وردک: هشتاد درصد تلفات ارتش از عدم امکانات است

وزیر دفاع افغانستان می‌گوید یکی از دلایل ضعف ارتش این کشور در جنگ با شورشیان، عدم دسترسی به سلاح‌های سنگین و نیروی جنگنده هوایی است که جامعه جهانی و آمریکا تا حالا از واگذاری آن به ارتش افغانستان خودداری کرده‌اند.

ژنرال عبدالرحم وردک، وزیر دفاع افغانستان می گوید که دولت این کشور پیشنهاد تحویل گیری تانک های بسیار فرسوده و دست دوم را از کشورهای کمک دهنده رد کرده و خود از نظر مالی قادر به تجهیز ارتش نیست.

ژنرال وردک که در یک گفتگوی اختصاصی با ببرک احساس (سردبیر دفتر بخش فارسی و پشتوی بی‌بی‌سی در کابل) صحبت می کرد، گفت که هشتاد درصد تلفات ارتش افغانستان، ناشی از عدم دسترسی به وسایل ضد مین های خود ساخت است.

Image caption عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع افغانستان

بیشتر از هشتاد درصد تلفات ما از وسایط انفجاری خود ساخته است، وسایط پیشرفته ضد آن در اختیار ما قرار نگرفته است. دیگر کاستی هایی که وجود دارد این است که از نگاه قابلیت ترانسپورت (حمل و نقل) هوایی، کشف هوایی و حمایت زمینی، توانایی ها بسیار ضعیف است و اصلا احیای مجدد قوای هوایی افغانستان بسیار دیر، تقریبا در سال ۲۰۰۸ شروع شده و پیش از آن هیج توجه نشده بود. به همین ترتیب ضعف هایی در قدرت آتش وسایط ذرهی داریم. بیشتر این وسایل هنوز اکمال نشده اما برای قوت های هوایی برنامه هایی در آینده وجود دارد. افغانستان اقتصاد خوب ندارد و قدرت خرید این وسایل را ندارد. یک نظر بین المللی این است که در این نوع جنگ که ما با آن روبرو هستیم، وسایط بسیار ثقیل به درد نمی خورد، در حالی که استدلال ما این است که امنیت این مملکت پس از خروج نیروهای خارجی هم باید حفظ شود، از این لحاظ تجهیز اردوی ملی با تجیهزات سنگین تر و بهتر، هم امنیت افغانستان را کمک می کند و هم با ایجاد توازن قوا، سبب ثبات و استقرار منطقه ای خواهد شد.

یعنی هنوز هم جامعه جهانی حاضر نیست که سلاح سنگین به شما بدهد و قوای هوایی شما را تجهیز کند؟

برای تقویت قوای هوایی در برخی قسمت های ترانسپورت و کشف و حمایت نیروهای زمینی برنامه هایی وجود دارد. در قسمت دفع و ترد هوایی هم برنامه ای وجود دارد، اما متاسفانه بسیار دیر شروع شده است. در قسمت داشتن سلاح های سنگین تر مثل تانک و ماشین های محاربوی (جنگی) هنوز ما پیشرفت قابل ملاحظه نداشتیم، مگر در برنامه توسعه ای که بر دوصد و چهل هزار ساخته شده، برخی تجهیزات سنگین تر در نظر گرفته شده است، آن هم به اندازه ای نیست که باید یک اردو داشته باشد.

در برخی موارد سربازان افغان به نیروهای خارجی حمله کرده اند. در چند حادثه چنین شده که خارجی ها را کشته باشند. فکر نمی کنید یکی از نگرانی ها این باشد که اگر اسلحه سنگین بدست اردوی ملی بیافتد، علیه نیروهای خارجی استفاده کنند؟

نخیر. این گونه حوادث بسیار کم اتفاق افتاده. این نوع حوادث در اردوی کشورهای خارجی هم اتفاق می افتد. این گونه سلاح های سنگین قیمت گزاف دارند. موضوع دیگر این است که در نوع جنگ ضد چریکی صد درصد بر آن نیاز نیست، البته احتیاج قسمی وجود دارد. اصلا تجارب آمریکایی ها در عراق نشان می دهد، مخصوصا در شرایط جنگ هایی که آنها در برخی شهرها داشته اند، استفاده از قوت های ثقیل بسیار موثر واقع شده است. بسیاری کشورها تانک وعده کردند اما کهنه و مدل های سابق بودند که ما نگرفتیم. اما آرزوی ما این است که بالاخره یک اردوی مجهز داشته باشیم تا بتوانیم از تمامیت ارزی و استقلال که نقش عنعنوی/سنتی اردوست دفاع کنیم.

