انتخابات؛ تکرار واسطه گری های قدرت

نتیجه و پیامدهای واقعی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را تنها پس از شمارش آراء می توان دریافت، ولی درحاشیه ی این پدیده موضوعاتی قابل تأمل است که هم ویژگیهای اصلی و شکلی این انتخابات و هم اصل و ماهیت سیاستگری آشفته حال و پریشان رفتار را درافغانستان امروز می نمایاند.

تعدُدی بدون تنوع

شمارگان بالای کاندیداهای ریاست جمهوری دراین دوره، در نگاه نخست شاید تداعی گر جدی بودن و یا آزاد بودن رقابتهای انتخاباتی بوده باشد ولی با مطالعه ی سنخیت و صلاحیت این ازدحام شمارگان، آشکارا در می یابیم که اولا چهره های نو، منزه و آزموده ای در میان خیل کاندیداها بسیار نادر است؛ دوماًً هیچ کدام از کاندیداها با یک طرح راهگشا، عملی و واقع بینانه وارد عرصه ی انتخابات نشده اند.

شعار "فدرالیزم" و" نظام پارلمانی" که از جانب برخی از کاندیداها مطرح می شود، با وجود مفید بودن اصل بحث، اساساً بر مبانی و طرح روشنی استوار نیستند و عمدتاً به عنوان یک برگه مصرفی و سیاسی مورد استفاده تبلیغاتی قرار می گیرند.

این درحالیست که اساساً مشکل بنیادی ادامه بحران و ناکامی درافغانستان، بویژه پس از بن، در چگونگی شکل دهی صورت و نوع نظام سیاسی نیست، بلکه مشکل اساسی درسیرت و سرشت سازندگان، تطبیق کنندگان و مدیران نظام سیاسی است که نتوانسته اند هنوز هم به یک تعریف و معرفت مشترک و موجه از یک رشته ارزشها، معیارها، مبانی ومفاهیم ملی، از جمله مقوله ی "دولت ملی" برسند.

معاملات پیدا بر سرنوشت نا پیدا

انصراف برخی از چهره های مطرح مانند انور الحق احدی، زلمی خلیل زاد و علی احمد جلالی در همان اوایل، از کاندیداتوری و نیز کنار رفتن برخی ازعناصر شناخته شده مانند گل آقا شیرزی، هدایت امین ارسلا و چند تن دیگر از کاندیداها در روزهای اخیر به نفع حامد کرزی، نمایشگر پیچیدگیها وچانه زنیهای بی رویه و بی قاعده ی ماهیت سیاستگری در سطوح کلان است که ناراستی و ناسلامتی روند یک پروسه ی دمکراتیک را دچار ابهام، تناقض و تردید می سازد.

ناگفته پیداست که نفس چنین برخوردها وتعاملاتی درحوزه هنر سیاست، یک رویه ی معمول است اما آنچه که این روند را در افغانستان مایه ی نگرانی وناروایی می سازد، غیبت یک مولفه ی بنیادی بنام " منافع کلان ملی " است که درغبار هوسها و نفسانیات مادی، بی ثباتی های اخلاقی وفرصت طلبی های ناسخته و تعهد نا پذیریهای اجتماعی و سیاسی مفقود شده است.

رهبران قومی، تکرار واسطه گری ها ی قدرت

یکی از معماهای بازی قدرت درافغانستان تکرار وتداوم نقش رهبران حزبی ـ قومی است که در هر شرایطی تجدید وباز تولید می گردد.

در انتخابات جدید، نقش و سهم برخی از این رهبران در این روند قابل مطالعه و تأمل است. از شگفتیهای تعامل سیاسی جاری این است که اغلب این رهبران قومی ـ حزبی در یک صف واز یک کاندید حمایت می کنند.

بنظر می رسد این رویکرد خارج از دوگمانه نباشد؛ نخست آنکه حمایت این رهبران از یک کاندید مقتدر، صاحب امکانات و امتیازاتی مانند حامد کرزی قبل از آن که ناظر و معطوف به درک و تأمین منافع قومی شان باشد، عمدتا مبتنی بر برجسته شدن امتیازات شخصی و ارتقای موقعیت وصلاحیت سیاسی شان در چانه زنیهای قدرت می باشد.

دوم آن که این یارگیری هماهنگ، احتمالاً ناشی از پیش بینی قطعی نتایج انتخابات است که با تجربه و شم سیاسی و یا با درک و حدس وگمان خود از نگاه و توجه ضمنی و یا علنی حامیان بین المللی، پیشاپیش "کاروان پیروز" را نشانی کرده اند.

سوم و مهمتر از همه آن که، ناکامی ها و نا کارآمدی های این رهبران در تأمین منافع و تثبیت جایگاه شایسته ی سیاسی قوم خود در سالهای اخیر، نا امیدی و رویگردانی جدی هواداران این دسته از رهبران را از آنان موجب گردیده است.

از همینرو، فرصت موجود بهترین زمینه برای این گونه رهبران است که برخی مطالبات قومی را درچهار چوب توافقات سیاسی با کاندید مورد نظر، دستاویز سیاسی قرار داده اند تا از این طریق بتوانند نقش اجتماعی و جایگاه سیاسی خود را در میان قوم خویش باز سازی وبازنمایی کنند.

