

بدون شک، کاهش ارزش پول افغانی اثر منفی روی قدرت خرید بعضی از گروه‌های اجتماعی انداخته و واکنش‌های جدی آنها را در پی خواهد داشت. از طرف دیگر، گروه‌های دیگر اجتماعی از تثبیت نرخ ارز به‌صورت تصنعی رنج برده و از کاهش ارزش پول افغانی و واقعی شدن آن نفع خواهند برد.

حق نشر عکس AFP
Image caption دولت و بانک مرکزی تلاش می‌کند با تزریق دلار در بازار ارز، ارزش افغانی را در برابر دلار حفظ کند

با توجه به توضیحی که در مورد اهمیت اقتصادی کاهش ارزش پول افغانی داده شد، بعضی از گروه‌های بازنده و برنده کاهش ارزش پول افغانی را به گونه زیر می‌توان تحلیل کرد:

بازندگان

۱. جمعیت شهری: مطابق آمار اداره مرکزی احصائیه (آمار) افغانستان، ۲۲ درصد جمعیت کشور در شهرها زندگی می‌کنند و مصرف‌کننده اصلی کالاهای وارداتی هستند. کاهش ارزش پول افغانی منجر به افزایش قیمت کالاهای وارداتی (تورم وارداتی) می‌شود و در نتیجه، قدرت خرید و رفاه آنها را کاهش خواهد داد.

۲. واردکنندگان: حفظ تصنعی ارزش پول افغانی در مقابل سایر ارزها به فعالان اقتصادی این سیگنال را می‌دهد که واردات کالاها از خارج از کشور پربازده‌تر از تولید کالا در داخل کشور است. از این‌رو فعالان اقتصادی واردات را بر تولید و ایجاد شرکت‌های تولیدی ترجیح می‌دهند. کاهش ارزش افغانی هزینه تمام‌شد واردات را افزایش می‌دهد و سرانجام، واردکنندگان کالاهایی که در داخل قابل تولید است مشتریان‌ خود را از دست خواهند داد.

حق نشر عکس AFP
Image caption جمعیت شهری، واردکنندگان و سیاستمداران در شمار بازندگان کاهش ازرش افغانی هستند

۳. سیاستمداران: به صورت سنتی مردم افغانستان، به‌خصوص ساکنان شهرها، از قدرتمند بودن پول افغانی در مقابل سایر ارزها احساس بهتری دارند. حتی نمایندگان مجلس کاهش ارزش افغانی را ناشی از ناکارآمدی سیاست‌گذاران پولی کشور تلقی می‌کنند. بنابراین، سیاستمداران پوپولیست، که در صدد افزایش محبوبیت سیاسی خود هستند، با درک واقعیت‌های اقتصادی از منافع درازمدت اقتصادی کشور صرف نظر و تلاش می‌کنند تا پول افغانی را قدرتمند نگهدارند و رضایت عمومی را به دست آورند. کاهش ارزش افغانی منافع سیاسی سیاستمداران را در کوتاه‌مدت در معرض خطر قرار می‌دهد.

برندگان

۱. ذخایر ارزی بانک مرکزی: لیلام ارزهای خارجی به صورت هفتگی در بازار پولی کشور بخاطر حفظ ارزش افغانی در مقابل سایر ارزها برای ذخایر ارزی بانک مرکزی پر هزینه است. ذخایر ارزی فعلی بانک مرکزی ۹ ملیارد دلار است که صرفاً توان تمویل واردات کشور را برای یک سال بحرانی دارد. اجازه دادن تدریجی نرخ ارز بخاطر واقعی شدن آن، هزینه تحمیلی روی ذخایر بانک مرکزی را کاهش می‌دهد و منجر به افزایش ذخایر ارزی بانک مرکزی می‌شود. در نتیجه، این بانک می‌تواند از این ذخایر استفاده اقتصادی کند.

