جمهوری افغانستان سی و شش ساله شد

محمد داوود خان
Image caption اساس جمهوری محمد داوود کودتای نظامی بود و پس از آن تا بیش از سی سال دیگر هیچ انتخاباتی در کشور برگزار نشد

جمهوری افغانستان سی و شش ساله شد. نخستین جمهوری افغانستان با یک کودتای نظامی در ۲۶ سرطان/تیر ۱۳۵۲ جایگزین نظام سلطنتی شد.

محمد ظاهر، آخرین شاه افغانستان در یک سفر رسمی در ایتالیا بود که محمد داوود، پسر عم او این کودتای بدون خونریزی را سازمان داد و قدرت را به دست گرفت.

محمد داوود پس از پیروزی در سخنانی خطاب به ملت، نظام سلطنتی را برای همیشه پایان یافته و به عوض آن نظام جمهوری را اعلام کرد.

در این سخنرانی و همچنین در قانون اساسی مصوب لویه جرگه ۱۳۵۵ به حاکمیت مردم در کشور تاکید شد و او این موضوع را بارها در سخنان خود تکرار کرد، ولی به نظر بسیاری از کارشناسان، جمهوری داوود خان هنوز هم به دلیل این که ساختارهای دموکراتیک در آن وجود نداشت، "شاهانه" بود.

'خودکامه'

عزیز رویش، تحلیلگر مسائل سیاسی می گوید با آن که جمهوری داوود خان "تابوی سنتی قدرت مطلقه" را درهم شکست و تجربه تازه ای در عرصه سیاسی بود، مفهوم رایج "جمهوریت" در نظامی که او بنیان گذاشت، دیده نمی شد و تا حد زیادی "خودکامه" بود.

آقای رویش گفت: "جمهوری داوود خان اتوکراتیک یا خود کامه بود و ما هیچ گاهی مفهوم رایج جمهوری را نمی توانیم در نظام سیاسی داوود خان ملاحظه کنیم، ولی حد اقل کاری که این نظام کرد دیواره های سنتی که از قبل در اطراف قدرت سیاسی وجود داشت را درهم شکست."

او افزود: "ما از آن زمان تا حالا زمان طولانی بیشتر از سه دهه را را سپری کردیم؛ در طول این مدت حد اقل فرهنگ مطلقه بودن قدرت سیاسی در افغانستان نتوانست برگشت کند."

با این همه، جمهوری محمد داوود نه تنها زمینه مشارکت مردم در تعیین ساختارهای نظام و محدود شدن آزادی مدنی و سیاسی پس از حاکمیت نظام سیاسی تحت رهبری او فراهم نشد، بلکه این نظام به سوی تمرکز قدرت در راس هرم قدرت پیش رفت.

ودیر صافی، استاد دانشگاه کابل می گوید تمرکز و تداوم قدرت در دست رئیس جمهوری با تصویب قانون اساسی سال ۱۳۵۵ وجهه قانونی پیدا کرد و به این ترتیب نظام جمهوری داوود خان تنها از لحاظ اسمی جمهوری بود.

آقای صافی گفت: "این نظام براساس چیزهایی که یک نظامی جمهوری نیازمند آن است و مشارکت مردم در تعیین نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تاسیس نشده بود. این موضوع در اولین قانون اساسی جمهوریت هم بازتاب یافت. یکی از مواد این قانون قدرت را برای داوود خان دایمی کرده بود تا زمانی که ملت شعور سیاسی پیدا کند."

تنها تغییر نام؟

به نظر آقای صافی، با کودتای سفید داوود خان تنها نام نظام از شاهی به جمهوری تغییر کرد و محتوای نظام جمهوری تحت رهبری او با نظام شاهی تفاوت زیادی نداشت.

آقای صافی می گوید با آن که پسوندهای "دموکراتیک" و "اسلامی" به واژه جمهوری در نام نظام های پس از جمهوری داوود خان افزوده شد، هیچ یک از این نظامها نه دموکراتیک بود و نه اسلامی.

احتمالاً به همین دلیل نظامهای بعدی که در کشور حاکم شدند، توجه زیادی به مشارکت مردم و نهادینه کردن مفهوم جمهوری در جامعه نکردند. تا بیشتر از سی سال پس از حاکمیت جمهوری هیچ انتخاباتی در افغانستان برگزار نشد و هیچ چیزی هم به رای مردم گذاشته نشد.

درست سی سال پس از بنیانگذاری نظام جمهوری در افغانستان، مشارکت مردم و آزادی های مدنی، از جمله آزادی بیان و فعالیتهای سیاسی، با تصویب قانون اساسی ۱۳۸۲، ضمانت قانونی پیدا کرد و نخستین انتخابات پنج سال پیش، در سی و یک سالگی جمهوری برگزار شد و بر اساس آن دولتی منتخب روی کار آمد.

با این همه، هنوز هم بسیاری ها به این نظر است که مفهوم جمهوریت در افغانستان به گونه درست نهادینه نشده و چالشهای زیادی بر سر راه جمهوریت در این کشور وجود دارد.

آقای صافی به این باور است که تا حال به دلیل این که کار عمده ای برای نظام سازی در افغانستان انجام نشده، هنوز هم مردم و حتی رهبران این کشور از مفهوم جمهوری فهم درستی ندارند.

به گفته آقای صافی، ناامنی و نبودن شرایط و ظرفیت های لازم در جامعه هم تا حد زیادی بر نهادینه شدن مفهوم جمهوریت و مشارکت گسترده مردم در ساختار نظام سایه افگنده است.

خوشبین

اما بسیاری ها در افغانستان با جود این چالشها، در این مورد خوشبین هستند. عزیز رویش یکی از آنها است. او گفت: "قانون اساسی جدید (۱۳۸۲) علی رغم تناقضاتی که در ظاهرش وجود دارد، بر حقوق دموکراتیک و ساختارهای دموکراتیکی که در درون جامعه باید وجود داشته باشد، تاکیدهای ویژه ای دارد. به همین دلیل ما گام به گام شاهد نهادینه شدن فرهنگ دموکراتیک پس از تصویب قانون اساسی جدید هستیم."

او افزود: "درست است که هنوز هم تلقی عامه مردم از دموکراسی حول نظام سیاسی یا مشارکت در نظام سیاسی خلاصه می شود، اما این خود بستری را مساعد ساخته که روند تحویل قدرت بدون خونریزی انجام شود و مردم بتوانند تحویل قدرت را به عنوان نمایشی از حضور و مشارکت همگانی خود در نظر بگیرند."

به باور آقای رویش، با آن که پنج سال گذشته زمان کافی برای نهادینه شدن مفهومهای جمهوریت و دموکراسی نبوده، اما در این مدت "تفاوتهای بنیادی و ماهوی" در نظامهای جمهوری و تلقی از رویکردهای جمهوریت گرایانه در کشور پدید آمده است.

اگر چه "امارت" پنج ساله طالبان حرکت آشکاری علیه جمهوریت و مشارکت مردم در ساختار قدرت بود و هنوز هم این گروه در حال نبرد با "جمهوری اسلامی" افغانستان هستند، به نظر می رسد، جمهوریت تا حدود زیادی در اندیشه سیاسی افغانها ریشه دار شده است.