ناشناس: به احمد ظاهر حسادت می‌کردم

ناشناس و احمد ظاهر
Image caption صادق فطرت ناشناس و احمد ظاهر

احمد ظاهر از همان آغاز که پا به عرصه موسیقی و آوازخوانی گذاشت، روز تا روز به شمار دلبستگانش افزوده می‌شد و دیری نگذشت که با کار و کاریزمای ویژه خواننده‌های مشهور هم‌دوره‌اش را تحت شعاع قرار داد و دیگر او یکه‌تاز میدان بود. رفته رفته هیچ کسی در این زمینه، نه از آوازخوانانی که هم‌دوره‌اش بودند و نه از نسل بعد از احمد ظاهر، نتواست درموفقیت، محبوبیت و شهرت، از او جلوتر برود.

سال‌ها قبل از این که احمد ظاهر جوان در دهه ۷۰ میلادی به شهرت و محبوبیت برسد، صادق فطرت معروف به "ناشناس" از مشهورترین خواننده‌های افغانستان بود.

ناشناس ۸۴ ساله که سال‌هاست در لندن زندگی می‌کند، در گفت‌وگویی اختصاصی با بی‌بی‌سی فارسی لب به اعترافی گشود که حدود نیم قرن آن را با خود نگهداشته بود.

او با لحنی آمیخته با حسرت گفت: "کوشش می‌کردم که همین حرف را نگویم ولی حالا می‌گویم که حسادت داشتم (به احمدظاهر) و رشک می‌بردم به خاطر تفاوت بین من و او."

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
کارنامه و میراث احمد ظاهر چهل سال بعد از مرگش؛ گزارشی از سهراب سیرت

'احمد ظاهر جنون داشت'

آقای ناشناس که امروز هم از سرامدان و پیش‌کسوتان موسیقی افغانستان شمرده می‌شود، می‌گوید احمد ظاهر در موسیقی جنون داشت:

"فقط کسی که جنون داشته باشند، می‌تواند بدون کمک کتاب، بدون رهنمایی کسی اینگونه موفق شود و موسیقی در خونش جاری شود. من از کتاب کمک خواستم اگر چه معلم نداشتم، ولی این آدم (احمد ظاهر) به کتابی نیاز پیدا نکرد...کاری را ندیده‌ام که از روی کتاب کرده باشد. آنچه را که درنهادش بود و فکر می‌کرد درست است همان کار را می‌کرد و تصادفا و شاید علماْ همان کارش درست هم بود."

ناشناس می‌گوید جسارت و جرأتی که احمد ظاهر در ابراز خودش داشت، او نداشت. احمد ظاهر پسر عبدالظاهر، در زمان سلطنت ظاهر شاه بود و پدرش در پست‌های مهم دیگر دولتی نیز کار کرده بود، اما به گفته ناشناس، احمد ظاهر باکی از "خدشه‌دار شدن خانواده و موقعیت پدر نداشت."

در جامعه سنتی و محافظه‌کار افغانستان از گذشته‌ها معمول نیست افرادی که متعلق به مقام‌های دولتی و یا خانواده‌های سنتی و مذهبی باشند، به موسیقی رو بیاورند. حتی در افغانستان امروز خواننده شدن بستگان افرادی که موقعیت و منسبی دارند، یک تابو شمرده می‌شود.

به گفته ناشناس، احمد ظاهر "آکاردیون را بر گردن می‌انداخت و دیگر فکر این را نمی‌کرد که چه کسی چه می‌گوید و موقعیت پدرش چیست و آیا پدرش راضی هست یا نیست. به این چیزها فکر نمی‌کرد... سرشار بود."

درباره ناشناس بیشتر بخوانید: ناشناس؛ آوازخوان سرشناسی که هنرش را از پدر پنهان کرده بود

حق نشر عکس Shabnam Zahir
Image caption نام اول احمد ظاهر،‌ توریالی بوده است و دوستان نزدیک و خانواده‌اش به همین دلیل او را با نام "تور جان" صدا می‌زدند

ناشناس اما با حسرت می‌گوید: "اما من همیشه در این سودا بودم."

آقای ناشناس متعلق به یک خانواده محافظه‌کار قندهاری در جنوب افغانستان بود و در چند سال اولی که به آوازخوانی شروع کرد، آن را از خانواده‌اش پنهان کرده بود و به همین دلیل نام خودش را "ناشناس" گذاشته بود.

ترس از نام پدر

ناشناس می‌گوید: "من در هراس بودم که مبادا پدرم از این کارم خبر شود و ناراحت شود ولی احمد ظاهر به این فکرنبود، کار خودش را می‌کرد."