ابهام در رفتار حامیان

براساس شواهد و قراین موجود، بنظر میرسد از میان سی و سه کاندید ریاست جمهوری، سه نفر، یعنی حامد کرزی، عبدلله عبدالله واشرف غنی احمدزی بیش از همه، جدی هستند و نگاهها را در داخل و خارج به خود معطوف کرده اند. هر سه نفر، هم در داخل افغانستان حامیان قابل توجهی دارند و هم درسطح منطقه و جامعه جهانی عناصر شناخته شده ای هستند.

آنچه هویدا ست این است که تجربه نشان داده حمایتهای داخلی اغلب معطوف و منوط به حمایتهای بیرونی است. حمایت جدی حامیان خارجی می تواند نقش تعیین کننده ای در تعیین سرنوشت سیاسی داشته باشد. از همینرو آشکار شدن حمایت خارجی، انگیزه، علاقه و امید جدی ای را در داخل ایجاد نموده و زمینه پیروزی کاندید مورد حمایت را قطعی و موجه می سازد.

ولی هنوز به طورآشکار مشخص نشده است که کدامیک از این سه رقیب، مورد حمایت قدرتهای بیرونی می باشند تا انگیزه و بسیج همگانی بسوی همان شخص معطوف گردد.

به نظر می رسد حامد کرزی، علارغم روابط پر فراز و نشیبش در یک سال اخیر با غرب، بویژه ایالات متحده، هنوز هم از توجه ویژه قدرتهای ذیدخل درافغانستان، برخوردار باشد.

برخی معتقدند که اشرف غنی، با وجود برخورداری از شخصیت حقیقی و به عنوان یک چهره شناخته شده بین المللی، اولاً از مدیریت کلان یک کشور پیچیده و بحران زده ای مانند افغانستان عاجز است و دوماً هی چکدام از قدرتهای ذی نفوذ در افغانستان، از وی حمایت قاطع و جدی نشان نمی دهند.

عبدالله عبدالله که از نزدیکان احمدشاه مسعود به شمار می رود و در دولت مجاهدین نقش کلیدی ایفا می کرد، گفته می شود که تجربه، شناخت و رابطه ی گسترده ای با روسیه و ایران دارد و در این اواخر با امریکاییها نیز رابطه خوبی برقرار کرده است.

با این همه، هنوز به روشنی مشخص نیست که غرب و در رأس آن ایالات متحده امریکا به کدام یک از این سه نفر توجه و اطمینان جدی دارد.

مردم، نا امیدی وبی تفاوتی

ناکامیهای دولت و ناکارآمدیهای دولتمردان افغانستان درهشت سال گذشته باعث شده است که نا امیدی و بی رغبتی عمومی و گسترده ای نسبت به روند سیاسی کشور بوجود آید، از همین رو گمان می رود شور و انگیزه ای را که مردم این کشور در انتخابات سال 2004 ازخود نشان دادند، دراین دوره کمتر بروز دهند؛ این درحالیست که نا امنی و ساحه نفوذ طالبان در سراسر کشور، درچند سال اخیر به چند برابر افزایش یافته است.

به نظر می رسد با توجه به روند سیاسی موجود، مردم ولایات شرق و جنوب به دلیل شدت ناامنیها، امکان و شرایط شرکت در انتخابات را به طور گسترده نمی یابند. سایر مناطق افغانستان، هم بدلیل ناامیدی از دولت و آینده سیاسی و هم به سبب کمرنگ شدن انگیزه ها و علایق جناحی و گرایشات سیاسی، انگیزه و تعهد جدی برای خطر کردن و مشارکت در انتخابات را درمقایسه با دوره گذشته ندارند.

تنوع قومی کاندیداها در دور گذشته انتخابات ریاست جمهوری، انگیزه و تعهد قومی عمیقی را دامن زده بود تا گروههای قومی به صورت گسترده و خودجوش به پای صندوقهای رأی بروند، لیکن دراین دوره از دو قوم بزرگ هزاره و ازبک، رهبران شناخته شده ای در فهرست کاندیداهای ریاست جمهوری وجود ندارد.

در میان تاجیکها هم، توافق نظر و اتحاد عمل وجود ندارد؛ دو چهره اصلی وقدرتمند تاجیک تبار، یعنی محمد قسیم فهیم و محمد اسماعیل خان هر دو از حامد کرزی حمایت می کنند.

از سوی دیگر حضور موثر و نفوذ گسترده ی طالبان درمناطق جنوب و نیز حضور دو رقیب عمده، یعنی حامد کرزی و اشرف غنی احمد زی از قوم پشتون، انسجام قومی پشتونها را عمیقا دچار تزلزل نموده است.

از همینرو، انتظار نمی رود انتخابات این دوره، با همه ی تبلیغات و مصارف کلانی که صورت گرفته، شور و هیجان، و انگیزش و پویش انتخابات سال 2004 را داشته باشد.

مطالب مرتبط