چهل سالگی جنگ افغانستان؛ چهلمین سالگرد کودتای هفت ثور

. حق نشر عکس Getty Images
Image caption جنگ چهل سالۀ افغانستان طولانی ترین جنگ در تاریخ معاصر بشریت است

صبحگاه جمعه هشتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی آسمان پایتخت را صدای ترسناک هواپیماهای شکاری بم افکن میگ های روسی ارتش افغانستان مربوط به کودتاگران حزب دموکراتیک خلق، فرا گرفته بود.

کودتاگران این حزب که در شامگاه روز پیش (۷ ثور) از غلبه بر قوای مدافع حکومت محمد داوود در پایتخت خبر دادند، هنوز بر فرماندهی قوای مرکز در دارالامان و فرقۀ / لشکر ریشخور دست نیافته بودند. بمب افکن های کودتاگران بر روی هر دو مرکز نظامی که نیروهای شان در حال حرکت بسوی شهر و ارگ کابل بودند، بمب می‌ریختند.

من با جمعی از دانشجو‌های خوابگاه (لیلیه) مرکزی دانشگاه کابل ساعت ۹ صبح آن روز (جمعه ۸ ثور) به کوه علی آباد مقابل خوابگاه دانشگاه رفتم تا بمباران فرقه ریشخور و نواحی آن ‌را نظاره کنم. آتش دافع هوای مخالفان کودتا یک فروند میگ را در آسمان دارالامان سرنگون کرد. پیلوت (خلبان) با چتر نجات به ساحۀ تحت کنترل کودتاگران فرود آمد.

تانک‌ها به دستور اسلم وطنجار بسوی کاخ ریاست جمهوری حرکت کردند

ایران داوود را تنها گذاشت؟ چهلمین سالگرد کودتای ثور

اختلاف تره‌کی و امین بر سر چه بود؟ چهلمین سالگرد کودتای هفت ثور

تا ساعت ۱۱ قبل از ظهر این روز (جمعه ۸ ثور)صدای بمباران و آتش دافع هوا و توپخانه خاموش شد و من هم بطرف خوابگاه آمدم. در پارک جلو خوابگاه صدها دانشجو به نشرات رادیو که در کنترل کودتاگران قرار داشت گوش می‌دادند. رادیو، خبر کشته شدن سردار محمد داوود و برادرش سردار محمد نعیم را اعلام کرد و بلافاصله "هورا هورای" دانشجوهای اعضای حزب دموکراتیک خلق در فضای این پارک پیچید.

آن روز، هشتم ثور ۱۳۵۷ بود و آغاز جنگی که تا امروز هشتم ثور ۱۳۹۷ ادامه دارد؛ جنگی که چهل ساله شد.

جنگ چهل سالۀ افغانستان طولانی ترین جنگ در تاریخ معاصر بشریت است. ناگوار تر اینکه هنوز پایانی بر این جنگ متصور نیست.

گسست ساختارهای اجتماعی سیاسی

چهل سال جنگ، تحولات و پیامدهای بسیاری را در نظام و ساختار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عرصه‌های مختلف زندگی جامعه و کشور افغانستان ایجاد کرد.

مناسبات جدید قدرت را در عرصۀ سیاسی و اجتماعی شکل داد. ساختار قدرت را از حالت عمودی و انحصاری قومی و قبیله‌ای به صورت افقی در میان اقوام گسترش داد.

اما این تغییر در مناسبات قدرت تدریجاً در طول این چهل سال به جای آنکه ارزش اتکای سیاست‌ورزان و جامعۀ سیاسی افغانستان را برای کسب قدرت به جامعۀ خودشان و مردم تقویت کند، فرهنگ اتکا به منابع خارجی را در دسترسی به قدرت و حفظ قدرت افزایش و گسترش داد.

