شعرهای بی فروغ و با فروغ در 'کمی برای خودم'

جلد کتاب
Image caption دایره واژگان شعرهای این مجموعه محدود نیست و شعرها در آزادی بیشتری شکل یافته اند

'کمی برای خودم' عنوان گزینه اشعار سمیه رامش، شاعر جوان افغان است که به تازگی در هزار نسخه از سوی انتشارات فدایی هروی در کابل منتشر شده است.

شعر های بخش اول این مجموعه هشتاد و هفت برگی، بیشتر در قالب های بی وزن است و در بخش دوم کتاب، غزل، رباعی و دوبیتی های شاعر نیز جای گرفته است.

شاید به تبع زمینه هایی که برای به رسمیت پذیری زنان در دوره پس از طالبان در افغانستان ایجاد شد، زنان از جمله در آثار ادبی به بروز بیشتر زنانگی و فردیت جنسی خود می پردازند.

شعرهای نسلی از شاعران جوان زن در این سالها، با دغدغه های زنانه توام است. مجموعه "کمی برای خودم" به تمامی، فردیت شاعر زن را دربر دارد و در بیان دغدغه های خود نیز توانسته از کلی گویی های مرسوم احتراز کند و تجربه های فردی خود را به شعر بدل کند.

شاید سمیه رامش از نسلی تازه برآمده است که از اثرگذاری فروغ فرخزاد به عنوان تنها پیام آور عصیان زنانه در شعر، گذر کرده اند و چه از نظر زبانی و چه از نظر فرم و محتوی، ویژگی فردی خود را حفظ کرده اند. دایره واژگان در این شعرها، محدود نیست و شعرها به صورت کل در آزادی بیشتری و بدون اثرگذاری مستقیم شاعران زن شکل یافته اند.

تهران مهاجر

نویسنده های پناهنده افغان در ایران، به دلیل همزبانی و ارتباط با فضای فرهنگی هم ریشه، از زمینه های تجربی بهتری در مقایسه با دیگر کشورهای میزبان مهاجران افغان برخوردار بوده اند و از جهت توانایی ها و دانش ادبی، حتی نسل کمسال تر و جوان مهاجر، در برگشت به کشورشان، با قدرت بیشتری در زمینه های ادبی ظاهر شده اند.

سمیه رامش که خود متولد تهران است، سالها در ایران مهاجر بوده و در این کشور با ادبیات و تحولات ادبی معاصر آشنا شده است. هرچند این نسل مهاجر از رهگذر تفاوت هایی که در گویش های دو کشور پارسی‎گوی وجود دارد، طبیعتا برگویش و نحوه کاربرد زبان پارسی در کشور میزبان تسلط دارند، اما این مساله کمتر توانسته آنها را از فضای اجتماعی و ادبی کشور خودشان به دور نگهدارد.

Image caption شاید سمیه رامش از نسلی تازه برآمده است که از اثرگذاری فروغ فرخزاد به عنوان تنها پیام آور عصیان زنانه در شعر، گذر کرده اند

شاید سمیه رامش از نسلی تازه برآمده است که از اثرگذاری فروغ فرخزاد به عنوان تنها پیام آور عصیان زنانه در شعر، گذر کرده اند بیشتر شعرهای مجموعه "کمی برای خودم" در افغانستان سروده شده است. شماری نیز در تهران سروده شده که رگه هایی از نوستالژی غربت را در خود دارد:

تهران بزرگ تهران مهاجر دلتنگ... باسیگاری که تنهایی ام را روشن می کند و دود را مهاجر....

افغانستان زن

در این مجموعه، شعارهای زنانه و دغدغه های اجتماعی و سیاسی که تب داغ جامعه رها شده از جنگ است، بحث اصلی نیست. شعر افغانستان در این سالها بیشتر درگیر کلی گویی های سیاسی و اجتماعی بوده و کمتر وارد جزییات و حواشی زندگی شده است.

اما نسل تازه تر، شاید به دلیل گریزندگی و دل زدگی از جنگ و سیاست و شعارهای آرمانی، به آفرینش تجربه های فردی خود پرداخته است. این مساله در شعر بانوان شاعر افغان که در این سالها در عرصه ادبیات حضور یافته اند، به صورت عموم دیده می شود.

تصویر زندگی افغانی در این شعرها، تصویر واقع و روزمره و رسانه ای نیست. هرچند افغانستان برای زنان، محدودیت ها و دشواری های گسترده ای در زندگی اجتماعی به همراه دارد، اما افغانستان شعر شاعران زن، به وسیله تجربه های فردی رویت می شود و کمتر سیاست و تبعات آن وارد حریم شعر زنان شده است.

شعر راه ناگزیر؟! ناگزیر؟ بیشتر آثار منتشره شده بانوان افغان، در حوزه ادبیات و به ویژه بر شعر متمرکز است. شاید یکی از دلایل این مساله، بسته بودن جامعه افغانی و نبودن زمینه های دیگر فرهنگی برای خودنمایی زنان باشد. به عنوان مثال اگر زنان بخواهند در زمینه های سینما، موسیقی و یا رسانه ها دست به فعالیت و آفرینش بزنند، با دشواری هایی روبرو هستند که در سرودن شعر و یا نوشتن داستان، این دشواری ها وجود ندارد

در این اواخر، مجموعه های شعری متعددی به ویژه از بانوان شاعر از سوی برخی ناشران افغان، از جمله انتشارات فدایی هروی و یا توسط خود مولفان منتشر شده که نشان دهنده رشد کمی و کیفی چاپ کتاب در افغانستان است.

اما بیشتر آثار منتشره شده بانوان افغان، در حوزه ادبیات و به ویژه بر شعر متمرکز است. شاید یکی از دلایل این مساله، بسته بودن جامعه افغانی و نبودن زمینه های دیگر فرهنگی برای خودنمایی زنان باشد. به عنوان مثال اگر زنان بخواهند در زمینه های سینما، موسیقی و یا رسانه ها دست به فعالیت و آفرینش بزنند، با دشواری هایی روبرو هستند که در سرودن شعر و یا نوشتن داستان، این دشواری ها وجود ندارد.

اما برخی از این شاعران نیز با توانایی بیشتری در عرصه ادبیات ظاهر شده اند و ادبیات، زمینه خود خواسته و اصلی فعالیت فرهنگی شان است. در بیشترحلقه های ادبی امروز افغانستان، گروهی از بانوان نویسنده و به ویژه شاعر، حضور دارند و این حضور در آثار ادبی منتشر شده در این سالها نیز پیداست.

سالهای پس از طالبان توانسته روحیه حضور بیشتری به زنان افغان بدهد، اما درعین حال از سوی منابع دولتی و غیردولتی در زمینه حمایت از زنان مولف و هنرمند کمتر توجهی وجود دارد.