اعدام و ترور؛ صد سال سرنوشت خونبار رهبران افغانستان

افغانستان
Image caption در ۱۰۰ سال گذشته بسیاری از سردمداران افغانستان کشته شدند

۲۸ اسد/مرداد، صدمین سالروز استقلال افغانستان از بریتانیا است. در این صد سال اتفاقات زیادی رخ داده است. بخش عمده‌ای از تاریخ افغانستان در ناآرامی و کشمکش سپری شده است؛ ناآرامی‌هایی که گریبانگیر شاهان و سردمداران این کشور بوده است. در صد سال اخیر دست‌کم ۱۵ نفر با عنوان شاه، رئیس جمهور و امیرالمومنین بر افغانستان حاکم بوده‌اند. سرنوشت این حاکمان، آرام نبوده و با سرانجامی نسبتا غیرمعمول دست به گریبان شدند؛ مثلا هفت نفرشان کشته شده‌اند.

در این نوشته به نحوه پایان زندگی سردمداران افغانستان در صد سال گذشته نگاه گذرایی شده است. منبع عمده این گزارش، کتاب افغانستان در پنج قرن اخیر، نوشته محمد صدیق فرهنگ است.

استعفای شاه جوان

امان‌الله‌خان، ۹۲ سال پیش پس از سفر هفت‌ماهه اروپایی، به کابل برگشت. او سوغات تغییرات سیاسی و اجتماعی را با خود آورده بود که به مزاج بسیاری در جامعه سنتی و دینی خوش نیامد. شاه تجددخواه، پس از حمله مخالفانش، در راس آن‌ها حبیب‌الله کلکانی، مجبور شد از قدرت کناره‌گیری کند. او به ایتالیا رفت و سال‌ها همانجا بود. امان‌الله خان در ۱۳۳۹ دور از وطن در زوریخ سویس درگذشت.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption خانه امان الله در رم، ایتالیا در تبعید

پس از امان‌الله خان، اداره کشور به دست معین‌السلطنه، عنایت‌الله خان افتاد. او سه روز بیشتر دوام نیاورد و نیروهای حبیب‌الله کلکانی وارد ارگ شاهی شدند.

اعدام شاه

وقتی امان‌الله خان برنامه های اصلاحاتی خود را آغاز کرد، بسیاری از روحانیون به‌خصوص که از شاه امان الله رو گردان شده بودند و شاه را کافر و حکومت او را نامشروع می خواندند، حبیب الله را تشویق به مبارزه جدی بر علیه شاه امان‌الله کردند.

حبیب‌الله کلکانی توانست بعد از مدتی جنگ و درگیری کابل را در سال ۱۳۰۷ تصرف کند. حبیب‌الله کلکانی، پس از ایجاد افغانستان کنونی، نخستین شاه تاجیک‌تبار افغانستان بود.

طرفدارانش او را با عنوان "خادم دین رسول‌الله" می‌شناسند، منتقدینش اما کلکانی را "یک یاغی‌" می‌دانند که علیه شاه به پا خاست.

حبیب‌الله کلکانی نتوانست بیشتر از ۹ ماه بر سر قدرت باشد. نیروهای محمد نادرخان، از سپاهی‌های ارشد امان‌الله خان، به ارگ حمله کردند و کلکانی فرار کرد.

Image caption روحانیون، که حامیان اصلی حبیب الله بودند، به عوض تاج شاهی، دستار سفیدی بر سر او بستند و او را نه شاه، که "امیرالمومنین" لقب دادند

نادرخان، از حبیب‌الله کلکانی خواست که در مقابل ضمانت جانش، تسلیم شود، کلکانی تسلیم شد، اما اعدام شد.

قتل شاه در جشن

نادرخان که پس از کشتن کلکانی، نادرشاه شده بود، چهار سال پادشاهی کرد. او در سال ۱۳۱۲ کشته شد.

عبدالخالق، دانش‌آموزی از قوم هزاره که به باور غالب از رفتار نادرشاه با هزاره‌ها خشمگین بود، او را در یک مراسم جشن تجلیل از دانش‌آموزان و ورزشکاران، با شلیک گلوله به قتل رساند.

شاه در غربت

محمد ظاهر ۱۹ ساله، پس از کشته‌شدن پدرش نادرشاه، شاه شد و چهل سال حکم راند؛ بیشترین مدت حکم‌رانی یک فرد بر افغانستان.

در سال ۱۳۵۲، ظاهرشاه در ایتالیا بود که خبر رسید، محمد داوودخان، صدراعظم و پسر عمویش، کودتا کرده است. شاه بعد از آن به افغانستان برنگشت و حدود ۳۰ سال در ایتالیا ماند. او در سال ۱۳۸۱ به افغانستان بازگشت. آخرین شاه افغانستان در سال ۱۳۸۶ درگذشت.

کودتای خونین علیه رئیس جمهور

محمد داوودخان، بنیانگذار نظام جمهوری و نخستین رئیس جمهوری افغانستان، پنج سال بعد با کودتا خونین حزب دموکراتیک خلق روبه‌رو شد.

