سیاست هفت ساله بوش در افغانستان

کرزی و بوش
Image caption 'استراتژی که دولت آمریکا برای مبارزه در افغانستان باید در پیش می گرفت می بایست یک استراتژی جامع منطقه ای می بود'

هنگامی که جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا، در سال ۲۰۰۱ تصمیم گرفت با اجرای عملیات رژیم طالبان را در افغانستان سرنگون کند، بسیاری از مردم در این کشور فکر می کردند جنگ به زودی در افغانستان پایان خواهد یافت.

آقای بوش در آن زمان تاکید کرد که هدف او از این عملیات از میان برداشتن رهبران القاعده و طالبان است، اما حالا که حدود یک ماه دیگر بیشتر به پایان دوره ریاست جمهوری او باقی نمانده است ظاهرا به نظر می رسد که آقای بوش دست کم در زمان ریاست جمهوری خود فرصت این را نیافته است که شاهد پیروزی نهایی در جنگ علیه تروریسم در افغانستان باشد.

هرچند در زمان زمامداری آقای بوش کارهای زیادی در افغانستان انجام شد، اما بیشتر تحلیلگران در افغانستان به این باورند که سیاستهای آمریکا در قبال افغانستان موفقیت زیادی نداشته است.

سید فاضل سانچارکی، سخنگوی جبهه ملی که عمده ترین گروه سیاسی منتقد دولت به حساب می آید، سیاست آمریکا در قبال نبرد با شورشیان مخالف دولت در افغانستان را، نادرست می خواند.

آقای سانچارکی می گوید: "سیاست های نظامی و امنیتی آمریکا مبتنی است بر نظامیگری صرف و سرکوب و شکار هراس افکنان است، که پیامدش کشتار مردم بیگناه و تلفات غیرنظامیان بوده و سبب نارضایتی گسترده مردم در افغانستان شده است."

سقوط رژیم طالبان و روی کار آمدن حکومت به رهبری حامد کرزی در افغانستان به حمایت آمریکا راه را برای آغاز برنامه های جدید توسعه ای و بازسازی در افغانستان هموار کرد. مکاتب بازگشایی شدند، زنان دوباره توانستند از خانه های خود بیرون شوند، رسانه ها به صورت بی سابقه ای فعالیت خود را آغاز کردند و صدها شرکت خصوصی برای سرمایه گذاری وارد این کشور شدند.

سیامک هروی، سخنگوی رئیس جمهوری افغانستان سیاستهای آمریکا در قبال افغانستان در هفت سال گذشته را تایید می کند آقای هروی می گوید: "مردم افغانستان باید مدیون توجه جورج بوش به افغانستان باشند چون در زمان ریاست جمهوری او افغانستان از چنگ طالبان آزاد شد و برای بازسازی افغانستان توجه خاصی از سوی حکومت آمریکا صورت گرفت."

اما با همه این پیشرفتها حضور شورشیان مخالف دولت برخلاف پیش بینی های اولیه، روز به روز گسترش یافت. شورشیان مخالف دولت حالا با توانایی های بیشتری اهداف خود را در افغانستان مورد حمله قرار می دهند. اما آیا تنها عامل افزایش حملات شورشیان ضعف آمریکا در ساختن یک استراتژی قوی در جنگ علیه تروریسم در افغانستان است؟

حسن رضایی استاد دانشگاه کاتب و کارشناس سیاسی در کنار عوامل داخلی، نبود یک سیاست قوی منطقه ای از سوی آمریکا را از عوامل رشد و تقویت شورشیان مسلح می داند.

آقای رضایی گفت: "استراتژی که دولت آمریکا برای مبارزه در افغانستان در پیش می گرفت می بایست یک استراتژی جامع منطقه ای می بود."

او افزود: "آمریکایی ها وقتی که رژیم طالبان را برانداختند، باید در طول مرزهای افغانستان و پاکستان نیرو پیاده می کردند، در حالی که هیچ نیرویی در آن مناطق پیاده نشد. این امر باعث شد که کسانی که شکست خورده بودند، بار دیگر در داخل مرزهای پاکستان تجدید قوا کنند و وارد افغانستان شوند. به همین دلیل است که می بینیم امنیت در افغانستان بدتر شده است."

آمریکا در حال حاضر بیشتر از سی هزار نیروی نظامی در افغانستان دارد و از آغاز مبارزه آمریکا با شورشیان مخالف دولت در افغانستان تا حالا گفته می شود صدها سرباز آمریکایی در افغانستان کشته شده اند.

در هفته های اخیر آمریکا اعلام کرد که ۲۰ هزار سرباز دیگر را به افغانستان اعزام خواهد کرد، اما شماری از تحلیلگران به این باورند که افزایش نیروی نظامی در افغانستان نمی تواند راه حلی مناسبی برای پایان دادن به خشونت ها در این کشور باشد.

در افغانستان بسیاری ها به این باورند که آمریکا در این کشور درگیر نبرد پیچیده ای است که پایان آن را نمی توان دست کم در حال حاضر پیش بینی کرد.

مطالب مرتبط