پیش نیازهای مبارزه با فساد در افغانستان

حامد کرزی
Image caption قرار است تا دو هفته دیگر حامد کرزی کابینه جدیدش را به مجلس نمایندگان معرفی کند

در نخستین روزها ی پیروزی حامد کرزی، باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، بان کی مون دبیر کل سازمان ملل و گوردون براون، نخست وزیر بریتانیا، ضمن تبریک گفتن به آقای کرزی، همگی نقادانه و مجدان از او خواستند که در پنج سال آینده به ریشه کن کردن فساد اولویت دهد.

حامد کرزی خود نیز، در اولین سخنرانی خود، از تغییر و اصلاح صحبت کرد. و به دنبال آن، دادستان افغانستان از پیگیری پرونده های فساد و افشای سه مقام بلند پایه سابق خبر داد. این واکنشها وهشدارها بیانگر عمق فساد در حکومت افغانستان ونقش این عنصر در ناکارآمدی نظام سیاسی در سالهای گذشته است.

خواست و ایده مبارزه با فساد قبل از هرچیز مستلزم یافتن پاسخ به چند پرسش اساسی است.

آیا واقعا "اراده سیاسی" برای یک مبارزۀ جدی با این پدیده وجود دارد؟

آیا توانایی وظرفیت لازم برای به ثمر رسیدن این مبارزه در شخص رئیس جمهور وسیستم گسسته ای کنونی، دیده می شود؟

چگونه، با کدام نیرو، با چه ضمانتی، با چه استراتژی و شیوه ای، از کی ها و از کجا این مبارزه و اصلاحگری باید آغاز شود؟

چه بدیل وگزینه هایی برای جایگزینی وارتقای سیستم جدید در نظر گرفته می شود؟

کجروی اجتماعی ـ فرهنگی

فساد یک پدیده اجتماعی ـ فرهنگی است که ریشه در چگونگی رفتار و مدیریت نظام سیاسی و نیز چگونگی شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه دارد. پدیده فساد هرگاه همه گیر شود، تبدیل به یک " پاره فرهنگ" می شود و به مثابه یک " کجروی اجتماعی ـ فرهنگی" در فرهنگ اجتماعی و الگوهای مدیریتی بروز می کند.

Image caption مقام های کاخ سفید بار ها اعلام کرده اند که استراتژی جدید اوباما در مورد افغانستان وابسته به میزان جدیت آقای کرزی در اعمال اصلاحات است

مظاهر فساد به صورتها وسیرتهای مختلفی تبارز می کند: رشوه ستانی، تقلب، دروغگویی، تحریف حقایق، پرونده سازی، جعل، کم کاری، بدفتاری، فریبکاری و تظاهر. شیوع عام این مظاهر در روابط اجتماعی و در شیوه ها و الگوهای مدیریتی، به تدریج به کاهش " وجدان کاری" واختلال در "نظم اخلاقی" جامعه منجر می شود. امری که در نهایت تمام شئون و صورتهای زندگی و نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را دچار پریشانی و اختلال کارکردی می کند.

فساد، هم علت ناکارآمدی یک نظام سیاسی ـ اداری است و هم معلول آن. به این معنا که الگوی نادرست مدیریتی، عامل بروز و شیوع فساد است و گسترش مهار ناپذیر فساد به ناکار آمدی و اخلال کار در نظام سیاسی ـ مدیریتی منجر می گردد.

بنابراین، فساد را می توان بعنوان یک "ویروس واگیر" و یک "بیماری مزمن" نیز تعریف و تلقی کرد. طبیعی است که مهار این ویروس، و اصلاح این کجروی فرهنگی ـ نیاز به یک راهکار دقیق، علمی، جدی و دراز مدت دارد.

از آنجا که این ویروس در تمام پیکره نظام مدیریتی افغانستان سرایت کرده و این کجروی تبدیل به یک خرده فرهنگ شده است، مطمنا ریشه کن کردن یک بیماری مزمن و تغییر مبانی یک خرده فرهنگ، کاری زمانبر و دشوار است که مستلزم برنامه ریزی علمی ـ فرهنگی وجایگزینی سازنده وسنجیده می باشد.

