طالبان، فقه اسلامی و انتخابات

طالبان
Image caption طالبان نظر اکثریت را که از طریق رای گیری عمومی به دست آید نمی پذیرند و در دوران امارت اسلامی شان به همان روش اهل حل و عقد در مسایل مهم تصمیم می گرفتند

بحث در بارهء وضع موجود افغانستان از جمله انتخابات حتما این سوال را مطرح می سازد که موقف طالبان در مورد انتخابات چیست؟

گروهی که لااقل به عنوان یک چالش امنیتی فرا راه انتخابات می توانند بر این روند تاثیر منفی بگذارند و حتی بعید نخواهد بود اگر در بخش مهمی از کشور جریان رای گیری را با دشواری های جدی مواجه سازند. احتمالی که حتی فرماندهان ناتو نیز به آن اذعان دارند و برای مقابله با آن عملیات نظامی بزرگی را براه انداخته اند.

دید طالبان در رابطه به انتخابات چیست و آنان از منظر ایدئولوژیک چگونه به این پدیده می نگرند؟ برای جواب به این سوال نیازمند نگاهی به گذشته خواهیم بود.

دیدگاهها در مورد انتخابات در دوران جهاد

طالبان برخاسته از اردوگاه های مهاجرین دوران جهاد و مدارسی اند که در آن دوران در پاکستان به میان آمده بود. کشوری که پس از مرگ ضیاء الحق حاکم نظامی آن کشور نیز چندین انتخابات را تجربه کرد.

جالب است که رهبران مذهبی پاکستان که طالبان شاگردان مدارس آنان هستند، راه رسیدن به قدرت سیاسی را در رای و ارادهء مردم می دانستند و در انتخابات سهم می گرفتند. اما در همان زمان میان رهبران مجاهدین افغان برسر مشروعیت انتخابات با توجه به برداشت های متفاوت شان از فقه اسلامی اختلاف بود.

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی به این باور بود که انتخابات یک روش شرعی است که مردم با رای خود زعیم خود را برمی گزینند و خلفای راشدین در صدر اسلام با همین روش انتخاب شدند هرچند در آن زمان از صندوق و برگهء رای دهی خبری نبود اما شیوهء انتخاب فرق چندانی با رای دهی امروز نداشت که مردم با دادن دست به امیر بیعت می کردند و زنان از این پروسه خارج نبودند.

این دیدگاه با نظر جماعت اسلامی پاکستان همخوانی دارد که در دههء شصت میلادی در مقابله با مارشال ایوب خان در انتخابات، از خانم فاطمه جناح حمایت کردند. اما بعضی از رهبران دیگر مجاهدین که سازگاری کمتری با پدیده های جهان معاصر داشتند به این باور بودند که انتخاباتی که در آن همه مردم اعم از صالح و طالح (خوب و بد) دارای حق مساوی انتخاب باشند شرعا درست نیست. فقط اشخاص با تقوی بعنوان (اهل حل وعقد) می توانند شخصی را بعنوان زعیم برگزینند.

مولوی محمد یونس خالص که بعدا بسیاری از رهبران طالبان از حزب اسلامی او به میدان آمدند به همین باور بود و در همان زمان میان او و حکمتیار در این باب بحث هائی هم صورت گرفت.

تنها انتخاباتی که در دوران جهاد برگزار شد میان حزب اسلامی حکمتیار و گروه سلفی (دعوة الی القرآن والسنه) تحت رهبری مولوی جمیل الرحمن در ولایت کنر بود که ادارهء این ولایت را میان خود تقسیم کردند.

اما پس از آنکه مجاهدین در کابل به قدرت رسیدند به دنبال آنکه برهان الدین ربانی بعد از سه ماه از قدرت کنار نرفت مجاهدین،در کابل به تدویر شورای حل وعقد به منظور تمدید معیاد حکومت ربانی پرداختند.

اقلیت و اکثریت

طرفداران انتخاب از طریق شورای حل وعقد به این باور اند که اکثریت همیشه برحق نیست و استناد آنان به قرآن است از جمله این آیه از سورهء دوم قرآن که (چه بسیار اتفاق افتاده که گروهی اندک به یاری خدا بر گروهی کثیر غالب آمده اند.) اما کسانی که به انتخابات از طریق آرای عمومی باور دارند این آیت را مربوط به جهاد می دانند و مفاد آنرا به انتخابات تعمیم نمی دهند و به حدیثی از پیامبر مسلمانان به این مفهوم استناد می کنند که (امت من هیچگاه بر امر باطل باهم یکجا نمی شوند).

طالبان وانتخابات

طالبان نظر اکثریت را که از طریق رای گیری عمومی به دست آید نمی پذیرند و در دوران امارت اسلامی شان به همان روش اهل حل و عقد در مسایل مهم تصمیم می گرفتند.

ملا محمد عمر نیز با تائید حدود دو هزار تن از ملاها و جمعی از جنگجویان خارجی از جمله اسامه بن لادن که با او بیعت کردند، به عنوان "امیرالمومنین" انتخاب شد.