ستیزه‌جویی و نابردباری ایدئولوژیک در جامعه شدید و عمیق گردید و جای عقلانیت و مدارای مذهب حنفی را، بنیادگرایی و افراطیت سلفیگری سنی و شیعۀ انقلابی ولایت فقیه ایران گرفت.

طبقه جدیدی بر مبنای ایدئولوژی دینی به نام مجاهد و رهبران و فرماندهان جهادی در واکنش به نیروهای چپ مورد حمایت شوروی، ظهور کرد و جای سنتی قدرتمندان را در سیاست، اقتصاد و جامعه گرفت.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption طبقه جدیدی بر مبنای ایدئولوژی دینی به نام مجاهد و رهبران و فرماندهان جهادی در واکنش به نیروهای چپ مورد حمایت شوروی، ظهور کرد و جای سنتی قدرتمندان را در سیاست، اقتصاد و جامعه گرفت

اشرافیت جدید جهادی در این جنگ چهل ساله ایجاد شد که یکی از ویژگی‌هایش، انتقال این اشرافیتِ صاحب قدرت و ثروت از نسل اول رهبران و فرماندهان به نسل دوم آن‌ها است. هر چند با رسیدن پای آمریکایی‌ها در هفده سال پسین و بالاکشیدن افراد و چهره‌های افغان آمریکایی و از غرب برگشته در رهبری قدرت و رده های مختلف حاکمیت، اشرافیت جهادی تضعیف شد.

گسست ساختار‌های اجتماعی و گسترش تفرقه‌های قومی و زبانی بخش دیگر از تبعات جنگ چهل ساله در جامعۀ چند قومی افغانستان است. جنگ چهل ساله برخلاف این تصور و ادعا که وحدت ملی را در مقابله با تهاجم و اشغال خارجی، تقویت کرد، به درزهای قومی و زبانی در جامعه و به خصوص در جامعۀ سیاسی، فاصله و عمق بیشتر بخشید.

جابجایی جمعیت

در این چهل سال جنگ، نقل و انتقال عظیمی در جابجایی جمعیت ایجاد شد. بزرگترین رقم مهاجرت در تاریخ افغانستان شکل گرفت. نظر به آمارهای ملل متحد، حدود شش میلیون نفر افغانستان را ترک گفتند و در داخل نیز جابجایی‌های عظیمی از دهات به پایتخت و مراکز برخی ولایات انجام یافت.

مهاجرت و پراگندگی جمعیت افغانستان در دو کشور همسایه پاکستان و ایران و کشورهای مختلف جهان که هنوز هر چند به پیمانۀ کمتر ادامه دارد، تاثیرات مختلف فرهنگی و اجتماعی را بر نسل های جدید این مهاجران گذاشت.

بخش دیگر از تبعات جنگ چهل ساله در قربانی های عظیم بشری، معلولیت و معیوبیت ناشی از جنگ، ظهور پدیدۀ زیانبار مواد مخدر و آلودگی به آن و انواع ناهنجاری های دیگر اجتماعی، از تضعیف فرهنگ قانون پذیری تا گسترش ستیزه جویی و تفنگ سالاری و گرفتاری به اختلالات و بیماری های روانی است. میلیون ها تن به این مصایب دچار شدند و امروز بخش کلان و لاینحل معضلات جامعۀ افغانستان شمرده می شود.

در تمام این چهل سال که هنوز آتش جنگ مشتعل است، طرف های مختلف جنگ، انگیزه و اهداف جنگ را نه با عقلانیت بلکه با احساسات و عواطف تبیین و تحلیل می کنند. اگر گفتمان ملی در افغانستان برای تعریف جنگ با رویکرد معطوف به منافع ملی بخشی از نیازهای عقلایی در جنگ و صلح باشد، این گفتمان طی این چهل سال شکل نگرفت. حتی طرف های متخاصم این جنگ چهل ساله در داخل خودشان تعریف روشن و واحد از جنگ نداشته‌‎‌اند.