یادی از زلاند و سرودهای تاجیکی او

جلیل زلاند
Image caption آهنگ های زلاند در تاجیکستان طرفداران زیادی داشته و عده از آواز خوانان تاجیک آهنگ های اورا خوانده اند

روز پنجشنبه سوم آوریل سال 2009 در شهرک تارزان ایالت کالیفرنیای آمریکا دلی درون سینه پر از داغ غربت از تپیدن ماند. صاحب این دل که درون سینه مرغ در قفسی را می ماند، آوازخوانی بود که شاید در آن شهرک به جز از چند نفر کس دیگری اورا نمی شناخت.

ولی هزارها فرسنگ دور از شهر آباد و خرم تارزان، در وطن جنگ زده اش افغانستان و در کشورهای همسایه تاجیکستان و ایران صدای او را هزارها نفر از علاقمندان موسیقی بیش از پنجاه سال است که چون صدای رودهای خروشان کوهستانی نمی توانند فراموش کنند.

آوازخوان معروف افغان، جلیل زلاند، در سن 74 سالگی در غریبی دنیای فانی را پدرود گفت. شاید او در غربت خاک شدن خویش را احساس می کرد که در روزهای آخر این شعر ها را می خواند

بر مزار ما غریبانه نی چراغی نی گلی، نی پر پروانه سوزد، نی صدای بلبلی

گوگوش عشق او را فریاد کرد

جلیل زلاند در سالهای پنجاهم قرن گذشته پرآوازه شد. این دوره را اکثر موسیقی شناسان افغان دوره طلایی هنر موسیقی در افغانستان می نامند.

در این مرحله آوازخوان ها و آهنگسازان و مطربانی چون خفیظ الله خیال، فطرت ناشناس، فضل احمد نینواز، عبدالرحیم ساربان، سلیم سرمست، فقیرمحمد ننگیالی، جلیل زلاند، حسین آرمان، خانم رخشانه، خانم ژیلا و دیگران خود موسیقی افغانستان را متحول کردند.

برخی ها به این باورند که جلیل زلاند بار نخست بعد از سرودن ترانه "ای ساربان، آهسته ران، کارام جانم می رود" خود را برای علاقه مندان موسیقی معرفی کرد.

به هر حال، آقای زلاند در یک سفر هنری به ایران، قبل از انقلاب اسلامی، با خواندن همین ترانه و سرود "من آمده ام که عشق فریاد کند" که متنش از ترانه های فلکلوریک افغانستان گرفته شده است، به دل دوستداران موسیقی در ایران جای خاصی باز کرد.

این دو سرود را بعدها از زبان بسیاری از آوازخوان های معروف ایرانی، از جمله گوگوش بارها شنیده ایم گفته می شود که آوازخوان دیگر ایرانی، شادروان هایده،نیز سرود "وقتی عاشق شوی، راز دلته گفته نتانی" را از آقای زلاند شنید، و خودش نیز آن را خواند.

این سرود را زلاند بر متن عبدالله شادان، برای دخترش سهیلا زلاند ساخته بوده است.

"مرغ آزادی"

جلیل زلاند مولف آهنگ های سرود ملی در زمان زمام داری محمد ظاهرشاه و محمد داوود می باشد. سرود ملی دوران حزب دموکراتیک خلق را نیز زلاند ساخت. به گفته صولتشاه میرگن، شرقشناس تاجیک که سالیان درازی در افغانستان کار و زندگی کرده است، جلیل زلاند تا اوایل پیروزی حزب دموکراتیک خلق نیز در افغانستان بود وبه فعالیت هایش ادامه می داد ، ولی بعدا تا اندازه ای دل شکسته شده و حتی سرودی ساخت که باعث ناراحتی زمامداران شد:

الا ای مرغ آزادی، صدایت را شوم قربان

بهایت سیل خون باشد، بهایت را شوم قربان

نیفتادی ز پا ای پهلوان، افغانستان من

تن خونین و دست بسته هایت را شوم قربان

هرات و بامیانت، یا که نورستان و بلخت را

بگو، ای مادر میهن، کجایت را شوم قربان؟

زلاند چون احساس کرد که مورد تعقیب قرار گرفته است، کشورش را ترک کرد و مقیم آمریکا شد.

