حکومت آینده کرزی و چالشهای پیش رو

حامد کرزی

آقای کرزی بارها اعلام کرده که حاضر به ایجاد ساختار ائتلافی نیست. تفسیر این سخن در صحنه عمل هنوز معلوم نشده و او نیز تا کنون مصداق های ائتلاف و عدم ائتلاف را در چارچوب نظام تحت رهبری خود معین نکرده است.

آقای کرزی در رأس هیچگونه حزب و یا جمعیت سازمان یافته ای قرار ندارد که بتواند اداره و رهبری قدرت را با طرح و برنامه مشخص خود عملی کند. در حکومت آقای کرزی، گروه های زیادی شریکند که هر کدام در حرکت و سکون این نظام صاحب نقش به شمار می روند.

گاهی عدم تجانس در ترکیب این گروه ها و حلقات به حدی می رسد که تعریف هرگونه ماهیتی برای نظام سیاسی تحت رهبری آقای کرزی دشوار می شود. نظام آقای کرزی بدون شک نظام ائتلافی نیست، اما مشکل است اسم دیگری را نیز برای آن پیدا کرد.

در نظام آقای کرزی نه طرح ایدئولوژیک معینی وجود دارد و نه طرح سیاسی و حتی قبیله ای خاصی. ریش سفید قومی در نظام آقای کرزی به همان اندازه نفوذ دارد که یک کمونیست که هنوز هم به طور آشکاری به تعلق ایدئولوژیک کمونیستی خود افتخار می کند. در این نظام بنیادگراترین چهره های مذهبی با سکولارترین شخصیت ها، کنار هم می نشینند و با هم در یک نقطه تلاقی می کنند.

به نظر می رسد آقای کرزی هیچگاهی در وسط این اقمار ناهمسو، احساس راحتی نداشته، ولی هیچگاهی نیز حاضر نشده است فشار ناشی از این اقمار را به درستی اعتراف کند و برای برخورد درست تر با آن راه حلی پیدا کند. اقمار مرتبط با آقای کرزی از او شکایت دارند، اما شکایت هیچکدام آنان به اندازه شکایتی نمی رسد که آقای کرزی خود اظهار می کند.

ترکیبی را که آقای کرزی در انتخابات اخیر برای پیروزی در مبارزات انتخاباتی خود ایجاد کرد، معجون نظام سیاسی او را بیشتر از پیش پیچیده ساخته است و آقای کرزی ظاهرا باید با همین ترکیب به استقبال پنج سال آینده حرکت کند.

آیا پارلمان برای کابینه آقای کرزی رأی اعتماد خواهد داد؟

سوال رای اعتماد به کابینه جدید آقای کرزی سوال مهمی است. هنوز روشن نیست که پارلمان با حکومت آقای کرزی چگونه برخورد خواهد کرد. تعداد نمایندگانی که با دلایل مختلف اعلام کمیسیون مستقل انتخابات را در خصوص ریاست جمهوری آقای کرزی "غیرقانونی" می دانند، به هیچ صورت دست کم گرفته نمی شود. اگر کابینه آقای کرزی در گرفتن رای اعتماد با مخالفت های جدی پارلمان مواجه شود، رابطه حکومت جدید با پارلمان تا ختم دوره اول شورای ملی پرتنش باقی خواهد ماند.

آقای کرزی با جامعه بین المللی چگونه کنار خواهد آمد؟

Image caption انصراف عبدالله از شرکت در انتخابان به همان اندازه که برای خود او دشوار بود، برای کرزی آرامش بخش بود

موضع گیری جامعه بین المللی در جریان انتخابات اخیر دست کم این پیام را برای آقای کرزی رساند که اگر وی ثابت نکند که "شریک خوبی" برای ائتلاف بین المللی است، از خیر مساعدت و دستگیری سخاوتمندانه جامعه بین المللی نیز باید چشم بپوشد.

جامعه بین المللی آقای کرزی را تا چند سال قبل فردی می دید که با درک موقعیت آسیب پذیر خود، از مساعدت و همسویی جامعه بین المللی استفاده خوبی خواهد کرد. اما موضع گیری های آقای کرزی در جریان زمان، به خصوص در یک سال اخیر، این پیام را به نوعی می رساند که وی خود را از جامعه بین المللی بی نیاز دانسته و جامعه بین المللی را در ارائه کمک ناگزیر تلقی می کند.

آقای کرزی به طور جدی تلاش کرد که برای جامعه بین المللی تفهیم کند که او یک زمامدار دست نشانده نیست و هر کاری بخواهد به دلخواه خود انجام می دهد. ظاهراً جامعه بین المللی هیچگاهی این اشاره های آقای کرزی را جدی نگرفت و با توجه به ناگزیری های حکومت او برایش تفهیم کرد که حرف اول را در افغانستان جامعه بین المللی می زند، نه آقای کرزی. اما آقای کرزی نیز هیچگاهی مفهوم این حرف را به درستی دریافت نکرد.

'جنگ فردیت ها'

جامعه بین المللی با افغانستان مشکلات زیادی دارد. افغانستان هنوز دارای نظامی نیست که مستقل از افراد تشکیل دهنده خود معیارهایی را در روابط بین المللی مطرح کند.

جنگ فردیت ها نیز از راس تا قاعده نظام را می پوشاند. اصلاح نظام نیز به معنای تعویض و تبدیل افراد است. گویی تصوری وجود دارد که اگر فلان فرد در فلان موقعیت قرار داشته باشد باعث فساد می شود و اگر در فلان موقعیت قرار داشته باشد از فساد مصئون می ماند.

در افغانستان، صلابت و ضعف نظام نیز از چشم افراد نگاه می شود. جامعه بین المللی نیز در روابط خود با افغانستان دقیقاً با همین معضل رو به رو است. به عبارتی جامعه بین المللی از درک خواسته ها و حرف های زمامداران افغانستان نیز عاجز به نظر می رسد. گویی همواره مرز فردیت و نظام در افغانستان در حال تعویض و دگردیسی بوده است.

Image caption همراهان سیاسی آقای کرزی در تقسیم امتیازات با او شریک خواهند بود

تاویلات کاندیداهای ریاست جمهوری از روابط آنان با قدرت های بین المللی گوشه هایی از عدم وقوف آنان به این نکته را گوشزد می کرد. سرنوشت آقای عبدالله و تیم انتخاباتی او رویه دیگر همان سکه ای را نشان داد که در یک طرف آن چهره و موقف آقای کرزی ضرب شده است.

آقای کرزی از همین حالا با توجیه انتخاب معاونان خود مواجه است؛ فردا وقتی نوبت به تشکیل کابینه برسد، این مسئولیت را باید به شمار هر فردی که وی را در جریان انتخابات کمک کرده اند، توسعه بخشد. تازه معلوم نیست که واقعاً آقای کرزی دکتر عبدالله و همراهان او را به کلی از نظر خواهند انداخت یا برای آنها نیز در حکومت "وحدت ملی" خود سهمی خواهد داد.

به نظر می رسد آقای کرزی برای جمع بندی درس ها و عبرت های خود از آنچه تجربه کرده است، زمان زیادی در اختیار ندارد. آقای کرزی از هر طرف با ضرب الاجل مواجه است. اگر او در هیجان پیروزی خود به مقام ریاست جمهوری از درک و رسیدگی به این امر مهم غفلت کند، هزینه زمامداری پنج سال آینده خود را به مراتب بیشتر از پنج سال گذشته پرداخت خواهد کرد.