Image caption گردون براون اخیرا طرح برگزاری یک کنفرانس بین المللی برای افغانستان در لندن را مطرح کرده است

مرحله نخست: استراتژی بنیادین

موثریت مبارزه با فساد در افغانستان مستلزم تطبیق و تحقق چند بنیاد اساسی است

1- تحکیم و بهسازی ساختار نظام سیاسی که برمبنای آن قوای سه گانۀ مستقل، کارآمد، سالم و مرکب از عناصر و نخبگان علمی، فرهنگی، متعهد، شایسته ومجرب وخارج از نفوذ قدرتمندان و جنگسالاران باشد.

2- تسریع روند بازسازی و تدوین یک استراتژی دقیق و زمان بندی شده که بتواند زیر بنای زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم را دچار تغییرات محسوس کند. بازسازی متوازن و هدفمند مهمترین شرط برای ایجاد تغییرات سیاسی و امنیت و رضایت اجتماعی می باشد. ایجاد شغل، رشد اقتصادی و ایجاد تأسیسات زیر بنایی به بهبود معیشت مردم واقتصاد عمومی و نیز بالا رفتن درآمد کارمندان دولتی منجر می شود واین روند می تواند یکی از بسترهای مناسب مقابله با فساد اداری وکجروی اجتماعی به شمار آید.

3- تعامل معقول، قانونمند و دوستانه با جامعه بی المللی و حامیان بیرونی، می تواند شرایط بهتر و شفاف تری برای کار و همکاری مشترک ایجاد نماید. اعتماد متقابل به همکاری و هماهنگی بیشتر برای جذب کمکهای بین المللی و نحوه درست مصرف آن موجب می شود که هم کمکهای بین المللی بیشتر و راحت تر به افغانستان سرازیر شود وهم، مصرف بهینه، دقیق وبرنامه ریزی شده آن موجب ارتقای ظرفیتهای اقتصادی و دستاوردهای محسوس اجتماعی و سیاسی شود.

ایجاد یک مرکز مشترک نظارتی با ترکیبی از کارشناسان و مقام های افغانی و بین المللی و تدوین یک استراتژی دقیق برای کنترل بر نحوه مصرف و نهاد های مصرف کننده پول.

4- حل معضل طالبان و مخالفان مسلح، از دیگر پیشرط های اساسی موفقیت مبارزه با فساد و نابسامانی در افغانستان است. این موضوع به دولت امکان می دهد که قدرت مرکزی خودرا افزایش دهد و امنیت وآرامش را در دورترین نقاط کشور برقرار کند.

بر قراری امنیت، نفوذ وحضور دولت را در تمام نقاط کشور گسترش می دهد؛ صلاحیت، نظارت و شمولیت مدیریتی وحکومتی را در تمام ولایات و ولسوالیها برقرار می سازد ودرنتیجه مشروعیت ومقبولیت نظام را قایم می کند.

مطمئنا یک دولت ضعیف، نابسامان، درمعرض تهدید مخالفان مسلح و در محاصره دشمن، نا توان در کنترل ولایات و دولت ـ شهرهای متفرق محلی و اداری و درگیر بحرانها و تضادهای داخلی توان مبارزه با فساد ریشه گرفته در جان و جهان مدیریتی اش را ندارد.

مرحله دوم: تاکتیک های مبارزه با فساد

ریشه کن کردن فساد با هیاهو واقدامات تبلیغاتی، فرافکنانه و مقطعی امکان پذیر نیست. برای موفقیت دراین مبارزه نخست می باید "عزم سیاسی" وجود داشته باشد تا این مبارزه به صورت دوامدار،جدی و موثر ادامه یابد.

روند پیگیری و تصفیه می باید هرمی باشد، یعنی از بالا آغاز شود. برای نشان دادن جدیت، صداقت، موثریت و عدالت، ابتدا باید پیگیری قضایی را از افرادی که در رده های بالای دولتی متهم به فساد هستند باید شروع کرد.

معرفی مدیران وکارمندان نمونه و تشویق و ارتقای درجه آنان در پایان هرسال، می تواند فرهنگ شایسته سالاری را تقویت نماید. جوان گرایی در گزینش مدیریت ها، به سلامتی نظام اداری کمک خواهد کرد.

در نهایت اینکه اگر رئیس جمهوری افغانستان بخواهد اشتباهات و ضعف های هشت سال گذشته را جبران کند، می باید به موضوع مبارزه با فساد به عنوان یک "هدف" و " استراتژی" بنگرد، نه به مثابه یک بازی سیاسی مقطعی برای تسکین انتقادها واعتراضات حامیان بین المللی اش در چند ماهه اول زمامداری.

مطالب مرتبط