آیا انتخابات افغانستان"موفق و تاریخی" بود؟

صندوق های آرای انتخابات افغانستان

سرانجام پس از نزدیک به چهار ماه تأخیر و تهدیدهای طالبان مبنی بر حمله به رای دهندگان و مراکز رای دهی، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برگزار شد.

اما صندوقهای رای هنوز بسته نشده بودند که مقامات افغان و برخی از کشورهای غربی و سازمان ملل و حتی شماری از ناظرین سیاسی افغان، این رخداد را "یک موفقیت بزرگ و تاریخی" توصیف کردند.

اکنون که با گذشت هر روز تصویر روشنتری از انتخابات ۲۹ اسد/مرداد به دست می آید، به نظر می رسد که در به کار بردن صفت "موفق و تاریخی" به این انتخابات، از دقت و احتیاط لازم کار گرفته نشده است.

گزارشها حکایت از آن دارد که طالبان با تهدید و ارعاب، به خصوص در مناطق ناامن جنوب کشور، مانند هلمند و قندهار، موفق شدند که شمار قابل ملاحظه ای از مردم را در روز انتخابات در خانه های شان نگه دارند.

اگر چه میزان دقیق شرکت ساکنان این مناطق در انتخابات روشن نیست، اما براساس برخی گزارشها، این میزان از ۱۰ درصد تجاوز نمی کند. حتی برخی از روزنامه های بریتانیایی نوشته اند که از میان جمعیت ۱۵۵ هزار نفری ولسوالی باباجی هلمند، که در جریان عملیات "پنجه پلنگ" از تصرف طالبان خارج شده، تنها ۱۵۰ نفر آنها رای داده اند. همزمان، درحالی که کمیسیون انتخابات افغانستان از شرکت ۴۰ تا ۵۰ درصدی مردم در سراسر کشور خبرمی دهد، بر پایه گزارشها و نتایج اعلام شده از سوی خود همین کمیسیون، میزان واقعی شرکت مردم در انتخابات شاید چیزی حدود ۳۵ درصد باشد.

بطور مثال، اگر نتایج اعلام شده ۱۰ درصد از آرا را ملاک سنجش میزان شرکت در انتخابات قرار دهیم، از میان بیش از ۱۷ میلیون افغان، که به گفته کمیسیون انتخابات برای رای دهی نام نویسی کرده بودند، تنها پنچ و نیم میلیون نفر از آنها رای داده اند. این رقم در کنار رقم تقریبی جمعیت ۳۰ میلیونی افغانستان، بسیار اندک می نماید.

در همین حال، ادعاها مبنی بر تقلب در انتخابات برعلیه هر دو نامزد اصلی انتخابات، حامد کرزی وعبدالله عبدالله، در حال افزایش است. کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی افغانستان روز یکشنبه، ۳۰ آگوست، از دریافت بیش از دو هزار و ۴۹۳ شکایت در مورد وقوع تقلب و تخلف در انتخابات و دستکاری در نتایج آن خبر داد، که ۵۶۷ مورد آن جدی خوانده شده، که اگر ثابت شوند، ممکن است نتیجه کلی انتخابات را تغییر دهند.

خبرنگاران می گویند که این آمار نشان می دهد که حجم تقلب سازمان یافته در انتخابات افغانستان تا چه حد گسترده است.

هزینه غرب برای دموکراسی افغانستان

کشورهای غربی، بخصوص آمریکا، که در تلاش برای پیاده کردن و تقویت یک نظام مشروع دموکراتیک برای رویارویی با گروه های خشونت طلب، در افغانستان خون و مال می دهند و امسال، ۲۲۳ میلیون دلار برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی پرداختند، انتظار دارند که این انتخابات، به رئیس جمهوری آینده این کشور، قدرت و مشروعیت لازم را بدهد، تا با تکیه بر پشتوانه نیرومند مردمی که به دست می آورد، بتواند در مقابل طالبان ایستادگی و بر ضد فساد اداری و قاچاق مواد مخدر در افغانستان، مبارزه کند.

این در حالی‎ است که توأم با افزایش بی سابقه تعداد کشته شدگان نیروهای آمریکایی در افغانستان- ۴۵ سرباز تنها در ماه آگوست- حمایت مردم این کشور از جنگ در افغانستان، رو به کاهش است. تازه ترین نظر سنجی در آمریکا نشان می دهد که بیش از ۵۰ درصد مردم این کشور معتقدند که جنگ افغانستان، ارزش آن را ندارد که سربازان آمریکایی در آن جان دهند.

در بریتانیا، که پس از آمریکا بیشترین نیرو را در افغانستان دارد، مردم دیدگاه مشابهی را ابراز کرده اند. شماری از روزنامه های بریتانیایی با اشاره به گزارشها در مورد میزان بسیار پائین رای دهندگان در انتخابات در ولسوالی باباجی، با زبان نیشداری نوشته اند که آیا ۱۵۰ رای ارزش آن را داشت که ۱۰ سرباز بریتانیایی در جریان عملیات پنجه پلنگ برای آزادی این ولسوالی کشته شوند.

بنابراین، در حال حاضر دولتمردان غربی به شدت نیازمند آن هستند که شهروندان خود را- که با دادن مالیات در فراهم کردن هزینه جنگ افغانستان سهم می گیرند- متقاعد کنند که جنگی که در این کشور در جریان است، ارزش این همه خون و مال را دارد و نظامی که در افغانستان پیاده شده باید از آن حمایت شود.

دشواری هایی بعد از انتخابات

اما با توجه به آنچه که یاد شد، برخی از ناظرین می پرسند آیا حکومتی که از بطن چنین انتخاباتی بیرون می آید، می تواند مشروعیت لازم را به دست آورد و انتظارات داخلی و خارجی را برآورده کند؟

از دید منتقدین، علاوه بر ادعاهای تقلب و میزان پائین شرکت مردم در انتخابات، سازشها و معامله گری هایی که قبل از برگزاری انتخابات میان کاندیداهای اصلی و سران برخی از اقوام و گروهها - که بعضی از آنها به نقض حقوق بشر و دست داشتن در تجارت مواد مخدر متهم هستند- صورت گرفت، به نظر نمی رسد که گامی در راستای تقویت دموکراسی و به دست آوردن حمایت گسترده مردمی باشد.

برعکس، چنین زد و بندها ممکن است مردم را هرچه بیشتر از دولت دور و اعتماد آنها به دموکراسی نوپا در افغانستان را سست تر کند. این به نوبه خود از یک سو موجب گسترش نفوذ گروه های مخالف دولت خواهد شد و از طرف دیگر ماموریت ناتو را در افغانستان، که از هم اکنون برخی از منتقدین پرسشهایی را در مورد موفقیت آن مطرح می کنند، با چالشهای جدی تری روبرو خواهد کرد.

افزون براین، میزان پائین شرکت مردم در انتخابات تنها به تهدید طالبان بر نمی گردد، گزارشها حاکی از آن است که بسیاری ازمردم از اینکه نسبت به ایجاد تغییر بدبین هستند، در انتخابات شرکت نکردند.