کرزی، زرداری درترکیه؛ انتظارات وچالشها

روسای جمهور افغانستان و پاکستان در ترکیه

روسای جمهوری افغانستان و پاکستان اواخر هفته گذشته در ترکیه با یکدیگر دیدار و گفتگو کردند. این دومین دیدار آقای کرزی با مقامات ارشد پاکستانی در ترکیه و با حضور مقامات ترکیه است.

روسای جمهور دو کشور در دیدار خود در ترکیه، درحالی در یک کنفرانس مشترک خبری پس از پایان دیدارشان بر همکاری متقابل در مبارزه بر ضد تروریسم تاکید کرده اند که اتهامات جدید هند مبنی بر دست داشتن گروههای تندرو اسلامی مستقر در پاکستان، توانایی دولت غیرنظامی این کشور را در مهار افراط گرایی اسلامی زیر سوال برده است.

حامد کرزی، که او نیز قبلا پاکستان را متهم می کرد که برای مقابله با اسلامگرایان تلاش کافی به خرج نمی دهد، در پایان ملاقات با همتای پاکستانیش تاکید کرد که روابط دو کشور از زمان انتخاب آصف علی زرداری به ریاست جمهوری پاکستان، "فوق العاده بهبود یافته است".

حکومت غیرنظامی و انتظارات

آقای کرزی در آوریل سال گذشته، دیدار مشابهی با پرویز مشرف رئیس جمهور وقت پاکستان در ترکیه داشت، که در آن دیدار نیز بر همکاری در مبارزه مشترک بر ضد تروریزم و بنیادگرایی اسلامی تاکید شد، اما این دیدار و توافقات آن در عمل نتایج مثبتی نداشت.

مقامات افغان بر این باورند که حکومت پرویز مشرف توجه چندانی به چنین همکاریهایی نداشت و ابراز خوشبینی می کنند که حکومت غیرنظامی جدید پاکستان گامهایی جدیتری در مبارزه با تروریسم بردارد.

اما پرسش اساسی این است که چرا اصولا این انتظار به وجود آمده که حکومت غیرنظامی پاکستان نسبت به حکومتهای قبلی توانایی عملکردی بهتر در مقابله با تندروی اسلامی داشته باشد؟ درحالیکه، همزمان با گفتگوهای روسای جمهور دو کشور، یک حمله انتحاری در مرکز شهر پیشاور جان بیش از بیست شهروند پاکستانی را گرفت.

اگرچه برخی کارشناسان معتقدند که حکومت جدید پاکستان تمایل و اراده سیاسی بیشتری برای مبارزه با تروریسم دارد، اما در عین حال، وضعیت داخلی پاکستان، با توجه به وجود نیروهای سیاسی متفاوت، به گونه ای است که تنها اراده حکومت غیرنظامی این کشور در از بین بردن تندروی اسلامی چندان موثر نیست.

روابط پیچیده قدرت

در پاکستان، از زمان جدایی از هند در سال 1947، همواره قدرت غیررسمی در کنار حاکمیت رسمی وجود داشته است. ارتش و سرویس داخلی استخبارات (آی اس آی) با در دست داشتن قدرت نظامی، امنیتی و حتی اقتصادی، نقشی اصلی و تعیین کننده در سیاستهای این کشور داشته و به مثابه ستون فقرات این کشور عمل کرده اند.

افزون براین و با توجه به اینکه انگیزه های اسلام خواهانه یکی از عوامل اصلی جدایی پاکستان از هند بود، به طور سنتی گروههای اسلامی حضوری قوی در صحنه اجتماعی در پاکستان داشته اند. به نحوی که حاکمیت رسمی این کشور هر از گاهی مجبور به تمکین در برابر قدرت غیررسمی گروههای اسلامی شده است. تشکیل هزاران مدرسه دینی و در نتیجه، آغاز رادیکالیزه شدن اندیشه های اسلامی در این کشور یکی از تبعات این وضعیت بوده است.

نفوذ گروههای اسلامی به همین جا ختم نشد. کودتای ژنرال ضیاء الحق بر ضد دولت "سکولار" ذوالفقار علی بوتو، در سال 1977 و گرایش او به اسلامگرایی، به تقویت و تشدید نفوذ گروهها واحزاب اسلامی در صحنه سیاسی پاکستان و حتی منطقه منجر شد.

ابزار سیاسی

دولتمردان پاکستان، چه سیاستمدران اسلامگرای مانند ژنرال ضیاء الحق و چه رهبران سکولاری چون بی نظیر بوتو، همواره گروه های اسلامی را به عنوان ابزاری برای پیشبرد مقاصد سیاسی در منطقه حمایت کرده اند، اما همزمان با رشد اندیشه اسلامیسم سیاسی در جهان، و بخصوص بعد از حملات یازدهم سپتامبر، پدیده تندروی اسلامی در پاکستان، منسجم تر و قوی تر از آن شد که حکومتهای رسمی پاکستان بتوانند به سادگی آن را مهار کنند. به ویژه در شرایطی که به نظر نمی رسد نهادهای قدرتمندی در درون ساختار حکومت پاکستان، مثل آی اس آی، دست از سیاستهای قدیمی و حمایت و استفاده ابزاری از گروههای افراطی برای پیشبرد مقاصد سیاسی، برداشته باشند.

بدون شک، مردم پاکستان، قربانی تروریسم هستند. حداقل در چند ماه اخیر، تعداد موارد و قربانیان حملات تروریستی و انتحاری در پاکستان، بیشتر از افغانستان و هر کشور دیگری بوده است. اما در عین حال، بیشترین اتهام حمایت از تندروی اسلامی و تروریسم، نیز متوجه همین کشور بوده است.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان حکومت غیرنظامی پاکستان، خواهان مبارزه با تروریسم و عملی کردن توافقات همکاری با کشورهای منطقه و از جمله افغانستان هست، اما به نظر نمی رسد که توانایی، استراتژی و واقعیت نگری لازم برای عملی کردن این اراده را داشته باشد.

مطالب مرتبط