ناجیه حنیفی: نامزدان به رای زنان توجه دارند اما به مطالبات شان نه

ناجیه حنیفی
Image caption ناجیه حنیفی

گردهمایی های انتخاباتی، مردان با دستار و بی دستار، جوانان هلهله کن و هیجان زده و... تنها موجودات غایب در بین این خیل عظیم، زنان هستند.

آن زمانی که شوهران شان برای نامزدهای ریاست جمهوری هورا می کشند و شعار می دهند و "قابلی پلو" فلان خان و دکتر را می خورند، آنها در گوشه های آشپزخانه در جدال با "دیگ و کاسه"، نه چشمان شان تمام این شور و هیجان را می بیند و نه گوشهای شان سخنان و وعده های نامزدها را می شنود.

زیرا، این نامزدها به دور از دیگ و کاسه "زنان پرده نشین" شهرها و دهات، خانه نشین های روشنفکران و وزیران و لیبرال ها و... سخنرانی می کنند، و به خاطر "غیرت" و حساسیت جماعت، نه از زنها یادی می کنند و نه حتی به خود زحمت وعده های لفظی را می دهند.

با وجود این که زنان با تمام مشکلات ساختاری و ارزشی چون تبعیض، تجاوز، خودسوزی و... مواجه هستند، نامزدها با چشم پوشی از این مشکلات، توجه خود را صرف به مسایل عمومی جامعه دوخته اند.

این در حالی است که شاید از نظر نامزدها، مشکلات زنان بخشی از مشکلات کلان اجتماعی و اقتصادی افغانستان باشد، ولی حقیقت امر این است که هم مشکل زنان خاص است و هم به برنامه ها و توجهات خاص جهت رفع مشکلات شان نیاز دارند.

واضح است که نامزدها توقع دارند زنان به آنها رای بدهند؛ اما، آنها چگونه از زنان توقع حمایت دارند وقتی برای فقر و بیکاری زنان در برنامه های نامزدها توجه جدی صورت نگرفته است؟

زنان بی سرپرست، زنان خشونت دیده، زنان زندانی، زنان مانده در عقب دروازه های قدرت و کابینه، چه جایگاهی در برنامه های نامزدها دارند؟

ما زنان از نامزدهای حمایت می کنیم که حداقل توجه خود را به این قشر داشته باشند، و اگر نه حمایت از نامزدهایی که به صورت ابزاری به آرای زنان مراجعه می کنند، چه منفعتی برای ما دارد؟

وقتی ما صحبت از عدالت می کنیم، منظور آن عدالتی نیست که یک جامعه مردسالار از آن می فهمد. شاید همه، از روشنفکر تا تکنوکرات، از وزیر تا رئیس جمهور، از عدالت و آزادی حرف بزنند، اما در عمل این عدالت و آزادی در حق زنان اعمال نمی شود.

در همین کشور زنان تا سرحد مرگ و قطع اعضا مورد آزار و اذیت قرار می گیرند، در محاکم و زندانها حقوق شان تلف می شود، ولی کسی حاضر نیست که این موضوعات را به یک بحث اجتماعی، بدون این که به "غیرت مردانه" جامعه بر بخورد، مبدل کند.

در یک جامعه محافظه کار، رهبران فاقد دورنما و آرمان می کوشند که با توسل به احساسات کلیشه شده عمومی نظرات مردم را به سوی خود جلب کنند. در این راستا، حتی عدالت، پیشرفت و سیاست های ترقی خواهانه فراموش می شود. اگر نامزدها از کنار موضوع زنان با سکوت می گذرند، علت آن ترس از عوام الناسی است که از صدا و بوی زن، از نام و فکر زن وحشت دارند.

اگر می بینید که از رئیس جمهور تا وزیر و از نامزد دکتر تا نامزد پروفیسور و... زنان خود را در پرده پنهان کرده و آنها را در مسایل عمومی دخیل نمی کنند، دلیل واضح دارد: آنها همانند بسیاری از عوام الناس دوست دارند که زنان به جای "وقت تلفی" در کارهای اجتماعی و سیاسی مصروف "وظیفه مقدس کدبانویی"، جدال با دیگ و کاسه، باشند.

این نامزدهای محترم، از تاجدار تا بی تاج ها، از نام و نشان دارها تا آن بی اسم و رسم ها، یک الگوی خوب و یک نماد گویا از ارزش های سیاسی نخبگان و دلتمردان افغان اند. من تا اکنون ندیده و نشنیده ام که همسران "نامزدهای پیشتاز" در فعالیت های سیاسی سهم داشته و یا کسی برای خود، بیرون از سایه شوهران شان باشند. شاید در ظاهر امر، این گونه مسایل موارد مهم به نظر نیایند، ولی برای من به عنوان یک زن، این رفتار نمادین بسیار با ارزش است.

در گذشته سیاستمداران نوگرا و مترقی تلاش می کردند که برای زنان خود و زنان دیگران فرصت های مشارکت سیاسی و آموزشی فراهم آورند. امان الله خان، تعداد زیادی از زنان را برای درس خواندن به کشوری مانند ترکیه فرستاد. این کار امان الله خان نمایانگر ارزش های سیاسی بود که او و دوستان مشروطه خواه و ترقی خواه اش در سر داشتند. اما، سیاستمداران و نامزدهای محترم دومین انتخابات ریاست جمهوری، چه رفتاری که مبین ارزش های ترقی خواهانه برای زنان باشند، از خود نشان داده اند؟

ما فقط می دانیم که تمام آنها دارای همسر هستند، ولی حتی یک عکس، یک فعالیت اجتماعی و یک فعالیت مدنی از آنها سراغ نداریم. آیا آنها همانند صدها هزار زن دیگر در خانه نشسته مصروف "پلو پزی" برای شوهران نام و نشان دار که حرف از ترقی و پیشرفت می زنند، هستند؟

من به عنوان یک زن و فعال مسایل زنان، به ارزش های اجتماعی این سیاستمداران باور ندارم و در برنامه های انتخاباتی آنها نیز جایی برای زنان و راهکاری برای مشکلات بی شمار شان نمی یابم.

همین سیاستمداران حاضر هستند که در همایش های عمومی بخاطر رنج زنان اشک بریزند، سخنان و اشعار زیبا بگویند، ولی در عمل قوانین تبعیض آمیزی چون قانون "احوال شخصیه اهل تشیع" را به تصویب رسانند.

مبارزه تاریخی زنان برای داشتن حق رای و مشارکت در انتخابات و سایر فرآیندهای مدنی، تنها برای رفتن به پای صندوق های رای نبوده است، بلکه زمینه سازی بخاطر مشارکت در تمام عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که معمولا در حیطه منافع مردان، بر اساس تقسیم واهی کار زنانه و مردانه یا کارخانگی و کار بیرون، زنان است.

تاریخ گواهی می دهد که زنان تنها با پشتوانه جنبش های زنانه قادر به شکستن مرزهای جنسیتی و کلیشه های اجتماعی و سیاسی اند. آنها سیاستمداران عوام گرا و محافظه کار را که به ناگزیر ادای ترقی در عصر جدید را در می آورند، پس می زنند و فضایی برای نفس کشیدن برای خود و خواهران شان می سازند. این کار با پیشرفت تعلیم زنان، تحول اقتصاد و بازار کار و ساختار اداری و سیاسی کشور ممکن است.

تا آن زمان همیشه سوال ما زنان از جامعه و سیاستمداران آن این خواهد بود: اگر رای ما را می خواهید، پس چرا به مطالبات ما توجه نمی کنید؟