انتخابات و چالش پیش رو

انتخابات را براي تامين مشروعيت نظام سياسي برگزار مي‌كنيم. هزينه اين انتخابات سنگين است. كاري كه براي برگزاري انتخابات صورت بگيرد نيز سنگين است. اما اگر با اين همه هزينه و سنگيني كار، به هدف تأمين مشروعيت نظام سياسي نرسيم، آيا مي‌توان ادعا كرد كه كاري عاقلانه و خوب صورت گرفته است؟

مشروعيت نظام سياسي از طريق انتخابات چگونه تأمين مي‌شود؟

براي پاسخ به اين سوال بايد يك حرف ساده را بيان كرد: با تأمين رضايت مردم.

اما رضايت مردم و يا قناعت دادن افكار عامه، به چند كار مهم بستگي دارد:

1- پروسه ثبت نام رأي‌دهندگان شفاف و قابل قبول باشد. افكار عامه بايد قبول كند كه در پروسه‌ي ثبت نام، اكثريت واجدين شرايط به اخذ كارت رأي‌دهي دسترسي داشته اند، و هيچ كارتي به طور تقلبي و بي‌اساس صادر نشده است.

2- پروسه‌ي برگزاري انتخابات شفاف و قابل قبول باشد. افكار عامه بايد قبول كند كه در انتخابات تقلب و دستبرد صورت نگرفته و هيچ رأيي ضايع نشده و هيچ رأيي به طور جعلي وارد صندوق نشده است.

3- پروسه‌ي شمارش آرا شفاف و قابل قبول باشد. افكار عامه بايد قبول كند كه شمارش آرا در مكان و فضايي شفاف و قابل قبول صورت گرفته و هيچ دستي به طور غير قانوني در اين پروسه به زيان و يا به نفع كانديداي خاصي دخالت نكرده است.

بحث استفاده و يا عدم استفاده از امكانات مشروع و قانوني بحثي است كه براي سلامت انتخابات مهم است، اما مي‌توان عجالتاً در مورد آن اندكي با اغماض و مسامحه قضاوت كرد و برخي كاستي‌ها در اين زمينه را به زيان اعتماد مردم حساب نمود كه شايد در كشوري مثل افغانستان بر مشروعيت كل پروسه‌ي انتخابات تأثير چنداني نگذارد.

شفافيت و مقبوليت انتخابات در موارد ذيل قابل توجه است

1- ادعاي اوليه از سوي كميسيون مستقل انتخابات نشان مي‌دهد كه چيزي در حدود هجده ميليون نفر كارت رأي‌دهي به دست آورده اند. تا كنون آمارهاي رسمي نفوس افغانستان را چيزي ميان 25 الي 30 ميليون تخمين مي‌كند. آيا مي‌توان گفت كه از اين مجموعه واقعاً 18 ميليون رأي‌دهنده بيرون خواهد آمد؟

2- در انتخابات گذشته، جمعاً رأي حدود 8 ميليون نفر در صندوق‌ها ريخته شد. آيا مي‌شود گفت كه در انتخابات كنوني اين رقم بيشتر از دو برابر شده و پروسه‌ي ثبت نام رأي‌دهندگان واقعاً عاري از ابهام بوده است؟

3- بيشترين ميزان ثبت نام رأي‌دهندگان در دوره‌ي كنوني مربوط به مناطق ناامن كشور است. واقعيت اين مناطق نشان مي‌دهد كه هيچ ارگان دولتي به طور علني و درست بر اين مناطق كنترل ندارد. به خصوص كه ادعا مي‌شود ميزان مشاركت زنان فوق‌العاده بالا و تشويق‌كننده بوده است. ولايت‌هایی همچون هلمند و كندهار و زابل و غزني و پكتيكا و پكتيا در بخش‌هاي عظيم خود تحت كنترل مخالفين دولت است كه سهم‌گيري مردم در انتخابات را توجيهي براي مشروعيت نظام كنوني مي‌دانند و با آن از بنياد مخالفت دارند.

آيا به راستي مأمورين كميسيون مستقل انتخابات توانستند بدون مشكل به اين مناطق سفر كنند و مراكز ثبت نام ايجاد كنند و با شفافيت و درستي براي واجدين شرايط، اعم از زنان و مردان، كارت توزيع كنند؟

4- آيا در مناطق ناامن كشور امكان برگزاري شفاف و قابل قبول انتخابات وجود دارد؟ آيا مي‌شود در اين مناطق مبارزات انتخاباتي به راه انداخت و در روز انتخابات نيز ميليون‌ها رأي‌دهنده را در مناطق مختلف پاي صندوق‌هاي رأي صف‌بندي كرد و براي آنها زمينه داد كه بدون هراس و اضطراب از انتقام‌جويي مخالفين دولت به كانديداي مورد نظر خود رأي دهند؟

به نظر می‌رسد براي تأمين مشروعيت انتخابات، مراجع گوناگون گرفتار چالش شديدي شده اند. نتيجه‌ي اين انتخابات بايد نه تنها از طرف كميسيون مستقل انتخابات، بلكه از سوی يوناما و هيأت ناظر اتحاديه‌ي اروپا و نهادهاي مدني ملي و بين‌المللي تأييد شود.

اگر پروسه انتخابات با اين همه سوال مواجه باشد، آيا اين مراجع قادر خواهند شد كه قناعت افكار عامه را بدون ريسك زياد به دست آورند؟

در اين شرايط، آنچه مهم است اجتناب مسئولين برگزاري انتخابات و ارگان‌ها و مراجع ذي‌ربط از هرگونه پنهان‌كاري و ايجاد فضاي غيرواقعي براي مردم است.

واقعيت ناامني در مناطق مختلف كشور را نبايد كتمان كرد. از ميزان مشاركت مردم و يا نحوه‌ برگزاري انتخابات نبايد تصوير غيرواقعي ارايه نمود. مشروعيت نظام سياسي در هر جامعه و در هر شرايط يك امر نسبي است نه مطلق.

انتخابات، به هر حال، كم‌هزينه‌ترين و سالم‌ترين راه براي انتقال قدرت است. گزينه‌ ديگري وجود ندارد كه براي انجام اين امر مهم و نزاع‌برانگيز جاي انتخابات را بگيرد. بنابراين، مهم اين است كه مردم با منطق انتخابات و مفيد بودن آن براي انتقال قدرت و حفظ سلامت و ثبات نظام سياسي به طور نسبي آشنا شوند و نسبت به آن جديت به خرج دهند.

اين امر مهم را در حد نمايش‌ها و ادعاهاي صوري تقليل دادن، به زيان منطق انتخابات و به زيان هدفی تمام می‌شود كه افغانستان و جامعه‌ بين‌المللي در رسيدن به آن هم اشتراك نظر و هم تشريك مساعي دارند.

سخن آخر

انتخابات افغانستان را مي‌توان با تمام كاستي‌ها و مشكلات آن برگزار كرد و می ‌توان از آن به نفع تأمين مشروعيت نسبي نظام سياسی آينده نيز استفاده كرد. اما اگر برخوردهاي غيرمنطقی و رويكردهای غيرقابل قبول در اين پروسه پررنگ شود، احتمال دارد كه اين پروسه به نتيجه‌ مطلوب منجر نشود.

از این ظاهرا به نظر می رسد که نهاد های برگزار کننده افغانستان در عین آنکه با چالش های جدی مواجه اند، مسئولیت خطری را به عهده دارند و عبور از این چالشها اگرچه سخت است ولی نا ممکن نیست.

مطالب مرتبط