غرب و دشواری های تعامل با کرزی

اوباما و کرزی
Image caption باراک اوباما قبل از آنکه برنده انتخابات آمریکا شود به افغانستان رفت و از نزدیک با حامد کرزی دیدار کرد

با انتقال قدرت در واشنگتن و آغاز به کار دولت باراک اوباما، به نظر می رسد رابطه غرب و آقای کرزی رئیس جمهوری افغانستان وارد مرحله تازه ای شده است، به خصوص که اخیرا واشنگتن میزبان چهار چهره رقیب و منتقد آقای کرزی بوده است.

تاکنون غرب تلاش می کرد تا تنش روزافزون در روابطش با افغانستان را تا حد ممکن پنهان نگه دارد. هرچند که دیر زمانی است که ادبیات سیاسی آقای کرزی در برابر غربی ها تند و بی پروا بوده است.

گویا آمریکایی ها در دوران باقی مانده از ریاست جمهوری جورج بوش به مصلحت ندیدند تا تغییری جدی در روابط خود با دولت افغانستان ایجاد کنند، از همین جهت رویکردی محتاطانه تری در برابر تندی های آقای کرزی در پیش گرفته بودند.

اما حالا به نظر می رسد که تغییری که آقای اوباما به مردم آمریکا وعده داده است در افغانستان نیز منجر به تغییراتی خواهد شد که گفتگوی اداره اوباما با رقیبان و منتقدان آقای کرزی را می توان اولین گام علنی و عملی در این راه به حساب آورد.

حامد کرزی نخستین رئیس جمهوری منتخب افغانستان با حمایت همه جانبه غرب و آمریکا به قدرت رسید و از او انتظار می رفت تا نظامی بسازد که جایگزین رژیم طالبان شود و افغانستان را بسوی ثبات و نظامی مردمسالار و قانونمند رهبری کند.

بعد از هفت سال به نظر می رسد این خواسته ها در حد توقع مردم افغانستان و متحدان دولت آقای کرزی برآورده نشده است و افزون بر این از دید بسیاری از متحدین غربی او، "فساد و بی کفایتی دولت افغانستان به اندازه شورشیان طالبان در بی ثباتی مزمن این کشور نقش دارد".

هرچند آقای کرزی نیز بارها گفته است که متحدان بین المللی او نیز در مواجه شدن افغانستان با وضعیت موجود نقش دارند و فساد نیز به گفته آقای کرزی در نهاد های بین المللی کمتر از ادارات دولتی افغانستان نیست.

ظاهرا مردم افغانستان نیز همچون آقای کرزی از کشور های کمک کننده به افغانستان نا راضی اند و می گویند حضور آنها فقر را کاهش نداد، نا امنی را کمتر نکرد و در یک کلام سبب تغییر محسوسی در زندگی آنها نشد.

دلایل و عوامل وضعیت کنونی هرچه باشد، نتیجه آن تنش در رابطه دولت کنونی و متحدان آن است، اگرچه آقای کرزی برای جلب توجه و حمایت جامعه بین المللی راه های متفاوتی را در پیش گرفت. اما به نظر می رسد که این تدابیر تا هنوز نتوانسته است اثرمثبتی به دنبال داشته باشد.

اقدامات مقطعی و گسسته

دولت افغانستان برای بهبود وضعیت امنیتی، مدتی از راه های مختلف تلاش کرد تا طالبان را به پای میز مذاکره بکشاند و در این راه تا تضمین امنیت ملا عمر رهبر طالبان پیش رفت.

در مبارزه با فساد، تاکنون ادارات متعدد مبارزه با فساد در ساختار دولت ایجاد شده است، در گوشه و کنار کشور عده ای به جرم فساد بازداشت و محاکمه شده اند، همه این تدابیر برای ترمیم تصویر خدشه دار دولت و بهبود وضعیت در پیش گرفته شده است، اما اکثر آنها در حد انعکاس رسانه ای باقی مانده است و روی برنامه های نسبتا اساسی، بصورت بریده از هم و پراکنده کار شده است و کمتر به دوام برنامه ها و رابطه سازمانی برنامه های با یکدیگر فکر شده است.

شاید به همین دلیل است که دست کم احساس می شود شماری از برنامه ها نیمه کاره و نافرجام رها شده اند. شاید بسیاری از این اقدامات، واکنش آنی به فشار جامعه جهانی بوده است که با فروکش کردن فشار ها برنامه ها نیز از یاد رفته است.

