شب زنده داری یاوه، رمانی در روایت ۲۵ سال اخیر افغانستان

شب زنده داری یاوه نام تازه ترین رمانی است که در باره افغانستان در بریتانیا، به چاپ رسیده است.

ندیم اسلم نویسنده پاکستانی تبار بریتانیایی و نویسنده ی کتاب مشهور -نقشه های عشاق گمشده - این بار به سراغ افغانستان آمده است.

داستان روایت زندگی مرد انگلیسی شیدایی است که به جستجوی جواهرات جادویی افغانستان به جلال آباد آمده است و بعد خانه ی قدیمی غرق در مینیاتور قرن هژدهمی، در میان دشت های پر از گل و کوهستان های راز آمیز جلال آباد، او را دامنگیر می کند.

خاطر خواهی پریچهره جلال آبادی، جان و جهانش را تغییر می دهد. به عشق دختر، مسلمان می شود و برای همیشه در قریه ای در حوالی توره بوره جلال آباد سکنی می گزیند و کارخانه عطرسازی بنا می کند.

یا نه شاید داستان ،بیشتر روایت سفر جادویی زنی روس است به دنبال برادر گمشده اش که سالها پیش در هیات سربازان روس به افغانستان آمده بود و با آنان برنگشت و حالا خبرها و اثرهایی از او یافته است که نشانی ها به این مرد انگلیسی ختم شده است.

بعد تر مرد آمریکایی یا مردان آمریکایی دیگری نیز وارد داستان می شوند مردانی که با سرویس های امنیتی اطلاعاتی آمریکا کار می کنند و بالاخره این که هر کدام در جستجوی چیزی به این گوشه از خاک تبعید شده اند.

در ادامه معلوم می شود که سرباز گمشده روس عاشق دختر مرد انگلیسی شده بوده و بعد در مثلث عشقی مرد آمریکایی او را به کشتن می دهد تا به دختر برسد.

دختر اما به جنگسالارانی می رسد که مغزش را می پاشانند و پسرش را طالبان در مدرسه ی تعلیم مرگ برای بهشت، بخاطر خدمت خود می پرورانند.

عاشقان ناکام

داستان به نحوی سمبولیک چهره همه ی جهان را در افغانستان به تصویر می کشد،‌ دختر، همان افغانستان است که در مثلث عشقی، معشوق روس اش را از دست می دهد و به دلداده آمریکایی اش نیز نمی رسد.

شکست روس و ناکامی آمریکا میوه ای به نام کاسا دارد همین پسری که حالا می خواهد خودش را بخاطر اسلامی مبهم به مواد انفجاری ببندد.« او هنوز نامش را نمی داند حتی نمی داند چگونه یتیم خانه و مدرسه را تمام کرده است تا کودکی بی نام به روحی تبدیل شود.

یک بار کسی به او گفته بود که آدم بی نام حتی قادر نخواهد بود به جهان آخرت برود چه برسد به بهشت آدم بی نام روحی سرگردان خواهد بود که تمامی ایام را بایستی بی پناه در جهان بگردد تا شاید کسی از او با نشانی هایش مثلا با موهای دراز و چشمان روشنش نام ببرد اما مردم زمین همه از ارواح می ترسند چه برسد که از آنها نشانی به خاطر بیاورند»

دو شخصیت دیگر داستان نبی خان و گل رسول دو نام مستعارند از جنگسالارانی که در افغانستان صاحب قدرت اند. چنگسالارانی که در سالهای طولانی جنگ با روسها و با خودشان و یا هر کس دیگری توسط گماشتگان مخفی انگلیسی و آمریکایی حمایت می‌شوند.

آموخته شده اند که با هم دشمن باشند و هر کدام به شکلی بچه های مردم را اسیر کنند، ‌به کشتن دهند و به قدرت خود بیافزایند.

نویسنده با هوشیاری تا آخر داستان چگونگی سرسپردگی آنان را به سرویس های امنیتی غرب، به تصویر کشیده است و بالاخره به این نکته رسیده که چگونه وقتی یکی از آنان از چشم این سرویس ها می افتد، توسط دیگری نابود و قلع و قمع می شود و رسانه های همراه با این سرویس، از یکی خائن و از دیگری قهرمان می سازند.