مشخص است که طالبان انتخابات را که همه مردم در آن حق شرکت داشته باشند مردود می شمارند اما دلایل آنان تنها مستند به متون فقهی نیست بلکه از نظر عملی نیز رسیدن به قدرت از این راه را برای یک گروه اسلامی که خواهان تطبیق شریعت است به این دلیل ناممکن می دانند که آمریکا و غرب چنین اجازه ای را نمی دهند و مثال های جبههء نجات اسلامی در الجزایر و حماس در فلسطین را بعنوان شاهد ذکر می کنند.

جنگ و انتخابات

در جریان انتخابات اول ریاست جمهوری افغانستان، طالبان به پیمانهء امروز تهدید جدی به حساب نمی آمدند اما در آن زمان هم در مورد انتخابات نظر منفی داشتند. کسانی که کارت رای دهی گرفته بودند اگر به چنگ شان می افتادند مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند. در مناطقی که طالبان نفوذ داشتند مردم کارت رای دهی خود را پنهان می کردند.

در طول پنج سال گذشته رئیس جمهور کرزی بارها از طالبان خواست تا بجای توسل به اسلحه برای رسیدن به قدرت، به رای مردم مراجعه کنند اما طالبان به دلایلی که در بالا ذکر شد به این خواست ها وقعی ننهادند.

اما این بار به نظر می رسد که طالبان با تغییر تاکتیک به میدان آمده اند. در جریان ثبت نام مردم برای گرفتن کارت رای دهی، طالبان هیچ اقدامی جدی برای ایجاد اختلال در این روند از خود نشان ندادند در حالیکه در بعضی از مناطق این توان را داشتند.

آنها می توانستند بایک اقدام انتحاری در یکی از این مراکز، رعب و وحشت خلق کنند که نه تنها این کار را نکردند بلکه آنگونه که رئیس کمیسیون مستقل انتخابات اخیرا در مصاحبه با رسانه ها گفت، طالبان در مناطق تحت نفوذ شان، هم خود کارت رای دهی گرفتند و هم دیگران را به این کار تشویق کردند.

بعضی ها به این باور اند که گرفتن کارت به وسیلهء طالبان به منظور شرکت آنان برای رای دهی نیست بلکه هدف فقط به دست آوردن یک سند برای تثبیت هویت است تا اگر با مشکلی مواجه شوند با استناد به چنین سندی خود را یک شهروند عادی کشور که مشکلی با دولت افغانستان ندارند نشان دهند.

وقتی شبکهء تلویزیون الجزیره پس از پایان پروسهء ثبت نام از شخصی که از طرف طالبان بحیث والی هلمند تعیین شده است پرسید که چرا اجازه دادند تا روند ثبت نام در مناطق تحت نفوذ شان به مشکلی مواجه نشود وی در جواب گفت که انتخابات برای ما ارزشی ندارد و به همین دلیل این پروسه را مختل نکردیم.

اما به نظر می رسد که مسئله به همین سادگی نیست هرچند نمی توان این تغییر اعلام نشده در روش طالبان را تغییر بنیادی در موضع آنان در مورد انتخابات دانست اما به نظر می رسد که آنها در این انتخابات منافع خود را جستجو می کنند.

منطقی به نظر نمی رسد که درحالیکه انتخابات افغانستان برای کشورهای غربی بخصوص ایالات متحدهء آمریکا مهمترین مسئلهء سال است، طالبان به آن بی اعتنا باشند و آنرا جدی نگیرند.

طالبان عادت دارند در صورتیکه بخواهند مردم را از عملی نهی کنند، اعلامیه ای با متن ساده به نشر می رسانند و مثلا می گویند مرتکبین فلان عمل مستوجب مجازات و یا در مواردی واجب القتل و مباح الدم اند، در مورد تحریم انتخابات تاکنون اعلامیه ای از جانب طالبان منتشر نشده است.

کاندیدای مورد توجه طالبان کیست؟

یک برداشت از این وضع می تواند این باشد که طالبان همه کاندیدا ها را به یک نظر نمی بینند. در میان کاندیداهای ریاست جمهوری افغانستان فقط ملا عبدالسلام راکتی از فرماندهان سابق نظامی طالبان است و سیدجلال کریم مشهور به نابغه نیز در دوران حاکمیت طالبان با آنان نزدیک بود.

جلال کریم که اصلا در عربستان سعودی زندگی می کند در دوران حاکمیت طالبان در چند مورد در تبادلهء اسرای جنگی میان طالبان و مخالفین آنان درشمال وساطت کرد و با رهبران طالبان و شخص ملامحمد عمر از نزدیک آشنائی دارد.

اما در میان کاندیداهائی که گمان می رود شانس بیشتری در به دست آوردن رای مردم دارند، سه نفر برای طالبان چهره های شناخته شده اند. حامد کرزی، داکتر عبدالله عبدالله و داکتر اشرف غنی احمدزی.

