اشرف غنی: نامزدی با برنامه ۲۰ ساله هستم

اشرف غنی احمدزی

اشرف غنی احمدزی از نامزدان اصلی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان می گوید که برای توسعه افغانستان طرح دراز مدت دارد. آقای احمدزی از طرح مراحل مذاکره سه مرحله ای با طالبان سخن گفته و در مورد رابطه افغانستان با آمریکا می گوید.

هارون نجفی زاده در گفتگویی با آقای احمدزی از او پرسیده که هدف او از ورود به میدان مبارزات انتخاباتی چیست؟

هدف ساختن نظام است. چهارچوب نظام در افغانستان بر اساس اسلام گذاشته شده است. اصل اساسی سیاستمداری در افغانستان عدالت است. چون اساس دین مبین اسلام را حلقه طیبه عدالت تشکیل می دهد. امروز مشکل اساسی ما این است که فساد اداری موجب بی عدالتی، قانون شکنی، بدامنیتی و عدم اعتماد سرتاسری مردم افغانستان شده است.

اما شما که خود مشاور دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان بودید، رئیس اداره هماهنگ کننده کمکهای جهانی به افغانستان بودید و وزیر مالیه دولت آقای کرزی. یعنی خود تان یکی از معماران همین نظام بودید.

مطلقاً. در آن وقت هم اگر یاد تان باشد، من گفتم که آینده این نظام – اگر اصلاحات اساسی رخ ندهد – یک نظام Narco Mafia State است. کلمه دولت مافیایی را بار اول من به کار بردم.

به دلیل یک هشدار در چهار چوب طرحی که من آورده بودم، یک سلسله تغییرات اساسی آمد: پول اصلاح شد، گمرکها مرکزی شد، گمرکها اصلاح شد، سیستم مخابرات به وجود آمد، همبستگی ملی را ایجاد کردم، از دنیا ۸.۲ میلیارد دلار در یک روز برای سه سال گرفتیم و تعهد ۲۶.۵ میلیارد دلار. اما ما یک ضرب المثل داریم؛ می گویند خر عیسی گرش به مکه برند، چو باز آید خر باشد. در پنج سال گذشته طرح مرا عملی نکردند؟

صحبت از کمکهای جهانی، حسابدهی، شفافیت و پول شد. یکی از نزدیکان آقای کرزی، رئیس جمهوری فعلی افغانستان گزارش کردند که شما در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ که وزیر مالیه/دارایی افغانستان بودید، ۱۵۰ میلیون دلار کمک بانک توسعه آسیایی را به یک حساب شخصی منتقل کردید.

سند بانک آسیایی را ببنید، بانک آسیایی در این مورد اعلامیه داد. این افترا محض است. اگر در این مملکت حکومت قانون وجود می داشت، جناب کرزی همکار خود را و برادر خود را به محکمه سوق می داد.

منبع مصارف تبلیغات انتخاباتی شما از کجاست و این پول از کجا می آید؟

تمام منابع مالی از دو جا می آید. یکی کمک های افغانها، که قسمت زیادش خرد و کوچک است و دیگری ذخیره شخصی خود من. بنابرین، ما تمام مبارزات انتخاباتی را با امکانات نهایت محدود انجام دادیم.

شما از معاملات آقای کرزی با رهبران جهادی انتقاد کرده اید و گفته اید این رقیب تان دولت افغانستان را به حراج گذاشته است. خود تان اگر پیروز شوید، چگونه تقسیم قدرت می کنید؟

من قدرت را تقسیم نمی کنم، قدرت را جمع می کنم. بر اساس قانون اساسی و سنت ملی ما، اداره افغانستان غیرقابل تقسیم است. این جایداد(ملکیت) شخصی کسی نیست که تقسیم شود. آقای کرزی یک شرکت سهامی ساخته است، من یک دولت ملی می سازم.

اما افغانستان یک کشور چند قومی است، شما مشارکت اقوام را چگونه تامین می کنید؟

بر اساس سهم گیری تمام اقوام افغانستان، مذاهب افغانستان، ولایات افغانستان. چون بدون این رعایت این اصل نمی توانیم به پیشرفت برسیم. بنابراین ما برای اینکه یک ملت واحد و متحد شویم، باید از مرحله مشارکت اقوام بگذریم همه باید خود را در دولت شریک ببینند.

آقای کرزی می گوید برای مشارکت اقوام رهبران جهادی را در کنار خود دارد. سابقه شما نشان می دهد که با این رهبران رابطه خوبی ندارید. حتی در یک جلسه کابینه با یکی از اینها برخورد لفظی هم داشتید. آیا تردید اینها مشارکت اقوام را در افغانستان زیر سوال نمی برد؟

اینها را کی رهبر قومی برگزیده؟ کدام قوم رای داده که اینها رهبر قومی شان باشند؟

اما آقای احمدزی، اینها عملاً رهبران احزاب هستند؟

نه نه، شما اجازه بدهید؛ امروز اکثریت مردم افغانستان کسانی را که شما رهبر قومی می گوئید، به نام دلال قومی یاد می کنند. چند نفر از اینها در کجای افغانستان رای برده اند؟

اما بعضی از اینها حدود ده درصد رای در انتخابات قبلی بردند.