نیویورک تایمز به نقل از دستیاران آقای اوباما وضعیت در افغانستان را آشفته و درهم و برهم توصیف کرده بود. وزیر خارجه اوباما نیز در نخستین اظهاراتش دولت آقای کرزی را "دولت تخدیر" خطاب کرد. این اظهارات نشان می دهد که رابطه تنش آلود میان متحدان دیروز ، آمریکا و دولت آقای کرزی، عریانتر و بیشتر می شود.

در مقابل، آقای کرزی نیز تلاش دارد تا اهرم های فشار تازه ای خلق کند تا در نهایت متحدانش را از حمایت احتمالی رقیبانش بازدارد. انتشار نامه ای از سوی آقای کرزی به سران کرملین برای جلب حمایت روس ها، سفر معاون دوم دولت به ایران و رسانه ای کردن دریافت سلاح از منابع غیر غربی، می تواند در همین زمینه قابل بحث باشد.

تیغ دو دم

هنوز مشخص نیست فشارهای جدید رئیس جمهوری افغانستان تا چه حدی بر متحدانش اثری بگذارد که نتیجه آن به نفع آقای کرزی و تیمش باشد، بدون شک اگر آقای کرزی بتواند غرب را به نحوی به چالش بکشد که در نتیجه آنها را مجددا وادار به حمایت از خود و تیمش کند، شاید بتواند با تاکیدی که به تغییر استراتژی در مبارزه با تروریسم دارد وضعیت را به نحوی تغییر دهد که هم وضعیت بهبود یابد و هم خود حمایت غرب و آمریکا را در انتخابات بعدی داشته باشد.

اما از سوی دیگر بعید نیست که این رفتارها به دست مایه خوبی برای رقیبانش برای بی اعتبار کردن بیشتر او نزد غربی ها بدل شود و در نتیجه متحدان آقای کرزی بیشتر و بیشتر از او فاصله بگیرند.

از همکاران دیروز آقای کرزی عده اندکی در کنار او مانده اند. زلمی خلیلزاد، سفیر پیشین آمریکا، دیگر از جایگاه و نفوذ سابقش برخوردار نیست، علی احمد جلالی وزیر سابق داخله و اشرف غنی احمد زی وزیر سابق مالیه اکنون به رقیبان و منتقدان جدی آقای کرزی بدل شده اند.

وضعیت بگونه ای است که اگر آقای کرزی مصمم است تا در قدرت بماند باید تصمیم های دشواری بگیرد. مبارزه جدی با فساد، که در واقع می توان گفت مبارزه با افراد و شبکه های قدرتمند در درون دولت است، دستگیری قاچاقبران عمده مواد مخدر، و اصلاح و تغییر در اداره ای به شدت آلوده به فساد، کمترین توقعی است که واشنگتن از آقای کرزی دارد.

هنوز تصویر کامل رابطه آقای کرزی با غرب بعد از انتقال قدرت در واشنگتن نمایان نشده است. هرچند که آقای کرزی در برآوردن انتظارات غرب توفیق چندانی نداشته است، اما رقیبان مطرح او نیز به غیر از تکیه بر نقاط ضعف و ناکارآمدی دولت کرزی برگ برنده ای در دست ندارند؛ به خصوص که تمام آنان خود عضو دولت کرزی بوده اند و هر کدام به نحوی در خلق وضعیت فعلی نقش داشته اند. توانایی های شخصی آنان نیز چندان نسبت به آقای کرزی متفاوت نیست.

چالش اصلی

تمرکز غرب روی یافتن جایگزین برای آقای کرزی بدون خلق سیستمی که توان هضم واقعیت های افغانستان را داشته باشد نمی تواند بن بست فعلی را بشکند. وضعیت فعلی نباید تنها به حساب شخصی آقای کرزی گذاشته شود، بلکه سیستم اداری که بعد از سقوط طالبان در افغانستان ایجاد شده است نیز باید مورد ارزیابی قرار بگیرد و در جهت تکامل آن کار شود.

سیستم سازی و یافتن مدیر کار آمد در بستر نامساعد سیاسی و فرهنگی افغانستان "بزرگ ترین چالش" پیش روی آمریکا است.

این ممکن نیست مگر با مطالعه گسترده اشتباهات هفت سال گذشته و بررسی قسمت زیاد آن، فراتر از حوزه کاری افراد و چهره های مشخصی که در این هفت سال نقش داشته اند.

هرچند که کم کم غربی ها گویا به این نتیجه رسیده اند که نباید از افغانستان توقع بالایی داشته باشند، اما آنچه این روزها در ایالت سرحد پاکستان رخ داده است، نشان می دهد که ایجاد ثبات در افغانستان گزینه ای انتخابی نیست بلکه کلید موفقیت سیاست غرب در سطح منطقه است.

مطالب مرتبط