قسیم اخگر:من به 'انتخابات' رأی می دهم

قسیم اخگر
Image caption قسیم اخگر

شرکت درانتخابات، نشان دهنده عزم مردم ما برای رفتن به سوی دموکراسی، طرد استبداد، حاکمیت قانون و احراز هویت انسانی است.

از همین سبب حتی اگر با کارت سفید هم باشد باید در آن شرکت کرد و به حق انتخاب برای نسل های آینده رأی داد. ورنه اگر به صورت مجرد به آنچه به نام انتخابات در کشور ما جریان دارد نظر اندازیم، آن را چون بازی کودکانه "پاچا وزیری" می بینیم که هیچ بالغی در آن شرکت نمی کند.

مادری که جسد خون آلود فرزندش پیش رویش هست حق خندیدن دارد، اما روشن است که در آن حالت نمی تواند بخندد، ولی هرگز راضی نمی شود که حق خندیدن برای تمام عمر از او سلب شود. دموکراسی فرآیندی است طولانی و مجموعه ای بهم پیوسته جدایی نا پزیر، که انتخابات فقط یکی از مظاهر آن است.

متأسفانه پس از امیر امان الله خان، هر آن چیزی را که به نام دموکراسی داشته ایم و اکنون نیز داریم فقط اشکال و صور بی محتوای دموکراسی بوده است. در حالی که دموکراسی یک شکل نیست، بلکه محتوی و مضمون خاص خودش را دارد. محتوایی که امیر امان ا لله و یارانش دقیقاً به آن توجه داشتند.

امان الله و یارانش یک عمر برای دموکراسی رزمیده بودند و به آن اعتقاد داشتند، در حالی که مجریان دموکراسی حاضر ما نه به آن باوری دارند و نه بخاطر آن مبارزه کرده اند. امان الله برای اعتقادش به دموکراسی حتی از پدر تاجدارش گذشت و کاکایش را به زندان افگند.

ما از تمام آنچه دموکراسی نامیده می شود فقط انتخابات را داریم. انتخاباتی که در عمل فقط یک قاعده دارد و آن عبارت است از انتخاب بد یا بد تر: فلان نامزد در هیچ جنایتی شرکت نداشته است و یا آن دیگری خانه کسی را ندزدیده و یا آن دیگری چنان بی خاصیت است که هیچ کس او را نمی شناسد .

با این همه در انتخابات شرکت می کنیم زیرا می دانیم: در همیشه بر این پاشنه نمی چرخد. در تاکسی ای که راننده اش یک پیرمرد بود نشسته بودم و بحث در مورد انتخابات جریان داشت. پیرمرد راننده می گفت من به امام زمان رأی می دهم، زیرا اطمینان دارم که او موتر قراضه ام را نمی دزدد و پلیس ترافیک او هر روز جیبم را خالی نمی کنند.

یکی دیگر که پشتون بود و به فارسی صحبت نمی توانست، از رمضان بشر دوست سخن می گفت که من او را با نیم نان در بغل دیده ام که می خورد و پیاده می رفت. یکی دیگر می گفت که من به اشرف غنی رأی می دهم زیرا یک دانشمند است و حتماً خواهد کوشید درس و تعلیم را رونق دهد، تمام بد بختی ما از بی سوادی ما است. صد درصد متیقن شدم که مردم ما ظرفیت پذیرش دموکراسی را دارند و اگر حق یک انتخابات آزاد و عادلانه به آنها داده شود می توانند کسی را انتخاب کنند که برای همه کشور مفید باشد.

در عین حال متوجه شدم که شعارهای همین مردم چه اندازه پرمعناتر از شعارهای بسیاری از نامزدهای انتخابات است که این مردم را هیچ نمی شناسند. اما همین مردم در عمل چنان در چنبره مناسبات و روابط و تعلقات و ناگزیری های قومی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی اسیر هستند، که نمی توانند مطابق خواست و میل خودشان عمل کنند.

آزادی ضرورت وجودی انسان است و انتخاب یکی از مصادیق فعلیت یافتن حق آزادی. ناروشن نیست که این حق اساسی در فضایی مشحون از بی عدالتی و عدالت کشی و در کشوری که نه میلیون گرسنه دارد فقط می تواند به عنوان یک ایده و آرمان و هدف وجود داشته باشد.

به بیان دیگر این انتخابات نیست، ولی گامی است برای رسیدن به انتخابات. همان گونه که انتخابات در رم قدیم آغازی برای رسیدن به انتخابات حقیقی بود و عدالت افلاطونی نیز آغازی برای عدالت. به همین دلیل من به انتخابات رأی می دهم .