سیاهسنگ: راه میان بر وجود ندارد

صبوالله سیاهسنگ
Image caption صبوالله سیاهسنگ

از گـذشـته هـای دور تا کنون هـر باری که رهبران سـیاسـی خـواسـته اند محبوبیت تخیلی شـان در میان مـردم را به رخ حریف بکشـند، از اینجا آغاز کرده اند: "بیایید انتخـابات را به راه بیندازیم. دیده خـواهـد شـد توده هـا به چه کسـی رای می دهند."

این همه خـودباوری و دگـرباوری به مـردمی که اندیشـه هـا و نگفته هـای شـان را هنوز بر زبان نیاورده اند، از کجا می شود؟

چگـونه می توان از میلیونهـا نفری که هـر یک "سخنگوی" خـود هسـتند، نمایندگی کرد و مثلا گفت: "اکثریت جامعـه مـرا می خـواهند، نه تو را"

در افغانسـتان مانند شماری از کشورهـای دیگـر، بی باوری و سـیاسـت دو همزاد گسسـت ناپذیر پنداشـته می شوند. از همین رو مقـوله "فاصله گفـتار پیش از انتخـابات و کردار پس از پیروزی" نه تنها ضرب المثل شـده، بلکه مـانند چهـره هـای سـیاسـی در اوج فرمانروایی، سوژه طنز مردم شده اند.

چه کسـی این گفته هـای جاری را روز چندین بار نمی شـنود: "سـیاسـت یعنی دروغ. سـیاسـت پدر و مادر ندارد."

چگـونه ممکن اسـت در میان مـردم بیزار از سیاست که همواره چشم به راه دگـرگـونی ایسـتاده، پیوسـته خـواب بهبودی آینده را دیده و پس از هـر دگرگونی با ناامیدی در حسـرت گـذشـته نشسـته اند، حس اعتمادی به میان آورد؟

آیا آدمهـای سـیاسـی با زبان دیگـری سخن می گویند؟ آیا مـا به شـکسـت های پی در پی خویش معتاد شده ایم؟

یا درد مـان را نیسـت درمـان الغیاث...

بارهـا شـنیده ایم تا دموکراسـی جا نیفتد، روند انتخـابات نمی تواند زمینه ساز تعیین سـرنوشـت کشور باشـد، اما نشـنیده ایم گفته باشـند دموکراسـی چگـونه باید جا افتد.

در سـرزمینی که شمار چشـمگـیری از ساکنانش خـواندن و نوشـتن نمی دانند، واژه هـای دموکراسـی و انتخـابات به پرواز گلوله هـا بر فـراز بام می مانند: شـنیده می شوند، بدون آنکه دانسـته شوند از کجا می آیند و کدام سو میروند و چرا.

بی هیچ اگر و مگـری، انتخـابات در نفس خـود پاکیزه ترین شـیوه برخـورد با آینده خـود و دیگـران اسـت.

در جایی که آزادی، آرامش، ارزانی، کاریابی، پیشـرفت و.... خـواسـت همگان باشـد و همین هـا وعده هـای نوک زبان هـر نامزد؛ رای دادن به این یکی یا آن دیگـری چه فـرق خـواهـد داشـت؟ دیروز از کجا و چگونه می دانستم که رای امـروز به درد فـردایم نمی خورد؟

ناگفته پیداسـت کشورهـایی که از این نردبان دشوارگـذار بالا رفته اند، یکایک جنجالهـا و گـرفتاریهـای امـروزین ما را گـذرانده اند.

راه میانبری در چشم انداز نیسـت. آزمودن انتخـابات با همه خم و پیچهای پیش بینی ناپذیری که باید داشـته باشـد، بهـتر از نیازمودنش خـواهـد بود.

با آنکه "در کار خیر حاجت هیچ اسـتخـاره نیسـت"، شـنیده می شـود که این روزهـا، صرفنظر از خیر یا شـر بودن کارها، حتی برای انتخـابات اسـتخـاره می کنند و فال حافظ می گشـایند.

آیا کشورهـای دیگر بر این پله نردبان هم پا گذاشـته بودند؟ آری. زیرا درسـت هـمین یکـی برای زیر پا گـذاشــتن است.