او شماری از رهبران این حزب نیرومند را زندانی کرده بود. در این کودتا، داوودخان همراه ۱۸ نفر از اعضای خانواده‌اش در قصر گلخانه ارگ ریاست جمهوری کشته شدند.

Image caption محمد داوودخان، بنیانگذار نظام جمهوری و نخستین رئیس جمهوری افغانستان بود
حق نشر عکس Getty Images
Image caption برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، ظاهرشاه و حامد کرزی، 'رئیس اداره موقت' وقت افغانستان در رم، ایتالیا، پیش از بازگشت به کابل، ۱۶ آوریل ۲۰۰۲

رئیس جمهوری که خفه شد

پس از حذف داوودخان، نور محمد تره‌کی، از رهبران حزب دموکراتیک خلق، در سال ۱۳۵۸ قدرت را در دست گرفت و رئیس جمهور شد. تره‌کی، در همین سال، توسط طرفداران حفیظ‌الله امین، هم‌حزبی‌اش در کاخ ریاست ‌جمهوری با بالش خفه شد.

Image caption نور محمد تره‌کی (وسط) پس از کودتا علیه داوودخان رئیس جمهور شد

شلیک رگبار گلوله به سمت رئیس جمهور

حفیظ‌الله امین، صد روز یکه‌تاز قدرت در افغانستان بود.

اتحاد جماهیر شوروی، حامی حکومت‌های کمونیستی‌ در افغانستان، از نزدیک‌شدن امین به آمریکا نگران شد و در صدد حذف‌ او برآمد.

در ۶ جدی سال ۱۳۵۷ امین و شماری از اعضای کابینه‌اش در اقامتگاهش در تپه تاج‌بیگ توسط آشپز روسی‌اش مسموم شدند. حفیظ الله امین ابتدا گیج و منگ شده بود و سپس در یک عملیات نظامی ۴۵ دقیقه‌ای به سرکردگی افسر شوروی، "سیمیونف" با رگبار مسلسل در پیش چشم اعضای خانواده‌ خود کشته شد.

Image caption حفیظ الله ابتدا مسموم و سپس در یک درگیری کشته شد

مرگ در غربت

ببرک کارمل رهبر حزب پرچم، جدا شده از حزب خلق، پس از حفیظ الله امین رئیس جمهور شد.

شش سال در این سمت باقی ماند. با تغییر سیاست‌های شوروی نسبت به افغانستان، در سال ۱۳۶۵ از دبیر کلی حزب خلق کنار زده شده و توسط هم‌حزبی‌اش، نجیب‌الله از ریاست جمهوری هم برکنار شد.

در ده سال دیگر، کارمل در حیرتان و مسکو به سر برد و در نهایت در مسکو درگذشت و در حیرتان به خاک سپرده شد.

Image caption ببرک کارمل در مسکو درگذشت و در حیرتان به خاک سپرده شد

اعدام رئیس جمهور

پس از ببرک کارمل، دکتر نجیب‌الله، رئیس جمهور شد.

مجاهدین دولتش را شکست دادند. دکتر نجیب چهار سال در دفتر سازمان ملل در کابل پناهنده بود، اما زمانی‌که طالبان در سال ۱۳۷۵ وارد کابل شدند، او را کشتند و به دار آویختند.

Image caption دکتر نجیب الله، آخرین رئیس جمهوری دولت تحت حمایت شوروی

صبغت‌‌الله مجددی از رهبران جهادی، پس از فروپاشی حکومت دکتر نجیب الله، دو ماه رئیس جمهور بود. او در سال ۱۳۹۷ درگذشت.

حق نشر عکس AFP
Image caption صبغت‌الله مجددی در دولت مجاهدین دو ماه رئیس جمهوری بود

انفجار دستار

برهان‌الدین ربانی، دهمین رئیس جمهوری افغانستان بود. آقای ربانی در سال ۱۳۸۰ و پس از سقوط طالبان، قدرت را به حامد کرزی، رئیس جمهوری دولت موقت واگذار کرد؛ اولین واگذاری مسالمت‌آمیز قدرت در افغانستان.

آقای ربانی در سال ۱۳۹۰ که رئیس شورای عالی صلح بود، در اثر انفجار انتحاری طالبان در خانه‌اش کشته شد. فرد انتحاری توانسته بود مواد انفجاری را در دستار خود پنهان کند و هنگام مصافحه با آقای ربانی آن‌را منفجر کند.

Image caption آقای ربانی در سال ۱۹۹۲ رئیس جمهوری افغانستان شد

مرگ امیر در بی‌خبری

ملاعمر رهبر گروه طالبان، به مدت پنج سال، تا سال ۱۳۸۱، بر بخش گسترده‌ای از افغانستان حکم راند. او در سال ۱۳۹۲ در بی‌خبری مطلق درگذشت، اما اعلامیه‌هایی به نام ملا عمر تا دو سال بعد از مرگش منتشر می‌شد.

Image caption ملا عمر (وسط) در سال ۱۳۹۲ درگذشت

موضوعات مرتبط