با دوچرخه در راه قصر گلخانه

سنگین محمد رحمانی، نامزد ریاست جمهوری افغانستان
Image caption آقای رحمانی پس از آن نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد که شهرداری به او زمین نداد

خودروهای رنگارنگ تیزرفتار از جاده باریک آسفالتی کابل که گودال های ناشی از بمب و خمپاره برایش جانی نگذاشته در حرکت اند، بعضی هم در حاشیه خاکی جاده ترمز می دهند.

دود و خاک زننده ای در نیمه های روز منطقه "کلوله پشته" کابل را در سینه فرو برده است.

خودروهای جاپانی از کنار مردی سوار بر دوچرخه چینی که در لبه جاده با احتیاط پا می زند، می گذرند.

کت و شلوار خاکستری این مرد در برابر آلودگی هوا در کابل بزودی رنگ نمی بازد، اما پیراهن سفید سنگین محمد رحمانی دیگر جلایش گذشته را ندارد.

آقای رحمانی که می گوید از طبقه تهی دست جامعه است پس از آن خود را شامل فهرست ۴۱ نفری کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان کرده که شهرداری کابل به درخواستش برای زمین رهایشی پاسخی نداده است.

شرایط دشوار نبود

این افسر بازنشسته ارتش افغانستان ۳۰ هزار افغانی (معادل شش صد دلار) از یک دوستش قرض گرفته و ۲۰ هزار دیگر از پول بازنشستگی اش جمع کرده تا یکی از شرایط اصلی نامزدی در انتخابات را برآورده کند.

شرایط دیگر برای او چندان دشوار نبوده: سنگین محمد زاده پدر و مادر افغان است و بیش از چهل سال عمر دارد. به جنایت علیه بشریت محکوم نشده، با گروه های مسلح غیرقانونی ارتباط ندارد و پیرو دین اسلام است.

اما او باید یک شرط دیگر نامزدی را هم برآورده می کرد: جمع آوری کپی ۱۰ هزار قطعه کارت رای دهی حامیانش که در چند سفر ولایتی به راحتی انجامش داد.

در خانه اجاره ای

Image caption تا حال هیچ یک از ساکنان گلخانه-کاخ ریاست جمهوری- با دوچرخه وارد این کاخ نشده اند، اما آقای رحمانی می خواهد این رکورد را بشکند

بیشتر ۴۱ کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان چهره های شناخته شده نیستند.

اما حالا اصولا فرقی بین آقای رحمانی و رقیبان جدی اش وجود ندارد. بجز اینکه رحمانی ۵۶ ساله خودش پوسترهایش را بر پایه های برق نصب می کند و رقیبان پولدارش هزاران نفر را گماشته اند تا بیلبوردهای چند صد دلاری شانرا در شهرهای مختلف برپا کنند.

یک فرق دیگر هم وجود دارد. این پدر سه پسر و سه دختر فقط در یک اتاق اجاره ای در خانه ای در جاده ای خاکی محروم ترین منطقه کابل زندگی می کند و دیگر کاندیداها دهها دفتر انتخاباتی در بهترین مناطق شهر زده اند.

این کاندیدا ما را به خانه اجاره ای اش برد. اما صاحب خانه از پشت در جواب مان داد و نگذاشت برای انجام گفتگو وارد خانه اش شویم. او می گفت از مهمانداری خوشش نمی آید بخصوص این که اجاره دارش خبرنگاران را دعوت کند.

همسر آقای رحمانی خانم دلسوزی است. او پس از مصاحبه در روی جاده از ما با تربوز پذیرایی کرد. دو بار در چشمانش اشک حلقه زد و مرتب عذر می خواست که نتوانست پذیرایی درست کند.

آرزوها

Image caption آقای رحمانی می گوید اگر به قدرت برسد برای حل مشکل مسکن تلاش می کند

آقای رحمانی می گوید اولین کاری که می کند -اگر به قدرت برسد- فراهم کردن مسکن برای هزاران افغان بی بضاعت است.

او می گوید افرادی را که بیش از یک خانه دارند، وادار می کند خانه دومی را به دولت باز گردانند تا به نیازمندان توزیع شود.

وقتی مصاحبه ام تمام شد و به دفتر بازمی گشتم دیدم که بعضی سوال هایم بی پاسخ مانده است: اگر آقای رحمانی پیروز نشود، چگونه ۳۰ هزار پول قرضی را خواهد پرداخت؟ آیا دوستش تا سال آینده وقتی که حقوق بازنشستگی رحمانی پرداخت می شود، منتظر خواهد ماند؟

صاحب خانه رحمانی پس از این با او چه خواهد کرد؟ و آیا این آروزی رحمانی که همه افغانها صاحب یک خانه شوند، هرگز برآورده خواهد شد و همچنین آرزوهای دیگر او.

مطالب مرتبط