شناسنامه مجله های تازه ظهور ادبی در افغانستان

در عرصه ادبیات از همان سالهای اول تحولات در افغانستان و فروپاشی رژیم طالبان، شاهد نشر مجله هایی بودیم که نوید بخش فردای بهتر برای انتشارات در این حوزه بود.

Image caption مجله های ادبی تازه ظهور نوید بخش فردای بهتری است

در همان سال ها، از اولین نشریاتی که نفسی در این هوا تازه کردند مجله "اورنگ هشتم" بود که توسط انجمن ادبی هرات با قطع، صحافت و مطالبی بهتر و تعداد صفحاتی بیشتر از گذشته به دست مخاطبین ادبیات رسید و یکی دو سال بعد ماهنامه "ادامه از صفحه قبل" با شکل و شمایلی متفاوت از مجلاتی که تا آنزمان حال شاهد نشر آن ها در کشور بودیم قدم به بازار مجله های ادبی گذاشت، و در کنار "اورنگ هشتم" تفاوت دو نسل و دو سلیقه متفاوت ادبی را به نمایش گذاشت.

چرا که در این نشریه ادبی گریزی چشم گیر از سنت های معمول در فضای ادبی به چشم می خورد و همان تفاوتی که از نگاه شکل و شمایل با دیگر مجلاتی که تا آن وقت در افغانستان چاپ شده بود در آن دیده می شد با شدت بیشتر در مطالب و آثار منتشر شده در آن وجود داشت. ولی این مجله با فروکش کردن تب تند ادبیات در هرات در شماره های دوم و سوم تعطیل شد و حتی امروز فصل نامه اورنگ هشتم بر خلاف نامش تقریبا سالی یک بار به چاپ می رسد.

در این میان فصل نامه خط سوم که در فضای جدید ادبی افغانستان باید از آن به عنوان مجله مادر یاد کنیم در طول این مدت، تنها نشریه ای بود که مداوم و محکم حضورش را در بین اهالی ادبیات شاهد بودیم که توسط عده ای از شاعران و نویسندگان مهاجر افغانی در شهر مشهد ایران به چاپ می رسد و هر چند با تاخیر و کم و کاست به دست علاقه مندان به داخل کشور هم می رسد.

شمال و مرکز

اما در این اواخر شاهد چاپ نشریاتی در حوزه ادبیات در سوی دیگر کشور هستیم؛ یعنی در ولایات شمالی و مرکزی که اولین آنها ماهنامه ایست به نام "ترنم" که صاحب امتیاز آن حلقه فرهنگی "زلف یار" است و در مزار به چاپ می رسد.

حلقه فرهنگی "زلف" یار، نهادی ادبی است که توسط تعدادی از جوانان شاعر در ولایت بلخ راه اندازی شده است و در این نشریه نیز بیشتر شاهد آثاری هستیم که توسط اعضای این نهاد ادبی تولید شده است و تا به حال ۱۲ شماره از آن به چاپ رسیده که صفحات بیشتر آن را شعر، داستان، نقد ادبی و مصاحبه های جوانان، پر کرده است.

فعلا مدیر مسئول این نشریه حامد خاوری است و با سردبیری فردوس برین چاپ می شود.

Image caption روح الامین امینی

ماهنامه "پرتو" نیز مجله کوچکی است که از سوی خانه فرهنگی پرتو به نشر می رسد. این نهاد ادبی نیز در مزار شریف فعالیت می کند و اعضاء و مسئولین آن دخترانی هستند که در حوزه ادبیات فعالیت می کنند.

وقتی سری به صفحات این ماهنامه زده شود، با مطالبی از چهره های شناخته شده تر ادبیات در افغانستان بیشتر مواجه می شویم و نام و تصویر کسانی مانند پرتو نادری، خالده فروغ، محمد عمر فرزاد و... به چشم می خورد. شعرها داستان ها و مطالبی هم که از جوان ترها در آن به نشر می رسد، حتی بدون این که مجبور باشیم نگاهی به نام نویسندگان یا شاعران شان بیاندازیم از نگاه فرم و محتوا معلوم است که مربوط به نسل نو ادبیات در افغانستان است.

'خط قرمز'

ماهنامه ادبی غچی‌ (پرستو) در یکی از ولایت های از چشم افتاده تر کشور یعنی ولایت سرپل منتشر می شود. در شناسنامه و صفحات این نشریه هم که از سوی کانون فرهنگی آستانه به چاپ می رسد نام های جوانان کاملا چشم گیر است و مانند هر مجله ادبی دیگری صفحات آن را شعر، داستان، نقد، مصاحبه و معرفی کتاب پر کرده است.

ماهنامه فردوسی نیز مجله ای ادبی است که تا به حال چند شماره آن به همت عده ای از دانشجویان در کابل به چاپ رسیده است.

در ماهنامه فردوسی صفحه ای که از همه بیشتر جلب توجه می کند صفحه ای است با عنوان "خط قرمز" که در هر شماره در زیر این عنوان اصلی، عنوان فرعی دیگری نیز به چشم می خورد. در شماره اول فردوسی و در معرفی این صفحه در تکه ای این گونه می خوانیم "برگه خط قرمز به ادبیات شهوانی (اروتیک) در زبان پارسی و ادبیات جهان می پردازد."

بحث ادبیات اروتیک از آن دسته بحث هایی است که یا در افغانستان کسی تا به حال به آن توجه نکرده و یا جرات پرداختن به آن وجود نداشته است.

به هر حال آنچه در این نشریات مشترک است حضور نسل جوانی است که با تلاش فراوان تلاش دارند درحد توان خود،کارهایی را انجام می دهند.

دوم، در این نشریات با موج های جدیدی روبرو می شویم که تا پیش از این در افغانستان سابقه نداشتند. روی کردهای مدرن تر و حتی پست مدرن در بعضی از صفحات این نشریات و شجاعتی که در بیان و رو در رویی های ادبی در صفحات آن ها به چشم می خورد، قابل تأمل و امیدوار کننده است؛ هر چند گاهی با برخوردهایی سطحی و کم مایه نیز مواجه می شویم.

اما یک دغدغه، ترس، یا هر چیز دیگری مثل این ها، نیز وجود دارد که این نشریات بدون حمایت مالی ثابتی شروع به فعالیت کرده اند؛ به طور مثال یکی دو ماهی است که سراغی از ماهنامه فردوسی نیست و وقتی از مسئولین آن بپرسیم، مشکل مالی تنها دلیل توقف نشر آن است.

مطالب مرتبط