۲. کارآفرینان، تولیدکنندگان و صادرکنندگان: حفظ تصنعی نرخ ارز و قدرتمند نگهداشتن پول افغانی در مقابل سایر ارزها، قدرت رقابتی تولیدات داخلی را پایین آورده و مانع رشد تولیدات داخلی می‌شود. تضعیف پول افغانی باعث می‌شود تا قیمت کالاهای وارداتی برای مصرف‌کنندگان داخلی افزایش یابد. این مهم باعث رشد تولیدات داخلی می‌شود. به تبع آن، قدرت رقابتی شرکت‌های داخلی افزایش یافته و رشد اقتصادی باثبات، افزایش اشتغال و ... را در پی خواهد داشت.

۳. کشاورزان: بخش زراعت یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های اقتصادی در افغانستان است و نقش بارزی در رشد و بزرگی اقتصاد کشور دارد. بر بنیاد داده‌ها، این بخش زمینه ۵۰ درصد اشتغال را در کشور فراهم کرده و ۵۹ درصد جمعیت فعال کشور مشغول فعالیت های مرتبط با کشاورزی هستند. بنابراین، از همین مدرک امرار معاش می‌کنند.

قدرت‌مند بودن تصنعی ارزش پول افغانی به مثابه زهری برای کشاورزان است، چرا که قیمت تمام‌شد محصولات زراعتی را افزایش می‌دهد. وجود محصولات زراعتی کم‌کیفیت خارجی و به‌ویژه چینی در بازارهای کشور مثال خوبی برای توضیح این مطلب است.

واقعی شدن نرخ ازر قدرت رقابتی محصولات زراعتی را افزایش می‌دهد و انگیزه کسب سود را در دهقانان و سرمایه‌گذاران داخلی تحریک خواهد کرد. افغانستان در بخش زراعت مزیت خوبی دارد. واقعی‌شدن نرخ ارز باعث می‌شود تا شرکت‌های تولیدی لبنیات رشد کند و پویایی بخش کشاورزی افزایش یابد.

حق نشر عکس AFP
Image caption ذخایر ارزی، کارآفرینان، تولیدکنندگان، صادرکنندگان و همچنین کشاورزان از کاهش ازرش افغانی سود می‌برند در شمار برندگان آن شمرده می‌شوند

راه‌حل‌ها

تحلیل هزینه-فایده از گروه‌های برنده و بازنده سیاست‌های ارزی کشور و اثرات اقتصادی آن بر اقتصاد افغانستان از بعد سیاست‌گذاری حایز اهمیت است. واقعی شدن تدریجی ارزش افغانی اقتصاد افغانستان را کمک خواهد کرد تا قدرت رقابت در برابر کالاهای وارداتی پیدا کند و از ثبات درازمدت برخوردار شود. این شیوه تدریجی کاهش ارزش افغانی بدون وارد کردن ضربه ناگهانی به رفاه جمعیت شهری و گروه دارای درآمد ثابت، زمینه رقابتی شدن اقتصاد را فراهم خواهد کرد.

نتیجه‌گیری

کاهش بی‌سابقه ارزش افغانی در روزهای اخیر در برابر سایر ارزها نگرانی‌های عمومی را افزایش داده و به عنوان یک مشکل عمده اقتصادی مطرح شدند. با توجه به تحلیل نسبی که از برندگان و بازندگان تضعیف پول افغانی صورت گرفت، به این نتیجه رسیدیم که در پهلوی برندگان پول افغانیِ قدرتمند، گروه‌های دیگری وجود دارند که از کاهش ارزش افغانی سود می‌برند، اما صدای این گروه به‌درستی شنیده نمی‌شود.

بنابراین، لازم است تا سیاست‌گذاران اقتصادی کشور به منافع همه گروهای بازنده و برنده با توجه به توسعه و رشد پایدار اقتصادی در کشور تمرکز کنند و سیاست‌هایی را روی دست گیرند تا منافع درازمدت اقتصادی کشور را در پی داشته باشند.