شعار مشترک کاندیداها: طالبان را می آوریم

طالبان، آرشیو
Image caption طالبان همواره دعوت مقامهای افغان برای آغاز گفتگو را رد کرده اند

علی رغم افزایش حملات شورشیان در آستانه برگزاری انتخابات در افغانستان، بیشتر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری گفتگو با آنان را به یکی از شعارهای اصلی خود مبدل کرده اند.

حامد کرزی رئیس جمهوری فعلی که به دنبال یک دور پنج ساله دیگر است، در سال های اخیر تقریبا هر باری که سخنرانی کرده از شورشیان طالبان خواسته است به روند صلح بپیوندند. هرچند طالبان همواره دعوت او را رد کرده اند.

او این بار هم آشتی با طالبان را در صدر برنامه های انتخاباتی اش قرار داده است.

اشرف غنی احمدزی دیگر نامزد مطرح انتخابات، که سیاستهای آقای کرزی را مسئول درجه یک شورش ها می داند، برای آشتی با طالبان طرح چند مرحله ای را تهیه کرده است.

رهایی تمام زندانیان طالبان، برقراری آتش بس و برگزاری لویه جرگه با حضور طالبان برای بحث و احتمالاً تغییر قانون اساسی افغانستان در برنامه آقای احمدزی جا دارد. نامزد دیگر عبدالله عبدالله که زیر لوای احمد شاه مسعود، فرمانده پیشین ضد طالبان، سال ها علیه این شورشیان جنگیده نیز به این باور رسیده است که راه برقراری آرامش در افغانستان از کنار میز مذاکره با طالبان می گذرد.

رمضان بشردوست که با انتقادهای رک و راستش معروف است هم می گوید که طالبان تنها دشمن دولت حامد کرزی است، نه سربازان آمریکایی یا انگلیسی.

و شهلا عطا، یکی از دو نامزد زن انتخابات هم تا آنجا پیش رفته که طالبان را "پسران" اش خوانده است. او می گوید شورشیان با حکومت "شهلا عطا" هیچ مشکلی نخواهند داشت.

اما در برابر چنین موضع گیریها، شورشیان طالبان همچنان بر سیاست قبلی شان پافشاری دارند. آنها می گویند خروج نیروهای خارجی از افغانستان پیش شرط هر نوع مذاکره خواهد بود.

گروه طالبان و حزب اسلامی گلبدین به رهبری گلبدین حکمتیار، که غایب اصلی توافقات افغانها در سال ۲۰۰۱ در بن بودند، در این سالها به قوت توانسته اند تلاشها برای ایجاد یک کشور باثبات و صلح آمیز در افغانستان را از راه مقاومت مسلحانه تهدید کنند.

تام کونیکز، فرستاده پیشین دبیرکل سازمان ملل متحد برای افغانستان گفته بود که نبود نمایندگانی از گروه طالبان در اجلاس بن که بنیان دولت جدید را در افغانستان گذاشت، "یک اشتباه" بود.

'میانه رو'؟

Image caption آمریکا میلیون ها دلار برای سر رهبر طالبان تعیین کرده است

اما حالا که هشت سال از آن "اشتباه" می گذرد، تلاشها برای جبران آن و کشاندن مخالفان مسلح به پای میز مذاکره در میان کاندیداهای انتخابات در حالی اوج گرفته که بریتانیا و آمریکا نیز در این زمینه موضع روشنی گرفته اند.

ریچارد هولبروک، فرستاده ویژه باراک اوباما برای افغانستان و پاکستان چندی پیش از جذب جنگجویانی به فرایند سیاسی افغانستان سخن گفت که "افراطگرایی را نفی کنند".

مقامهای غربی به این باور رسیده اند که گفتگو با اعضای "میانه رو" طالبان می تواند به ثبات افغانستان کمک کند.

آقای هولبروک گفت که نخستین ماموریت پیش روی افغانستان پس از انتخابات حیاتی ۲۰۰۹، انجام مذاکرات با مخالفان مسلح خواهد بود.

کارشناسان افغان از جمله وحیده مژده دسته بندی در ساختار گروه طالبان را به دور از واقعیت می پندارند و باور دارند که "جنگجویان میانه رو" جز نامی بیش نیست.

از این رو است که به نظر آنها مذاکرات مقطعی، که مخصوصاً در عربستان سعودی با حضور نمایندگانی از طالبان و دولت افغانستان صورت گرفته، نتیجه قناعت بخشی نداشته است.

البته این کارشناسان به این باور هستند که برای برون رفت از هر بحران امنیتی، به یک عنصر سیاسی همواره نیاز است و اگر قرار باشد مذاکراتی با مخالفان مسلح انجام شود این کار باید با حلقه رهبری آنها صورت گیرد.

شعار مشترک

Image caption آقای حکمتیار رهبر فراری حزب اسلامی از کسانی است که نامزدهای انتخابات آشتی با او را در برنامه خود دارند

ولی این مذاکرات تا چه اندازه برای دولت آینده افغانستان مهم است و کاندیداهایی که از لزوم مذاکره با مخالفان مسلح سخن می گویند، حاضرند چه امتیازهایی به آنها بدهند؟ خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان یا پذیرش ارزشهای طالبانی در کشوری که هشت سال به سختی تازه در مسیر مردم سالاری قرار گرفته است یا هم وضع محدودیت های بیشتر بر آزادی زنان؟

این شعار مشترک کاندیداها که "طالبان را می آوریم" بیش از همه فعالان حقوق زنان در افغانستان را نگران کرده است.

اورزلا اشرف، مسئول یک سازمان حامی زنان در کابل می گوید که همه کاندیداها طبل مذاکره با طالبان را می زنند، اما او نگران آن است که اولین قربانی چنین طرحی زنان افغان باشد.

او گفت: " اینها افرادی را که سال ها علیه شان جنگیده حالا برادر خطاب می کنند و دم از سازش و معامله با کسانی می زنند که دست شان مستقیما به خون مردم آلوده است. ما بسیار نگرانیم که این زنان افغان خواهند بود که قربانی چنین معامله را بدهند. ما باور داریم که اگر مذاکره ای در کار باشد، باید بر بنیاد عدالت انجام شود."

اما فارغ از این جوش و خروش های انتخاباتی و شعارهای مقطعی که مذاکره با طالبان را تبدیل به وسیله ای برای تشدید رقابت بین نامزد های انتخابات کرده، بحث مذاکره با طالبان با دولتی که دموکراسی، حقوق بشر و آزادی مدنی ارزشهای اصلی آن است و میلیاردها دلار برای تحقق این ارزش ها هزینه می شود، چقدر عملی است؟ به نظر می رسد جایگاه اصلی گفتگو با طالبان در ذهن بسیاری از سیاستمداران افغان تا هنوز مبهم است. این سوال هنوز با قوت باقی است که طالبانی که برای شریعت اسلامی، امارت اسلامی شانرا قربانی دادند، چقدر حاضر خواهند شد که از این ارزش ها دست بردارند و با دولتی به توافق برسند که آزادی مطبوعات حقوق بشر جوهر قانون اساسی آنرا تشکیل می دهد؟

مطالب مرتبط