جالی خالی احزاب سیاسی در انتخابات

نقش احزاب سیاسی در انتخابات افغانستان

افغانستان دارای نظام چند حزبی است و تا حال حدود 106 حزب سیاسی رسما در وزارت عدلیه/دادگستری به ثبت رسیده است. هرچند در افغانستان هیچ حزب عمده وجود ندارد، اما به نظر می رسد براساس قانون احزاب، که هیچ محدودیتی بر تعداد احزاب وضع نکرده، نظام چند حزبی افراطی حاکم است.

از سوی دیگر باور بر این است که تعدد بیش از حد احزاب در افغانستان ناشی از وضعیت بی ثبات سیاسی در کشور است. برخی از صاحب نظران معتقدند که وضعیت و تعداد احزاب بیانگر وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه است و اگر شگاف های اجتماعی متنوع تر و پیچیده تر باشد، تعداد احزاب افزایش می یابد.

هم چنان شگاف های طبقاتی، مذهبی، قومی و نژادی نیز بر تعدد احزاب موثر است و شمار حوزه های وفاداری سیاسی و در نتیجه تعداد احزاب را افزایش می دهد.

با این وضعیت حالا پرسش اساسی این است که احزاب سیاسی در سمت و سو داد به رویداد های سیاسی چه نقشی دارند؟ آیا نقش این احزاب در مراحل حساس مانند زمان انتخابات، به خوبی احساس می شود؟ اگر این سوال را مشخص تر کنیم باید پرسید که احزاب رسمی و قانونی افغانستان در دومین انتخابات ریاست جمهوری این کشور چه جایگاه و چه نقشی دارند؟

احزاب سیاسی و نامزدان ریاست جمهوری

در دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان ۴۲ تن برای احراز پست ریاست جمهوری نامزد شدند، ولی اکنون شمار آنها به ۳۶ تن کاهش یافته است. از میان این تعداد نامزدان ریاست جمهوری عده ای معدودی از احزاب سیاسی نمایندگی می کنند.

اکثریت نامزدان انتخابات ریاست جمهوری مستقل اند و از جانب هیچ حزبی نمایندگی نمی کنند. برخی از نامزدان ریاست جمهوری عضویت برخی احزاب سیاسی را دارند، ولی در مبارزات انتخاباتی کمتر از حزب شان نام می برند.

عمده ترین تشکل سیاسی در افغانستان جبهه ملی است که به اپوزیسیون نیرومند دولت تبدیل شده است. موفقیت جبهه ملی از آوان تشکیلش به دلیل ترکیب نامتجانس آن مورد شک و تردید قرار گرفت.

در آستانه دومین انتخابات ریاست جمهوری جبهه ملی با انشعاب های متعدد درونی مواجه شد و بزرگترین چهره عضو این جبهه قسیم فهیم بود که به تیم حامد کرزی پیوست. حامد کرزی در دومین انتخابات ریاست جمهوری آقای فهیم را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد.

اعضای جبهه ملی پس از بحث های طولانی توانستند بر سر معرفی نامزد واحد در انتخابات ریاست جمهوری توافق کنند. این جبهه دکتر عبدالله عبدالله، وزیر خارجه سابق دولت افغانستان را به حیث نامزد ریاست جمهوری معرفی کرد.

با این که آقای عبدالله از سوی جبهه ملی حمایت می شود و به نمایندگی از آن معرفی شده است، در مبارزات انتخاباتی خویش کمتر از جبهه ملی سخن به میان آورده است.

دکتر اشرف غنی احمدزی و دکتر رمضان بشردوست، نامزدهای دیگر ریاست جمهوری، نامزدان مستقل هستند و از هیچ حزب سیاسی نمایندگی نمی کنند.

عبد اللطیف پدرام، شهنواز تنی، عبدالقادر امامی غوری، غلام فاروق نجرابی و یکی دو نفر دیگر نیز از سوی حزب سیاسی به عنوان نامزدان دومین انتخابات ریاست جمهوری معرفی شده اند. این نامزدان در مبارزات انتخاباتی و پوسترهای تبلیغاتی شان کمتر از نام و نشان حزبی شان استفاده کرده اند.

گروه های ذی نفوذ/ذی نفع و نامزدان

Image caption احزاب سیاسی در انتخابات افغانستان حضور چندانی ندارند

در افغانستان به جای احزاب سیاسی گروه های ذی نفوذ و گروه های ذی نفع که ترکیبی از سازمان های حزبی و غیر حزبی اند فعالتر اند. گروه های ذی نفع گروه هایی هستند که در پی اعمال نفوذ بر تصمیم گیری های دولت در جهت منافع خویش بر می آیند.

کارشناسان علوم سیاسی گروه های ذی نفع و گروه های ذی نفوذ را یکی از مجاری مشارکت سیاسی و اجتماعی در دموکراسی می دانند. در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز بیشترین تاثیر را گروه های ذی نفع و گروه های ذی نفوذ دارد. بسیاری از نامزدان مطرح ریاست جمهوری، به ویژه حامد کرزی کوشیده است تا در مبارزات انتخاباتی خود حمایت این گروه ها را به خود جلب کند.

مردم افغانستان نیز پس از سه دهه منازعات مسلحانه که احزاب سیاسی- نظامی وقت نقش محوری را داشتند، خاطره خوشی از احزاب و فعالیت های حزبی ندارند. مردم افغانستان به این باورند که عامل ویرانی ها و بد بختی ها، احزاب سیاسی بودند و از همان لحاظ کمتر کسی از مردم عادی تمایل به عضویت و یا فعالیت در حزب سیاسی را دارند.

شاید یکی از دلایلی که نامزدان ریاست جمهوری نمی خواهند در جریان کارزار انتخاباتی شان از حزب شان نام ببرند و به نمایندگی از حزبی سخن بگویند، همین ذهنیت منفی مردم نسبت به احزاب باشد. نامزدان ریاست جمهوری فکر می کنند که اگر آنها توسط حزب شان به مردم معرفی شوند، نمی توانند حمایت مردم را جلب کنند.

جنگ های گذشته احزاب نیز باعث شده که مردم کمتر مایل به کسب عضویت احزاب باشند؛ چون مردم عضویت احزاب را کمتر دارند و بیشتر مستقل اند، نامزدان نیز می خواهند به طور مستقل عمل کنند. به همین دلیل اکنون مردم افغانستان در مبارزات انتخاباتی نامزدان، کمتر نام احزاب سیاسی را می شنوند. انگار که هیچ حزبی در این میدان نیست. بنابراین رای مردم نیز، رای به احزاب سیاسی نبوده، بلکه رای مردم به چهره ها و اشخاص به طور مستقل به صندوق ها ریخته می شود.

وقتی که مبنای اصلی فعالیت احزاب سیاسی در کشور، رسیدن در قدرت و یا نفوذ و مشارکت در قدرت سیاسی باشد، آنها در جریان انتخابات چه می کنند؟ بی تفاوتی و حالت انفعالی احزاب سیاسی در جریان انتخابات به این می ماند که اسبی را از مدت ها پیش برای مسابقه تغذیه و آماده کنیم، ولی روز مسابقه از رفتن به میدان صرف نظر کنیم.

این موارد به وضوح بیانگر بیماری سیاسی و آشفتگی اجتماعی است و به دلیل حساسیت های خاصی که در مورد احزاب سیاسی وجود دارد، کسی در این مورد نمی تواند توجه کند. در صورتی که وضعیت سیاسی و اجتماعی افغانستان بهبود بیابد و به ثبات نسبی برسد، معضله احزاب سیاسی نیز به مرور زمان باید حل شود.

مطالب مرتبط