تاریخچه کوتاهی از 'ژوندون': مجله گمشده افغانستان

تاریخچه کوتاهی از 'ژوندون': مجله گمشده افغانستان

صفحات روشن، شلوغ و رنگارنگ و تازه دیجیتالی شده مجله ژوندون -که به معنی زندگی است- آرمان‌های نخبگان افغانستان را در دهه‌های تحولات سیاسی و اجتماعی نشان می‌دهد.

این مجله در بیشتر نیمه دوم قرن بیستم فعالیت کرد، با مقالاتی در مورد امور جهانی، جامعه و تاریخ با مطالب سرگرم کننده در مورد ستاره‌های فیلم و مد.

صفحات ژوندون بازتاب‌دهنده بیش از پنج دهه پر سروصدای تحولات سیاسی افغانستان است. اما، این صفحات همچنین چیزی شکننده‌ را پوشش می‌دادند: آرمان‌ها و رویاهای خوانندگان خود را.

ژوندون برای افراد معدودی در کشور چاپ می‌شد چون اکثریت بزرگی از مردم افغانستان بی‌سواد بودند.

نویسندگان و خوانندگان آن عمدتا در کابل زندگی می‌کردند. آنها افراد مترقی بودند. زمان و منابعی داشتند برای فکر کردن درباره فیلم‌هایی که در سینما دیده می‌شدند یا اینکه چگونه یک دامن را عوض کنند.

ژوندون بیشتر از جمله مجلات با محتوای نه چندان جدی حساب می‌شد که بعد از ۱۹۲۰ منتشر می‌شدند.

مجله کابل وسیله‌ای برای معروف‌ترین نویسندگان افغان و متفکران شد.

"ادب"، گاهنامه دانشگاه کابل بود و مجله کودکان "کمکیانو انیس" پر از پازل و جدول و داستان بود.

ژوندون در سال ۱۹۴۹ شروع به کار کرد. سال مهمی در منطقه. امپراتوری‌های قدیمی اروپایی پس از جنگ جهانی دوم فرو ریخته بودند.

همسایگان افغانستان، هند، پاکستان و ایران، تفکر پسا استعماری را تجربه می‌کردند.

افغانستان در پی تاسیس یک دولت مدرن بود و مقداری پول در بانک داشت.

محمدظاهر شاه، پادشاه سابق افغانستان، برای گسترش دیدش مشاوران خارجی را به کشورش دعوت کرد و از آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی همزمان کمک خواست.

با آمدن آژانس هواپیمایی آریانا در سال ۱۹۵۵ افغانستان به نیمی از جهان متصل شد.

معروف‌ترین مسیر آن کابل - فرانکفورت بود از طریق تهران، دمشق، بیروت و آنکارا. این مسیر "راه مارکو پولو" نامیده شد، به نام جهانگرد ایتالیایی قرن ۱۳ میلادی.

در داخل، شهرهای افغانستان که با کوه‌ها و بیابان‌ها از هم جدا شده بودند، با پروازهای منظم مرتبط شدند.

تبلیغات در دهه ۱۹۶۰ در مجله ژوندون جا باز کرد.

ماشین‌/موتر، یخچال، شیرخشک - هرچند چنین اقلامی به شدت فراتر از دسترس بسیاری از افراد بوده است، اما برای برخی از آنها نشانگر جذابیت تحول شیوه زندگی بود، به ویژه برای زنان.

محمدظاهر شاه در سال ۱۹۷۳ از سوی پسر عمویش محمد داوود خان از سلطنت خلع شد.

او با کنار زدن رسم دیرینه شاهی، خود را نه به عنوان یک پادشاه، بلکه یک رییس جمهوری اعلام کرد.

جالب است که در طول این دوره، افزایش تبلیغات در ژوندون دیده می‌شود، زیرا داوود خان کارخانه‌ها و خدمات افغانستان را تشویق می‌کرد.

اما، افغانستان با ایده‌های جدید و رقابت‌های جدیدی روبرو شد و داوود خان در سال ۱۹۷۸ توسط گروهی از افسران کمونیست ارتش کشته شد.

این قیام در افغانستان به عنوان انقلاب ثور شناخته شده است و نسل جنگی را که تا امروز وجود دارد، به میان آورد.

تبلیغات تجارتی با اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹ ناپدید شد.

اما ژوندون همچنان به انعکاس رویاهای متفاوت ادامه داد.

بازیگران فیلم شوروی جایگزین هالیوود شدند. ماشین آلات کشاورزی به جای نوار ضبط و یخچال ظاهر شدند.

حتی می‌توان بازتابی از آرمان شهر شوروی را پیدا کرد.

با این حال، در ژوندون، با وجود همه توصیفات از تیم لنین و ژیمناستیک، نقطه مشترکی میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در بخش مدرنیته را می‌‍توان پیدا کرد.

ژوندون، کابل و سایر مجلات، همه پس از شکست شوروی در دهه ۱۹۹۰ از چاپ ماندند.

این دوران وحشتناکی بود؛ بسیاری از نویسندگان، ناشرها و خوانندگان از کشور فرار کردند.

ظهور طالبان به این معنی بود که بسیاری از مردم هرگز باز نخواهند گشت و این رکورد ارزشمند اجتماعی ناپدید خواهد شد.

اما، مجلات افغانستان از نوعی نیستند که خواننده آنها را به راحتی دور بیاندازد. گردآورندگان و کتابخانه‌ها آنها را با دقت نگه داشتند.

کتابخانه کنگره آمریکا مجموعه‎ای تقریبا کامل از این مجلات را در نزدیکی مرز پاکستان ذخیره کرده بود.

صدها نسخه از این مجلات در حال حاضر با مشارکت بنیاد کارنگی دیجیتالی شده- به عنوان بخشی از کتابخانه دیجیتال جهانی.

آنها را می‌توان در اینجا مطالعه کرد - و یا در مورد پروژه افغانستان بخوانید.

در حال حاضر دریافت نسخه‌های کاغذی این مجلات بسیار دشوار است اما گهگاهی در بازارهای خیابانی همچنان در دسترس هستند.

تمام عکس‌های با همکاری و اجازه بنیاد کارنگی بازتولید شده است.