فرهاد دریا: به افغانستان بیاندیشیم

فرهاد دریا
Image caption فرهاد دریا

انتخابات برای افغانستانِ از جنگ برخاسته، تجربه تازه است، به همین علت ممکن است حتی چندین دور نخست انتخابات نتواند بصورت شایسته قناعت مردم را فراهم کند. افغانستان باید شکیبا باشد تا به ثمر مطلوب دست یابد.

دموسکراسی و شایسته سالاری کودکی نیست که یک شبه ره صد ساله بزند، بلکه باید در متن زندگی افغانی و همگام با فراز و فرود ارزش های همین مرز و بوم نفس بکشد و بزرگ شود.

افغانستان نیازمند مشق و ریاضت دموکراسی است و لازم است آن قدر مشق کند که شایسته سالاری و دموکراسی از گریبان ارزش های جامعه افغانی به پختگی برسد؛ نه اینکه از شرق و یا غرب وارد و یا تحمیل شود.

در جامعه ای که در آن بی سوادی وحشتناکی بیداد می کند، نباید از مردم انتظار پختگی سیاسی داشت. نبود آگاهی سیاسی نه تنها مشکل مردم بلکه یکی از سنگ های سر راه شماری از نامزدها و حتی ضعف برخی از حلقات سیاسی کشور نیز به شمار می رود.

اندک بودن شمار احزاب با پیشینه کافی مبارزات سیاسی، ناکافی بودن آگاهی سیاسی مردم، ممانعت از حضور پر رنگتر زنان، امنیت شکننده و هجوم شماری از فرصت طلبان و ماجراجویان در صف نامزدها، همه و همه تهدیدهایی است که افغانستان تازه با انتخابات آشنا را، به هراس می افگند و باعث آن می شود تا مردم نه به برنامه های کاری و سیاسی یک نامزد بلکه به ریشه های زبانی و قومی او توجه کنند.

آنها از هراس احتمالی افتادن در چنگ مخالف، به همزبان، هم قوم و هم سمت خود رای می دهند تا حداقل خود را به نحوی در امان احساس کنند.

در جریان سفرم از بلخ به سوی کابل، در شاهراه سالنگ، راننده موتر حامل ما لحظه ای به سوی تبلیغات و پوسترهای انتخاباتی شمار زیادی از نامزدها می دید و آه می کشید. مثل اینکه با خود حرف می زند، آهسته گفت: "کاندیدی که تنها با نصب پوستر خود جان مردم را به خطر می اندازد، وقتی رئیس جمهور شود خدا می داند چه بلایی سر این قوم خواهد آورد."

وقتی به کنار جاده نظر انداختم تعداد قابل ملاحظه از پوسترهای نامزدهای انتخابات را دیدم که برروی علامات ترافیکی شاهراه دشوارگذر سالنگ نصب شده بود.

متوجه شدم که راننده ما نمونه یک فرد عادی این جامعه است؛ با آنکه دانش سیاسی ندارد اما از شعور تفکیک و تمیز بلندی برخوردار است.

تاسف آنجاست که اکثریت مردم با وجود برخوردار بودن از قدرت تمیز خوب از بد، هنوز هم در گرو متنفذین محلی اند و تصمیم نهایی مردم از سوی آنها گرفته می شود.

مردم نیاز دارند بدانند که با پای چوبین دیگران به منزل مقصود خویش نمی رسند. پس باید از سوی خود و با دل و عقل و تصمیم خود رای بدهند.

نبود فضای فرا زبانی و فرا قومی، مرا بدان واداشت تا در متن تب هیجان انتخابات صدای خود را بلند کنم و مردم را به اندیشیدن به عظیم ترین پیوند مشترک میان شان، یعنی "افغانستان" فرا خوانم.

من در کمال کوچکی می خواهم به مردم بگویم که ما نه به یک قوم، نه به یک زبان، بلکه باید به افغانستان بیاندیشیم.