داکتر عبدالله در دوران مقاومت علیه طالبان از یاران نزدیک احمدشاه مسعود بود و در صف مقابل آنان قرار داشت. بنابراین طالبان نسبت به وی نظر مساعدی ندارند. داکتر اشرف غنی احمدزی در دوران حاکمیت طالبان در خارج از کشور زندگی می کرد و از کسانی بود که تامدتی موقف جانبدارانه از طالبان داشت اما اکنون به نظر می رسد که او و داکتر عبدالله در مقایسه با حامد کرزی بیشتر مورد توجه آمریکا وغرب اند.

موقف حامدکرزی علیه عملکرد نیروهای آمریکائی در افغانستان و افتادن او از چشم آمریکا می تواند برای طالبان جالب باشد.

شایعاتی در جریان است که در مذاکراتی که میان نمایندگان حامدکرزی و طالبان قبل از ثبت نام وتوزیع کارت های رای دهی صورت گرفت، پیام حامدکرزی به طالبان این بود که اگر من این بار با وجود مخالفت آمریکا و با رای مردم انتخاب شوم، با صراحت بیشتری با آنها سخن خواهم گفت و تاریخ خروج نیروهای خارجی از کشور را تعیین می کنم.

مولوی ارسلا رحمانی که در دوران حاکمیت طالبان با رهبران آنان نزدیک بود و اکنون با حکومت کرزی همکاری دارد، به رسانه ها گفت که همین اکنون نیز مذاکراتی میان طالبان و فرستادگانی از جانب آقای کرزی در جریان است. مذاکراتی که به نظر می رسد موضوع اصلی آن مانند دوران قبل از ثبت نام، خواست از طالبان برای عدم ممانعت از پروسهء رای گیری در جنوب باشد.

کرزی از نظر مخالفین مسلح اش مزیت های دیگری هم دارد. تجربهء بیش از هفت سال حکومت گذشته که بزرگترین مشخصه اش فساد اداری بود موجب دوری مردم از دولت شد و این به نفع مخالفین بود.

چندی قبل شاخه ای از حزب اسلامی در کابل هم طی یک کنفرانس مطبوعاتی از کاندیداتوری حامدکرزی حمایت کرد. این حزب که درکابل دفتر دارد در ظاهر رابطه ای با حکمتیار ندارد اما هیچگاه نگفته است که آنان از حزب به رهبری حکمتیار انشعاب کرده و دیگر وی را بعنوان رهبر خود نمی شناسند.

در حالیکه گلبدین حکمتیار قبلا طی اعلامیه ای انتخابات آتی در افغانستان را مردود دانسته و از هواداران خود خواسته است تا در آن شرکت نکنند. بعضی به این باور اند که این اعلام حمایت بدون اشاره وایمائی از جانب حکمتیار نمی تواند صورت گرفته باشد که در مقابل دشمنان سابق خویش، کرزی را کاندید مناسب تری می داند. قبلا رئیس جمهور کرزیاعلام کرده بود که نامه ای از حکمتیار دریافت کرده است اما احتمالا این تنها نامه نباشد.

گزینه کرزی؟

در کارزار انتخاباتی هرچند کرزی عده ای از چهره های سرشناس مجاهدین سابق را با خود همراه ساخته است اما پایگاه قدرت وی در شمال زیاد مطمئن به نظر نمی رسد. عطا محمد نور والی مزارشریف از رقیب کرزی داکتر عبدالله اعلام حمایت نموده و حمایت جنبش از کاندیداتوری کرزی موجب اختلافاتی در درون این حزب شده است. موضوع پیگیری قتل عام طالبان در شمال افغانستان در سال 2001 توسط آمریکا که دوستم در آن متهم است، فشار دیگری است که بر جنبش وارد می آید.

در شرق افغانستان حاجی دین محمد والی سابق و از شخصیت های تاحدی با نفوذ در شرق حامی کرزی است اما از همین خانواده هدایت امین ارسلا، کاندید ریاست جمهوری است.

هرچند والی این ولایت گل آقا شیرزی قبلا به نفع کرزی از کاندیداتوری خود صرفنظر کرده است و وجود وی بعنوان والی ننگرهار در میزان رای این ولایت به نفع کرزی بی تاثیر نیست اما در شرق تعدادی از کاندیداهای رقیب می توانند از میزان رائی که باید به صندوق آقای کرزی ریخته شود، بکاهند.

بنابراین برای حامدکرزی که برنده شدن در دور اول انتخابات را برای خود مهم و حیاتی می داند رای مردم جنوب اهمیت خاصی دارد. وضع امنیتی در بسیاری از مناطق جنوب طوری نیست که ناظران وخبرنگاران بصورت آزادانه بتوانند بر روند انتخابات در آن مناطق نظارت داشته باشند. کاندیدا های دیگر احتمالا آرائی را که در مناطق پر آشوب جنوب به صندوق کرزی ریخته می شود زیر سوال خواهند برد.

اگر طالبان در روند رای گیری مشکل جدی ایجاد نکنند، شانس حامدکرزی در انتخاب مجدد را بیشتر خواهند ساخت اما این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که هنوز تا رسیدن به روز انتخابات زمان باقی است و افغانستان در گرداب بحرانی قرار دارد که تحولات در آن گاهی سریعتر و دراماتیک تر از آن است که بتوان پیش بینی کرد.

مطالب مرتبط