آراء آبی پوشان افغان چه می شود؟

تپه ای خاکی که شهر چاریکار در شمال کابل را زیر نگین دارد، پر از رنگ های آبی و سبز است. سبز رنگی که در اینجا و آنجا هواداران عبدالله عبدالله، از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برای خود برگزیده اند و آبی هم رنگ آشنا برای زنان برقع پوش افغان.

هزاران زن پوشیده با چادری با کفش های پلاستیکی صبح زود از راه های خاکی، خود را به این تپه کشانده اند تا کاندیدایی را از نزدیک ببینند که قول تغییر را داده است.

هفته پیش در همین شهر هزاران نفر از جمله زنان به هواداری از حامد کرزی دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری از خانه های خود بیرون آمدند.

بیشتر این زنان افراد میان سال و خانم های خانه دار اند که بعضی بچه های خود را هم در آغوش دارند. در میان جمعیت چند پیر زن هم به چشم می خورند و عده ای از دختران با لباس سیاه مکتب/ مدرسه هم سبز به دست دارند.

در نیمه های این روز تابستانی گرمای آزار دهنده ای سر و صدای کودکان این زنان را بلند کرده است. در این هیاهو، مردان مرتب شعارهای الله و اکبر سر می دهند. (شعار مجاهدین و شعار سالهای جهاد)

به مشکل خود را به گروهی از زنانی که توسط سربازان پلیس احاطه شده می رسانم.

یکی از این زنان که روشن گل نام دارد و 42 ساله است می گوید شش صد زن را از نواحی مختلف چاریکار گردهم آورده تا در مبارزات انتخاباتی شرکت کنند، روشن گل به اهمیت رای زنان در این انتخابات به خوبی آشناست.

در میان حلقه ای از زنانی که دورم جمع شده بودند، تنها روشن گل با نام و نشان آقای عبدالله آشنا بود. زنان دیگر می گفتند شوهران و یا هم پسران شان آنها را به این تپه آورده اند.

شیما که نگاه مشبکش از پشت چادری/برقع آبی به من دوخته شده بود و کودک چند ماهه اش از هیاهوی مراسم و گرمای هوا ناآرام شده بود، خود را به جمع ما نزدیکتر می کرد تا نامش را در دفترچه ام بنویسم.

او فکر می کرد در این گردهمایی افرادی هستند که نام و نشانی زنان شرکت کننده را ثبت می کنند تا بعدا ستادهای انتخاباتی به آنها کمکی کنند و نمی خواست از این فهرست بازماند.

اما من آن کسی نبودم که شیما دنبالش بود، ولی نامش را یادداشت کردم و حرف هایش را شنیدم: "خانه ندارم. ماه هشت صد افغانی کرایه(اجاره) می دهم. شوهرم کارگر است. کمکی اگر با ما شود دعا می کنیم."

شیما و روشن گل دو تیپ متفاوت از زنان افغان اند؛ عده ای از این آبی پوشان چنین گردهمایی ها را محلی برای برخوردار شدن از کمک هایی می دانند که احتمالا کاندیداها برای تبیلغات شان در نظر دارند. اما بعضی هم آگاهانه وارد کار و زار انتخاباتی شده اند.

زندگی زنان افغان در این هشت سال تغییر قابل ملاحظه ای یافته است. اما هنوز موج این تغییر از شهرهای افغانستان چندان بیرون نرفته است.

زنان افغان درحال حاضر 25 درصد از کرسی های مجلس نمایندگان را در اختیار دارند، یکی از وزرای کابینه آقای کرزی، ریاست کمیسیون حقوق بشر و ریاست جمعیت هلال احمر افغانی نیز در اختیار زنان است.

اخیرا دولت افغانستان قانونی موسوم به احوال شخصیه اهل تشییع را تصویب کرد که بر رفت و آمد، کار و روابط اجتماعی زنان محدودیت های قانونی وضع کرده است.

این قانون مخالفت های زیادی را در میان فعالان زن به دنبال داشت و فشارهای جهانی موجب شد دولت افغانستان اصلاحاتی در آن وارد کند که تا حالا نهایی نشده است.

بسیاری نامزدها با شعار "تغییر" وارد کارزار انتخاباتی در افغانستان شده اند.

ولی هیچ یکی از این کاندیداها حتی فروزان فنا و شهلا عطا، دو نامزد زن، نگفته اند که تغییر مورد نظر آنها چگونه می تواند زندگی آبی پوشان افغان را دگرگون کند.

از میان هفده میلیون واجد شرایط رای دهی، حدود 40 درصد آنها را زنان تشکیل می دهند. تاثیر این آرا برای هر یک از کاندیدا ها می تواند سرنوشت ساز باشد، اما آنچه روشن نیست این است که آراء زنان چه تاثیری بر سرنوشت خود آنها خواهد داشت؟

مطالب مرتبط