اهمیت سفر هیات شورای امنیت سازمان ملل به کابل

آرم سازمان ملل متحد

یک هیات بلندپایه شورای امنیت سازمان ملل برای بررسی پیشرفت در زمینه تامین صلح و بازسازی افغانستان وارد پایتخت این کشور شده است.

از سال 2001 میلادی که شورای امنیت سازمان ملل متحد به اعزام نیروهای حافظ صلح (ایساف) در افغانستان رای داد، این نخستین باری است که هیات بسیار بلند پایه ای از شورای امنیت این سازمان به افغانستان سفر می کند؛ و این خود اهمیت این سفر را نشان می دهد.

در هفت سال گذشته هزاران سرباز خارجی در افغانستان سرگرم نبرد با شورشیان مخالف دولت و همچنین کمک به حفظ صلح درافغانستان هستند. از سوی دیگر ارتش افغانستان بیش از پنجاه هزار نیروی آموزش دیده دارد، و بر اساس گزارشها نفرات پلیس افغانستان نیز به بیشتر از پنجاه هزار نفر رسیده است.

با این همه گزارشهایی که روزانه از افغانستان مخابره می شود به وضوح نشان می دهد که هنوز هیچ جای این کشور حتی کابل، پایتخت، از امنیت قابل اطمینانی برخور دار نیست.

از حضور نیروهای نظامی بیش از سی کشور در افغانستان که بگذریم، تعهد میلیارد ها دلار در چند کنفرانس بین المللی ( توکیو، لندن، پاریس) در هفت سال گذشته نشان دهنده توافق نظر و همکاری کم سابقه ای بین المللی در مورد افغانستان بوده است.

اما هیچ کس از نتیجه و ماحصل این حضور فعال و همکاری کم سابقه راضی نیست، نه جامعه جهانی، نه دولت افغانستان و نه مردم این کشور.

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، هفته پیش در مصاحبه ای با بی بی سی گفت: "باید یک میلیون بار بهتر کار می کردم."

مردم افغانستان می گویند، تاثیر کمک های بین المللی را در زندگی روزانه شان حس نکرده اند و گزارشها حاکی است که میلیونها نفر در این کشور در معرض خطر گرسنگی قرار دارند. یک روز قبل از سفر این هیات به افغانستان معاون دوم رئیس جمهور اعلام کرد شش میلیون نفر درمعرض گرسنگی شدید قرار دارند و هنوز هیچ کمکی برای آنها نشده است.

فرماندهان نظامی ناتو نیز هر از گاهی بطور مستقیم یا غیر مستقیم از قدرت گرفتن دوباره طالبان و بدتر شدن اوضاع امنیتی سخن گفته اند و مقامات سیاسی کشور های مختلف نیز پیهم نسبت به مطلوب نبودن اوضاع افغانستان هشدار می دهند.

چرا حاصل این همه کمک و همکاری چنین است؟ شاید یافتن پاسخ روشن و دریافت ملموسی برای این سوال شورای امنیت سازمان ملل متحد را در چنین وضعیت نا آرام به کابل کشانده است.

اهمیت زمانی

باور غالب این است که جامعه جهانی، شکست در افغانستان را نمی پذیرند. در این که وضعیت کنونی مطلوب نیست توافق نظر وجود دارد، تنها گره ناگشوده این است که چگونه می شود وضعیت را بهتر کرد ؟

در مواردی دیده شده است که جامعه جهانی و دولت افغانستان یکدیگر را مقصر دانسته اند، هنگامی که تلفات غیر نظامیان گزارش شده، هم جامعه جهانی و هم دولت افغانستان از عدم هماهنگی لازم سخن گفته اند و بر لزوم هماهنگی بیشتر تاکید کرده اند و بارها از ضرورت یک استراتژی کارا و موثر سخن گفته شده است. ولی باوجود همه این تاکید ها عملا چنین استراتژی که بارها از نیاز به آن سخن گفته می شود وجود ندارد.

سفر هیات شورای امنیت به کابل از نظر زمانی نیز حایز اهمیت است، در آمریکا که نقش کلیدی را در قضایای افغانستان دارد، دموکرات ها برنده انتخابات شده و باراک اوباما در تماس تلفنی با رئیس جمهور کرزی تاکید کرده که افغانستان برای او و تیمش اولویت دارد.