چند سال نیاز است تا اردوی افغانستان جای نیروهای بین المللی را در افغانستان بگیرد؟

البته این مربوط می شود به اینکه وضع امنیتی تا چه حد خوب می شود. ضمنا تا چه حد آنها ما را در تجیهزات و تسلیحات کمک می کنند. برنامه ای که فعلا ساخته شده یک برنامه سریع است و بر اساس آن اردوی افغانستان تا سال 2013 به دوصد و چهل هزار (نفر) می رسد. البته این رقم تا اکتبر 2013 تکمیل می شود. من فکر می کنم تا آن وقت نیاز ما به قوای خارجی کمتر شود و از همین حالا تلاش ما این است که رهبری عملیات را ما بر عهده بگیریم. امنیت فزیکی را خود ما بر عهده بگیریم و قوای خارجی نقش مربی و حمایت کننده را داشته باشد. آرزوی ما این است که بلاخره در ظرف چند سال محدود، دیگر احتیاج نداشته باشیم که قوای خارجی (در افغانستان) بجنگند.

این دوصد و چهل هزار نفر بدون شک معاش ضرورت دارد، امکانات پولی ضرورت دارد، اگر کمک های خارجی قطع شود این را چگونه می توانید بپردازید؟ آیا فکر نمی کنید که بدیل بهتری بر اردوی اجیر، مکلفیت عسکری (سربازی اجباری) باشد؟

Image caption سربازان ارتش افغانستان

براساس محاسباتی که نیروهای خارجی کرده اند در صورتیکه نیروهای افغان جای آنان را بگیرد، تقریبا هشتاد درصد مصارف آنان کم می شود و می تواند 15 تا 20 درصد را در اختیار قوای افغان بدهند. به این ترتیب از لحاظ مالی بر آنان بسیار با صرفه تر است از اینکه قوای خود را اینجا استخدام کنند.

تا زمانیکه افغانستان از نگاه اقتصادی روی پا می ایستد این نیروها کمک های خود را ادامه می دهند. همین حالا اردو در برخی کشورها وجود دارد که با گذشت ده ها سال هنوز هم کمک بدست می آورند.

در مورد مکلفیت عسکری باید بگویم از زمانیکه کار بالای تشکیل اردوی افغانستان آغاز شد، در مورد عسکری جبری امکانات نبود. حرف دوم این است که دولت افغانستان باید بر تمام بخش ها حاکم می بود که مکلفیت را تنفیض کند. سوم باید تمام سرحدات ما سطر می بود و سه چهار میلیون افغان در کشورهای خارجی نمی بودند. دیگر از نگاه نظامی هم در بسیاری کشورها اردوهای اجباری از خاطری که روز به روز جنگ مغلق تر و پیچیده تر و علمی می شود، به (اردوی) حرفه ای تبدیل شده اند. در ضمن، احتمال داشت یک خانواده یک جوان داشته باشد، اگر ما او را به خدمت اجباری جلب می کردیم، خانواده دیگر نان آور نمی داشت. از نظر اقتصادی هم مناسبت نبود.

همین حالا اردوی ملی نزدیک به صد هزار نفر می رسد حداقل پنجصد هزار نفر از این ناحیه تامین معیشت می کند.

به همین دلیل، وزارت دفاع ملی و من خودم به این فکر هستیم که تدابیری اتخاذ شود که در آینده یک هسته اردوی داوطلب داشته باشیم، اما برای بقا در این منطقه بحرانی جهان و با در نظر گرفتن توازن قوا در منطقه، به اردوی به مراتب بزرگتری احتیاج داریم. به این دلیل نیاز است تا سیستمی مانند سوییس یا مانند نشنل گارد (گارد ملی) آمریکا داشته باشیم که بر اساس آن جوانان سالانه در یک دوره موقت آموزش می بینند و دوباره به کارهای غیرنظامی خود بر می گردند و در شرایط اضطراری جلب می شوند. اما هر سال آموزش می بینند تا کیفیت نظامی بالا برود. ما در فکر ساختن چنین سیستمی هستیم.

هر سال نیروهای خارجی بیشتر می شود، منابع مالی هم بیشتر می شود، اما همزمان شورش ها بیشتر می شود و امنیت خراب تر می شود، ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟

در اول دوستان بین المللی ما تهدید را بسیار پایین ارزیابی کردند، و تمام تجهیز و تشکیل ارگان های امنیتی افغانستان را نیز بر اساس همین ارزیابی بنیانگذاری کردند. تا سال 2007 هیچ توجه جدی به قوای امنیتی افغانستان معطوف نشد. بعد از آنکه بودجه قابل ملاحظه ای تخصیص داده شد، نسبت مشکلاتی که در خریداری و زمان گیری بعضی پروسه ها وجود دارد، چیزهای که در سال 2007 فرمایش داده شده بود، تا حالا نرسیده. تا سال 2007 تمام مساعی اقتصادی و نظامی بسیار کمرنگ و محدود بود و توجه زیادتر روی جنگ عراق بود.

با این حال، یک سلسله تصامیمی/تصمیم هایی که گرفتند چون با محیط افغانستان آشنا نبودند، نادرست بود. به طور مثال، در اصلاحات بخش امنیتی که پنج بخش داشت، پنج ممکلت مختلف رهبری آن را به عهده گرفت. بعضی کشورها بیشتر توجه کردند و بعضی کشورها توجه کمتری نشان دادند و در نتیجه بخش امنیتی افغانستان به شکل متوازن توسعه نیافت و این موضوع سبب شد که امروز با مشکلات زیادی روبرو شویم.

مطالب مرتبط