ده درصد در انتخابات قبلی رای بردند به حیث اشخاصی که هویت (قومی خود) را ثبت کنند. انتخابات قبلی با انتخابات فعلی فرق زیاد دارد. در آن انتخابات یکی از مسایل این بود که هم برادران و خواهران هزاره ما و هم برادران و خواهران ازبک ما می خواستند ثبت کنند که هویت شان از نظر تعداد چقدر است.

آیا استاد خلیلی برای بامیان یک کیلومتر جاده زیاد تر ساخته؟ آیا زندگی یک فرد در دایکندی با موجودیت استاد خلیلی در معاونت ریاست جمهوری تغییر کرده؟ این سوال از طرف اکثریت مردم دایکندی و بامیان و غزنی مطرح است.

با توجه به درز بزرگی که میان اقوام افغانستان به وجود آمده فکر می کنید راه شما به ارگ ریاست جمهوری منتهی می شود یا راه آقای کرزی؟

از لحاظ اندیشه و برنامه، تنها کسی که برنامه ای وسیع ده ساله و بیست ساله عرضه کرده من هستم.

شما در باره رسیدن به صلح نیز اظهاراتی داشته اید برنامه شما در این زمینه چه مراحلی دارد؟

رهایی زندانی های طالبان و توافق آتش بس و جلوگیری از حرکاتی که از خارج از مرز انجام می شود، مرحله اول را تشکیل می دهد. مرحله دوم تعیین تاریخی (برای خروج) و تقلیل قوای بین المللی است. مرحله سوم اگر طالبان در باره نظام سوال هایی دارند، برای تغییر نظام میکانیسمی اساسی در قانون اساسی وجود دارد که لویه جرگه است. در صورت پیروزی، رابطه افغانستان با آمریکا را چگونه تعریف می کنید؟

در رابطه به آمریکا نکته اصلی این است که ما باید طرح میان مدت و دراز مدت داشته باشیم تا در چارچوب آن، منافع کوتا مدت آمریکا در چهارچوب منافع میان مدت و دراز مدت ما قرار گیرد. در بخش اقتصادی و استفاده موثر از کمک های خارجی چه برنامه دارید؟

در قسمت کمک های اقتصادی آمریکا باید بگویم که این کمک ها ناقص است. از کمکهای بین المللی، ناقص ترین کمکها در زمان اداره آقای بوش صورت گرفت.

امروز اداره آقای اوباما و مخصوصاً آقای هولبروک خود، به این نتیجه رسیده اند و از من نقل قول کرده که از یک دلار تنها ده سنت آن در افغانستان به مصرف می رسد. از این جهت من طرح های بسیار سازنده ای دارم که کمک های فعلی را ۶ تا ۹ برابر بیشتر موثر بسازم.

باز هم در قسمت ظرفیت سازی تمرکز عمده من این خواهد بود که دانشگاه های افغانستان و موسسات تحصیلات عالی افغانستان مبدل به کارخانه های انسان شناسی و( تولید نیروی متخصص)شوند. چون تا در افغانستان ظرفیت تولید نکنیم، نمی توانیم این خاک را اداره کنیم و این یک برنامه منظم ۱۰ -۲۰ ساله می خواهد تا در چار چوب آن، ظرفیت ها را بالا ببریم.

ما به فضل خداوند در حدود ۴۰۰ نوع معدن مختلف داریم، اما در مورد نیروی بشری سرمایه گذاری نکرده ایم که انواع مختلف ظرفیت های ضروری را برای استفاده اساسی از این معادن به وجود می آورد.

بنابراین، باید وضعیت خود را در نظر بگیریم که توسعه اقتصادی ما بر کدام مبنا می تواند استوار باشد و بر اساس آن نیروی بشری خود را انسجام دهیم. نتیجه این است که تعداد مشاورین بین المللی کم شود و فقط اساس بر سر مشاوره استراتژیک باشد.

مثلاً برای اعمار یک حلقه چاه ما به یک افسر تعلیم یافته آمریکایی ضرورت نداریم. افغانها هزاران سال است که چاه می کنند، اما برای ساختن بندهای بزرگ ما ضرورت به همکاری آمریکا داریم.

در بخش کاریابی، حداقل ۵۳ درصد مردم ما امروز بی کارند. من چه می خواهم؟ یک میلیون شغل جدید در پنج سال آینده، تا جوانان ما خود را شامل (این برنامه) بدانند و همچنین یک میلیون مسکن.

مطالب مرتبط