نقش شعار در تبلیغات انتخاباتی افغانستان

پوستر یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری

در میان شعارهای چهل و یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، وجه اشتراک های زیادی دیده می شود.

مقوله هایی مانند صلح، امنیت، فقرزدایی، جلوگیری از کشتار غیرنظامیان به دست نیروهای خارجی، نابودی فساد اداری، نابودی کشت و قاچاق مواد مخدر، تامین عدالت و دموکراسی، در محور شعارهای انتخاباتی قرار گرفته دارند.

این را هم باید اضافه کرد که بیشتر نامزدان تا روز آغاز مبارزات انتخاباتی، نمی دانستند که با چه شعاری وارد میدان شوند.

نامزدهایی را می شناسم که هنوز هم به دیگران مراجعه می کنند که برایشان شعار انتخاب کنند تا چهار طرف عکس شان در تبلیغات خالی نماند.

عدم تشخیص مشکلات اساسی؟

با این وضع، شعارهای انتخاباتی افغانستان با ضعف ها و کاستی های فراوانی روبروست.

هر نامزد به عوض یکی دو شعار، به چندین شعار روی آورده است که این چند شعاری سبب کاستن از تمرکز مخاطب بر روی موضوع نهفته در شعار می شود.

داشتن چندین شعار مختلف، سبب می شود مخاطب نتواند موضوع کلیدی مورد نظر نامزد انتخابات را دریابد.

طبیعی است که هر نامزد ریاست جمهوری، مجبور است برنامه خود را برای حل مشکلات مختلف و متعدد مردم بیان کند، اما همیشه یک موضوع می تواند بیش از همه به عنوان اولویت و کلید حل مشکل های فراوان دیگر مطرح شده و به شعار انتخاباتی تبدیل شود.

قدرت تشخیص نامزد می تواند او را قادر به طرح یکی دو شعار اساسی، به جای چند شعار کند. چند شعاری یک نامزد را می توان نشانه ضعف و ناتوانی او در شناخت دقیق و درست علت های اساسی مشکلاتی دانست که جامعه با آن روبروست.

'مقوله های تکراری'

بیشتر شعار های انتخاباتی در قالب واژه ها و ترکیب های تکراری بیان شده است؛ واژه هایی که مردم روزانه ده ها و صدها بار از راه های گوناگون آن را شنیده اند.

طبیعی است به همان میزان که مردم واژه ها و مقوله هایی را به تکرار می شنوند، به همان اندازه از میزان تاثیرگذاری آنها کاسته می شود.

نامزدان در به کارگیری واژه ها، متوجه چگونگی تاثیرگذاری آنها بر مخاطب، از لحاظ عاطفی، روانی، شگفت انگیزی و... نیستند.

نگاه مردم

شاید به دلیل نبود حزب سیاسی به معنای دقیق کلمه، مردم هنوز عادت ندارند برای گزینش نامزد مورد نظر خود به برنامه او توجه کنند.

مردم بیشتر خود را با چهره ها روبرو می بینند و بجای توجه و برخورد هوشمندانه با برنامه های آنان، به خود نامزد ها توجه می کنند.

Image caption مردم عادی اعتنای زیادی به شعارهای انتخاباتی ندارند

این وضع سبب شده است که بیشتر مردم به شنیدن شعارها بسنده کنند و از درک ماهیت و امکانهای عملی آن، عاجز بمانند.

البته در پیش آمدن این وضع عامل دیگری نیز دخیل است و آن پایین بودن سطح سواد عمومی است که مانع قدرت برخورد تحلیلی مخاطب با شعارها می شود.

فقط شعار

نامزدان، شعارهایی در زمینه های گوناگون مطرح کرده اند؛ اما برای تحقق آنها، برنامه و راهکار عملی چندانی ارایه نداده اند.

گاهی هم که خواسته اند برنامه و راهکار اعلام کنند، بیشتر به کلی پردازی پناه برده اند. نبود برنامه عملی می تواند از امکان عملی شدن شعارها بکاهد.

در افغانستان به دلیل شرکت نامزدهای مستقل در انتخابات به جای احزاب، تضمینی برای وفادار ماندن نامزدها به تحقق شعارها پس از پیروزی آنها در انتخابات، وجود ندارد.

در کشورهایی که نامزد از طریق حزب وارد میدان رقابت می شود، چگونگی گذشته عملکرد حزب می تواند ملاک اعتماد مخاطب باشد.

یعنی اگر حزبی در گذشته به شعارهای خود وفادار بوده، مخاطب، به اعتبار آن می تواند به نامزد حزب هم اعتماد کند و از دیگر سو نامزد پیروز علاوه بر زیر فشار بودن افکار عمومی برای تحقق وعده ها، از سوی حزب خود نیز می تواند زیر فشار باشد، زیرا عدم وفاداری نامزد پیروز به وعده هایش، تنها بر اعتبار فرد پیروز آسیب نمی زند، بلکه بر اعتبار حزب هم زیان وارد می کند.

در افغانستان با توجه به این که انتظارهای مردم آنگونه که می خواستند در هفت سال گذشته برآورده نشده است، از این رو وقتی از مردم عادی در مورد شعارها و برنامه نامزد ها پرسیده می شود جواب ساده و صریحی می دهند: " اینها همه شعار هایی است که برای پیروزی در مبارزات انتخاباتی عنوان می شوند."

مطالب مرتبط