به گفته ناشناس پدر احمد ظاهر با آن که در اول چندان رضایت نداشت که پسرش خواننده شود ولی مانع کار او نشد و گذاشت به آنچه علاقه دارد بپردازد.

داشتن حلقه خوبی از دوستان،‌ از دیگر خوشبختی‌های احمد ظاهر بود که به قول ناشناس به او درباره کارش مشورت می‌دادند و با او در زمینه‌های مختلف همراهی و همکاری می‌کردند.

ناشناس می‌گوید: "دیروز گذشته و فردا هنوز نیامده، از همین لحظه استفاده اعظمی باید شود،‌ همین شیوه کارش بود و همین به او را به مدارج بالا رساند."

حق نشر عکس Shabnam Zahir
Image caption احمد ظاهر در سال ۱۹۴۶ در کابل متولد شد و در سال ۱۹۷۹ در رویدادی که تصادف خوانده شد،‌ درگذشت

به گفته ناشناس در اول فقط جوانان و نوجوانان علاقمند احمد ظاهر بودند ولی کم کم این علاقه به والدین این جوانان هم منتقل شد.

دوره احمد ظاهر، دوره ظهور الویس پریسلی در آمریکا و گروه بیتل‌ها در بریتانیا بود. ناشناس می‌گوید احمد ظاهر تحت تاثیر آنها نیز قرار گرفت و شیوه‌هایی از آنها را وارد و با موسیقی افغانستان تلفیق کرد.

ماجرای آهنگ ''روز و شبم الم ''

آقای ناشناس می‌گوید در اوایل آشنایی با احمد ظاهر را فقط در اجتماعات و گاهی در رادیو به طور اتفاقی می‌دیده است و روابط زیاد نزدیکی نداشته‌اند، ولی بعدها دیدارهای آنها نسبتا بیشتر شد.

باری در استودیوی رادیوی افغانستان احمد ظاهر در حال زمزمه آهنگ "روز و شبم الم، ریزم سرشک غم" بوده که ناشناس هم وارد این استودیو می‌شود و از این که ترانه و آهنگ از ناشناس بوده است، احمد ظاهر با دیدن ناشناس از او خواسته وارد اتاق ضبط شود.

"با دوستانش نشسته بود، گفت این آهنگ شما حالا در رادیو هست،‌ گفتم نه این را پاک (حذف) کردند. از من خواست شعرش را کامل بنویسم. شعر را نوشتم برایش گذاشتم. از من خواست کمی با او تمرین کنم و بعد هارمونیه را گرفت که بخواند گفتم در راگ (گوشه/مقام) 'دیس ' است. به راگ اعتنا نکرد."

در وسط این آهنگ قرار بود شاه‌بیت "خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم/به فکر صید دگر باشد و شکار دگر" خوانده می‌شد که ناشناس می‌گوید احمد ظاهر چند بار تلاش کرد آن را اجرا کند ولی به طور "درست" به شیوه کلاسیک نتوانست اجرا کند.

آقای ناشناس که دکترای ادبیات دارد و موسیقی کلاسیک را در هند فراگرفته می‌گوید احمد ظاهر با راگ‌‌های کلاسیک آشنایی نداشت.

"دو سه بار که برایش تکرار کردم دیدم که نمی‌شود. گفتم یا درست بخوان یا هم بدون این شاه بیت بخوان. بعد از من خواهش کرد که همان قسمتش را من بخوانم که خواندم و بخشی از آهنگ شد."

این تنها آهنگی از احمد ظاهر است که در قسمتی از آن صدای ناشناس را هم شنیده می‌شود.

حق نشر عکس Shabnam Zahir
Image caption احمد ظاهر و همسرش فخریه

تفاوت‌ها

صادق فطرت "ناشناس"، خاطره دیگری هم دارد که پیش از ماجرای این آهنگ بوده است.

روزی احمد ظاهر در تلاش ساختن آهنگی برای ترانه‌ای بوده و در استودیوی رادیوی افغانستان به ناشناس گفته است که اگر او بخواهد روی آن ترانه آهنگ بسازد چگونه خواهد بود.

"دو چیز در ذهنم گشت، یا این که امتحانی از من می‌گیرد که بداند من می‌توانم آهنگ بسازم یا نه و یا هم می‌خواست شیوه‌ کارم را ببینید که تا آخر نفهمیدم هدفش چه بود. اما بعدش حدس زدم که سوء‌نیتی نداشته و فقط شیوه کارم را می‌خواسته بداند."

ناشناس ادامه می‌دهد: "از روی وزن شعر طرزی ساختم و برایش خواندم. او به همراهانش اشاره کرد و گفت دیدی این است تفاوت ما و این ها. منظورش را از این تفاوت هم ندانستم."

Image caption از مجموعه مطالب ویژه چهلمین سالروز درگذشت احمد ظاهر