آقای اوباما همچنین بار ها از اعزام نیروی بیشتر به افغانستان سخن گفته و از اینکه نباید پایگاه های شورشیان در خاک پاکستان از نظر دور داشته شود.

در افغانستان بسیاری از آگاهان مسایل سیاسی معتقدند که دولت به رهبری باراک اوباما شاید بتواند رویکرد جنگ علیه تروریسم در منطقه را تغییر دهد.

نکته دیگر مذاکره دولت افغانستان با طالبان است، اخیرا دولت افغانستان با جدیت مساله مذاکره با طالبان را مطرح کرده است، رئیس جمهور بعد از سفر اخیرش به نیویورک و دیدارش با پادشاه عربستان سعودی، اعلام کرد که اگر ملاعمر ، رهبر طالبان، با دولت به رهبری او مذاکره کند، از او محافظت خواهد کرد.

کمی بعد از آن نشریه آلمانی اشپیگل نوشت که پادشاه عربستان سعودی پناهندگی سیاسی را به رهبر طالبان پیشنهاد کرده است. اما طالبان هنوز بر خروج نیروهای خارجی به عنوان پیش شرط مذاکره بادولت تاکید دارند.

البته مذاکره با طالبان زوایای مبهم زیادی دارد، از جمله اینکه اگر طالبان ارزشهایی چون دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، برابری زنان و مردان، قانون اساسی و مشارکت سیاسی احزاب و اقوام مختلف را که نظام جدید بر مبنی آن تشکیل شده نپذیرند، آیا دولت افغانستان حاضر است ارزشهایی را که طالبان به آن معتقدند و برای تحقق آن مبارزه می کنند بپذیرد؟

علاوه براین دولت افغانستان که با طالبان به عنوان یک گروه سیاسی که مطالبات سیاسی دارند مذاکره می کند، آیا حاضر است به مطالبات سیاسی آنها پاسخ دهد یا حداقل گوش دهد؟ یا اینکه به عنوان یک گروه شورشی از آنها می خواهد تا سلاح بر زمین بگذارند و دست از شورش بردارند؟

در چنین وضعیتی دورنمای مذاکره با طالبان روشن نیست؟ آیا این راه سرانجام به امنیت و ثبات می انجامد؟ آیا واقعا می شود به مذاکره در چنین وضعیت ناروشنی به عنوان یک راه حل تکیه کرد؟

گزینه دیگر جنگ است که دورنمای آن نیز ناروشن است. جنگ تا کی؟ با چه مکانیسمی؟

ارزیابی گذشته

آنگونه که دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد درکابل اعلام کرده هیات شورای امنیت این سازمان در سه روز گذشته، مسایل مختلف از جمله مسایل بازسازی واقتصادی و حقوق بشری را بررسی می کنند.

اتفاقا سفر هیات همزمان شده با روز جهانی محو خشونت علیه زنان و آنگونه که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان گزارش داده، وضعیت از این نظر نسبت به سال گذشته بدتر شده است.

افزون برهمه اینها انتخابات افغانستان نیز پیش رو است، به گفته یونس قانونی، رئیس مجلس نمایندگان، آقای کرزی توافق کرده است که انتخابات در زمان از قبل تعیین شده یعنی جوزا / خرداد 88 برگزار شود.

هزینه این انتخابات را نیز باید جامعه جهانی بپردازد و مهم تر از آن اینکه همگانی بودن وشفاف و عادلانه بودن انتخابات نیز باید ضمانت شود. چیزی که از حالا اما و اگر هایی درمورد آن مطرح می شود.

یافتن سرنخ از این کلافه سردرگم ماموریت هیات شورای امنیت است که درحال حاضر درکابل به سر می برند.

اینکه سرنخ پیدا خواهد شد یانه سوال دیگری است، اما آنچه روشن است این است که انتظار از این هیات بالا است و شاید مشخص ترین انتظار هم این باشد که این هیات بتواند افغانستان و جامعه جهانی را برای دست یافتن به یک استراتژی مورد توافق بهم نزدیک کند.

مطالب مرتبط