انتخابات افغانستان؛ آزمونی برای دموکراسی

کارمندان انتخاباتی در افغانستان

عبدالله عبدالله تصمیم خود مبنی بر شرکت نکردن در دور دوم انتخابات را دموکراتیک و در راستای نهادینه شدن ارزش های دموکراسی در افغانستان توصیف کرد. به گفته آقای عبدالله از آن جایی که شفافیت و سلامت انتخابات تضمین نشده بود، تصمیم گرفت که در انتخابات شرکت نکند.

آقای عبدالله از حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان خواسته بود در صورتی در دور دوم انتخابات شرکت می کند که رئیس کمیسیون انتخابات برکنار و وظایف سه وزیر کابینه به حال تعلیق در آید.

به گفته آقای عبدالله، این افراد در دور اول انتخابات جانبدارانه عمل کردند و به همین دلیل باید در جریان برگزاری دور دوم انتخابات از وظایف شان برکنار شوند.

ولی حامیان حامد کرزی رئیس جمهوری و از نامزدهای دور دوم انتخابات افغانستان عدم شرکت آقای عبدالله را حرکت دموکراتیک تعبیر نمی کنند و باور دارند که آقای عبدالله از آن جایی که می دانست در انتخابات شکست می خورد از شرکت در انتخابات اجتناب ورزید.

در قوانین افغانستان هم در مورد عدم شرکت یک نامزد در انتخابات چیزی گفته نشده است. آنچه در این قوانین صراحت دارد در مورد انصراف و یا تحریم انتخابات است و نه عدم شرکت در آن.

بسیاری از حقوقدان ها در افغانستان می کوشند موضع گیری آقای عبدالله را در یکی از این موارد قابل توجیه بدانند، ولی با این حال شماری آن را در این دو مورد قابل توجیه نمی دانند.

نگاه های متفاوت

ولی به هر حال حرکت آقای عبدالله برای کشوری مثل افغانستان که تجربه کمی در عرصه دموکراسی و انتخابات دارد چقدر می تواند حرکتی دموکراتیک ویا لااقل مفید به حال دموکراسی پنداشته شود؟

در این خصوص نگاه ها در افغانستان به گونه ای افراطی در تقابل با یک دیگر قرار دارند. شماری عدم شرکت آقای عبدالله را در دور دوم انتخابات "نافرمانی مدنی" تعبیر می کنند و آن را مفید به حال دموکراسی نوپای افغانستان می دانند.

به باور این عده وقتی شفافیت انتخابات ضمانت نشود، مهم ترین رکن دموکراسی که رای آزاد مردم است به خطر مواجه می شود.

ولی شماری دیگر به این نظر نیستند و فکر می کنند که آقای عبدالله با عدم شرکت در انتخابات رای مردم را "بی اهمیت" نشان داده و به همین دلیل حرکت او می تواند نوعی "تمامیت خواهی" محسوب شود.

علاوه بر این دیدگاه های متناقض می توان دیدگاه سومی را نیز مطرح کرد و آن این که به هر حال تجربه دموکراسی افغانی با چنین حرکت هایی می تواند فربه شود و به پختگی بیشتر برسد.

کریستیان دلا کامپانی فیلسوف سیاسی مشهور جهان معاصر در جایی می نویسد: "باید شکل های تازه بحث و گفتگو اختراع شود تا هر انسانی امکان بیابد حس شهروندی را به درستی لمس کند و به هر حال نباید به صرف مشارکت در انتخابات خیال کرد که گفتگوی سیاسی دیگر تمام شده است."

"شرکت در انتخابات امری کاملا ضروری است، اما معنای حقیقی زمانی احراز می شود که در چارچوب وسیعتری ظاهر شود؛ یعنی گفتگوی دایمی همه مردم با همه مردم بر قرار گردد. معنای حقیقی دموکراسی در این گفتگوی پیوسته همه با همه نهفته است."

با توجه به این سخنان می توان نتیجه گرفت که دموکراسی در افغانستان زمانی به پختگی می رسد که به گفتگوی شهروندان تبدیل شود و شاید این حرکت دکتر عبدالله زمینه چنین گفتگویی را مساعدتر کند.

چیزی که به باور بسیاری ها دموکراسی افغانستان به آن نیاز فوری دارد تا از خشونت به سمت نافرمانی های مدنی و پذیرفته شده ای قانونی گذر کند.

مطالب مرتبط