صلح با طالبان: از ایده تا عمل

طالبان
Image caption طالبان پبشنهاد رئیس جمهور افغانستان را رد کرده است

رئیس جمهور افغانستان بعد از بازگشت از سفرش به امریکا و بریتانیا اعلام کرد که اگر ملاعمر رهبر گروه طالبان بخواهد برای پایان دادن به نا امنی ها در افغانستان، پشت میز مذاکره قرار گیرد، او تضمین می کند که رهبر این گروه تحت پیگرد قرار نگیرد؛ حتی اگر جامعه جهانی با این ضمانت مخالف باشد.

اما این پیشنهاد از سوی گروه طالبان مدت کوتاهی پس از اعلام آن توسط حامد کرزی رد شد. سخنگوی طالبان در واکنش به پیشنهاد تضمین امنیت ملاعمر رهبر طالبان گفت : "ما در افغانستان احساس امنیت می کنیم و نیازی به تضمین امنیت حامد کرزی نداریم."

اظهارات اخیر حامد کرزی در حالیست که هم دولت افغانستان و هم جامعه جهانی به شدت نگران تقویت روزافزون گروه طالبان، و ناتوانی نیروهای افغان و خارجی در مهار خشونتها هستند. به اعتقاد بسیاری کارشناسان همین نگرانی منجر به آن شده که حکومت افغانستان تلاشهایش برای تماس و مذاکره با طالبان را تشدید کند.

راه حل ملی

تلاش بی سابقه کرزی برای تماس و صلح با گروه طالبان، بیانگر آن است که آقای کرزی از اینکه دخالت جامعه بین المللی و بخصوص امریکا در افغانستان به تامین صلح و ثبات منجر شود، به شدت نومید هست و ظاهرا تلاش میکند که برای رفع خشونتها یک چاره "محلی و ملی" پیدا کند. تلاشی که با پیشنهاد امان دادن به ملاعمر وارد یک مرحله جدید شد.

نومیدی آقای کرزی تا حد زیادی بجاست.

در طول هفت سال گذشته، با آنکه پیشرفتهای قابل توجهی در افغانستان به دست آمده، اما به نظر میرسد که کشورهای دخیل در قضیه افغانستان و در راس آنها امریکا، هیچ وقت استراتژی واحد و روشنی در افغانستان نداشته اند.

بعید به نظر می رسد طالبان پیشنهاد مذاکره را در زمانی بپذیرد که جامعه بین المللی به صراحت از "شکست ناپذیری" آنها سخن می گوید.

این معضل در کنار عدم هماهنگی مناسب در تلاشها برای بازسازی، وجود فساد اداری، افزایش ناامنی ناشی از جنگ مسلحانه طالبان، و اخیرا ناامنی ناشی از فعالیت باندهای جنایتکار مثل سرقتهای مسلحانه و آدمربایی در افغانستان، منجر به آن شده که افغانها، اعتماد خود را به توانایی حکومت از دست بدهند و به موثریت حضور جامعه بین المللی به دیده شک و تردید بنگرند.

صلح با طالبان: روزنه امید؟

بسیاری از مقامات ارشد افغانستان، به طور ضمنی گفتگو با طالبان را یک راه حل اساسی برای پایان یافتن خشونتها و تامین ثبات تلقی میکنند، بدون آنکه به عملی بودن چنین مذاکراتی و یا مکانیزم مشخصی برای انجام آن اشاره کنند.

در سالهای حاکمیت گروه طالبان، جامعه جهانی نسبت به اجرای مجازاتهای خشن در ملاء عام، مثل اعدام زنان و مردان و اجرای حکم سنگسار در استادیوم مملو از جمعیت و یا قطع دست و پا، به شدت اعتراض میکرد، اما بالاترین حد اعتنای طالبان نسبت به این اعتراضها فقط زمانی بود که مولوی وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه وقت این رژیم گفت: اگر جامعه بین المللی اجرای این مجازاتها را در ملاء عام بر نمیتابد، پول لازم برای ساخت یک محل خاص برای اجرای مجازات را به طالبان بدهد.

رژیم طالبان، درحالی که فقط توسط سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات به رسمیت شناخته شده بودند، در مقابل اعتراضات گسترده جامعه جهانی نسبت به اجرای مجازاتهای شدید، تخریب مجسمه های بودا، پناه دادن به اسامه بن لادن، و بسیاری مسائل دیگر، کوچکترین سازش سیاسی از خود نشان ندادند. درحالی که اگر طالبان از فقط برخی مواضع تندروانه مذهبی شان کوتاه میآمدند و چنین سازش سیاسی می پذیرفتند، احتمال آن وجود داشت که کشورهای بیشتری رژیم طالبان را به رسمیت بشناسند.