زلاند در تاجیکستان

جلیل زلاند بارها به تاجیکستان نیز سفرهایی داشته است. در تاجیکستان نیز او را خوب می شناسند و ترانه های او را بسیاری از آوازخوان های تاجیک سروده اند.

مثلا استاد ظفر ناظم ترانه نخست زلاند "ای زهره، ای ستاره تا بان آسمان"، "ای شعله حزین، ای عشق واپسین، را در برنامه ها کنسرتی سالهای شستم و هفتادم خود همیشه جای می داد.

استاد ظفر ناظم سرود "ای ساربان" را نیز می خواند. ولی به گفته این آوازخوان تاجیک او این سرود را از عبدالرحیم ساربان، آوازخوان دیگر افغان شخصا به یادگار گرفته است. برخی بر این باورند که ترانه "ای ساربان" را عبدالرحیم ساربان با اجازه آقای زلاند سروده بود.

Image caption نقره رحمت وا از هنرمندان مشهور تاجیک شماری از آهنگ های زلاند از جمله چادر گنار به سر می کنی را خوانده است

نقره رحمت وا آوازخوان سرشناس که عنوان هنرمند مردمی تاجیکستان را گرفته است، دو سرود زلاند "ای نگار من" و "چادر گلنار به سر می کنی" را یکجا با آوازخوان معروف جمعه عیسی یف دونفری خوانده است.

خانم رحمت وا می گوید که شادروان جلیل زلاند را از سال 1958 به بعد می شناسد. همان سال آقای زلاند در یک هیات هنری که استادان سرود و موسیقی افغان، مانند خیال، استاد قاسم، حسین آرمان، شیرمحمد غزنوی، خانم رخشانه، خانم ژیلا، خانم پروین و همسر زلاند، خانم سارا زلاند، شامل آن بودند، به دوشنبه آمدند.

یادم هست که زلاند در برابر چند سرود تاجیکی یا دری باز یک سرود در آن زمان خیلی مشهور روسی را با نام "پادماسکادنیه وچیره" خیلی خوب خوانده بود.

به گفته نقره رحمت وا، زلاند همان وقت سرود خیلی مشهور خود "ای زهره ای ستاره تابان آسمان" را در تاجیکستان ساخت. و آن را به رقاصه پرآوازه تاجیک زهره کریم وا هدیه داده بود.

زلاند و ترسونزاده

جلیل زلاند بعضی از شعر های میرزا ترسونزاده شاعر فقید تاجیک را نیز خوانده است از جمله این شعر معروفش را "چون نهادم پای خود را بر سر خاک وطن".

احمد ظاهر، آوازخوان فقید افغان نیز که گویا در زمان نوجوانیش آقای زلاند را ایده آل خود در آوازخوانی می دانسته، شعر دیگری را از استاد میرزا ترسونزاده به نام "تو را صد بار گفتم که غلامت من، همین کافیست" با آهنگ جالبی سروده است.

شاعر دیگر معروف ترانه سرای تاجیک، عبدالله قادری ممتاز نیز روز شنبه 23 مه، در اثر بیماری در منزلش در شهر دوشنبه درگذشت، پیشتر گفته بود که خاطره های خوشی از دیدارهایش با استاد زلاند دارد.

به گفته عبدالله قادری، متن شعر او "اولین عشقم تو بودی" توسط استاد زلاند به دست احمد ظاهر رسیده است.

یک خانه پر از ترانه

اعضای خانواده استاد زلاند همگی تقریبا آوازخوان هستند. سارا زلاند، خانم استاد زلاند را مردم تاجیکستان خوب می شناسند. جلیل زلاند هفت فرزند دارد، سه دختر و چهار پسر. گفته می شود که دخترش سهیلا و شهلا زلاند و پسرانش فرید و واحد زلاند نیز راه پدر را در پیشگرفته اند.

فرید زلاند موسیقی را در ایران فرا گرفته است. از این رو با آوازخوانهای مشهور ایرانی ستار، لیلا فروهر و دیگران همکاری داشته است.