ماهیت طالبان

گروه طالبان یک جنبش شهری سیاسی با اهداف ملی گرایانه و یا آزادیخواهانه نیست بلکه در آغاز جنبشی روستایی و شدیدا متاثر از آموزه های مذهبی و رسوم و عادات قومی بود.

ولی نفوذ پاکستان در آن و حضور فعال جنگجویان خارجی با اعتقادات تندروانه "اسلام گرایی سیاسی" در بدنه طالبان، ساختار عقیدتی و ترکیب ملیتی این گروه را به شدت پیچیده تر ازقبل ساخته است.

فرض اینکه گروه طالبان را میتوان با اعطای "امتیازات سیاسی" تشویق به مصالحه و ترک جنگ و خشونت کرد، به نظر عملی و منطقی میرسد.

اما نکته ای که کمتر به آن توجهی مشود این واقعیت است که طالبان این جنگ و خشونت را "جهاد بر ضد کفار" میدانند و این ارزش بزرگ مذهبی جایگاهی سازش ناپذیر در اعتقادات آنها دارد.

مذاکره یا درخواست تسلیم؟

از سوی دیگر، مقامات دولت افغانستان، موضعی کم وبیش یکسانی در قبال مذاکره با طالبان داشته اند و آن اینکه حاضرند "با هرکسی از مخالفان مسلح که سلاح را بر زمین بگذارد و قانون اساسی افغانستان را قبول کند، وارد مذاکره شوند." اما این موضع دولت افغانستان، پیشنهاد جدیدی نیست.

طالبان حتی از همان سالهای اول سقوط رژیمشان، میتوانسته با ترک سلاح و قبول قانون اساسی، به زندگی عادی برگردند. همانطور که ملا عبدالسلام ضعیف، سفیر پیشین طالبان در پاکستان، و مولوی وکیل احمد متوکل، وزیر خارجه وقت طالبان، و بسیاری دیگر از مقامات و اعضای سابق این گروه هم اکنون در افغانستان زندگی میکنند و حتی در فعالیتهای سیاسی شرکت دارند.

به عبارت ساده تر، دولت افغانستان حاضر به پذیرش هیچ کدام از خواسته های اصلی طالبان که برای کسب آن سرسختانه با نیروهای افغان و خارجی میجنگند، نیست.

نه خروج نیروهای خارجی، نه تطبیق قوانین شرعی با تعبیر طالبان و نه هم دولت افغانستان هرگز اشاره ای به یک طرح تقسیم قدرت با طالبان کرده است.

در این صورت، پیش شرطهای دولت افغانستان برای مذاکره با طالبان، یعنی سلاح بر زمین گذاشتن و قبول قانون اساسی، بیشتر یک درخواست تسلیم ازطالبان به نظر میاید، تا ایجاد زمینه مذاکره.

موضع قدرت؟

ظاهرا طالبان پیشنهادات مکرر حکومت افغانستان مبنی بر مذاکره را تا بحال حتی در خور بررسی هم نیافته اند و حتی پیشنهاد امان دادن به ملاعمر رهبر گروه طالبان را نیز رد کرده و اعلام کردند که به "جهاد" خود تا حضور نیروهای خارجی در افغانستان ادامه خواهند داد.

با آنکه دکتر دادفر اسپنتا وزیر خارجه افغانستان، تاکید میکند که مذاکره با طالبان از موضع قدرت صورت میگیرد، اما به نظر میرسد که با وجود حضور حدود پنجاه هزار نیروی خارجی و دست کم یکصد هزار سرباز و مامور پلیس افغان، این طالبان هستند که در موضع قدرت قرار دارند.

بعید به نظر میرسد که این گروه پیشنهاد مذاکره را در زمانی بپذیرند که جامعه بین المللی، به صراحت از "شکست ناپذیری" آنها سخن میگوید، حکومت افغانستان پیاپی پیشنهاد مذاکره با آنها تضمین امنیت رهبرانشان را میدهد و غرب نیز درگیر بحران مالی کم سابقه ایست که خطر آن وجود دارد که منجر به کاهش توجه این کشورها به قضیه افغانستان و مبارزه بر ضد ترور شود.

مطالب مرتبط