کتاب با این جلمه از برژنسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر شروع می شود که در پاسخ سوال رئیس جمهوری مبنی بر تقویت بنیادگرایی اسلامی و تروریسم بیان شده است: «چه چیزی برای تاریخ جهان مهم تر است؟ طالبان یا سقوط امپراتوری شوروی؟ اضطراب یک عده مسلمان یا آزادی اروپای مرکزی و پایان جنگ سرد؟»

بعد در داخل داستان کنایه ای به عدم تعقل گرایی بازی گران سیاسی در افغانستان می زند. با نقل فکاهی مصری درباره ی جمعیت اخوان المسلمین که هیچ کدام از اعضای آن جمعیت، در دانشگاه علوم انسانی نخوانده بودند و اکثر آنها را مهندسین تشکیل می دادند.

به این خاطر ،مصری ها آنها را "جمعیت برادران مهندس" می خواندند.

نویسنده در لابلای داستان، از اشارات، داستان ها و اساطیر مختلف، به خوبی بهره دلخواه خود را می گیرد. مثلا در جایی این اشاره از قرآن را می آورد: «وقتی که نمرود آتش بزرگی افروخت تا ابراهیم را بسوزاند، ‌هدهدی در منقارش دو قطره آب آورده بود تا در آتش بیاندازد.

وقتی رئیس سربازان نمرود گفت چگونه می خواهی با دو قطره آب چنین آتش بزرگی را خاموش کنی، هدهد گفت می دانم خاموش نمی توانم اما اگر فردا فهرستی از برپا کنندگان آتش و فهرستی از خاموش کنندگان آن بسازند دوست دارم نامم در فهرست دوم باشد».

سبک انگلیسی_هندی

داستان شب زنده داری یاوه، به نحو خیلی بارزی سبک تازه ادبیات انگلیسی_هندی را با خود دارد. سبکی که بین رئالیسم جادویی، رمانتیسم و پست مدرنیسم راه تازه خود را دارد.

این ویژگی نویسنده را با دیگر نویسندگانی که پیش ازین از شبه قاره در زبان انگلیسی مطرح شده اند، کاملا شکل و شهرت مخصوص خود را یافته است.

امابا همه این ها،با تم شاعرانه و نثرپیچ در پیچ و تو صیفات نقاشانه ای از فضاهایی پر از نقاشی، یاد آور رمان نام من قرمزی از اورهانپاموک است.

با این فرق که در داستان اورهانپاموک نقاش ها و مینیاتوریست ها از افغانستان و ایران می آیند و در این جا قصه نقاشانی است که پیش ازاین وقایع در قلعه ها و ستون ها و دیوار ها، برای روزگاران به جا مانده اند.

داستان به همان شیوه پست مدرنیستی اش به شکل خیلی خوبی چند صدا است. درآن هم صدای سربازان کشته شده روس را می توان دید.هم صدای خانواده هاشان را، هم صدای مجاهدینی که آنان را کشته اند. هم صدای یک سرباز سی آی را، هم صدای یک روشنفکر بی دینرا و هم یک ملارا...

نویسنده اما در همه چیز، جانب ذهنیت پست مدرنیستی را رعایت می کند. جانب انصاف و همه جانبه گرایی و در عین حالی که شرارت های جنگسالاران و طالبان و گماشته های امنیتی غرب را بازگو می کند، حال انسانی آن ها را نیز از نظر دور نمی دارد. این که آنها نیز عاشق می شوند، غصه می خورند و برای کار هاشان توجیهاتی دارند.

تصویر دقیق و همه جانبه

وبالاخره این که نویسنده بادقت تمام وجب به وجب جلال آباد و اطرافش را با همه تاریخ رنگینش از بودایی ها تا بابر و امروز، به تصویر می کشد.

مجسمه های بزرگ بودا در همه داستان هست که از آن برای نشستن و درد دل کردن و بعد ها تکه کردن و فروختن استفاده می شود.

نقاشی های مینیاتوری که در طول این سالها هر بار دستخوش حادثه ای می شوند و بعد شعر که در تمام داستان موج می زند.حافظ، سعدی، دولتشاه هروی،‌جامی و دقت نویسنده که سیلی از اطلاعات تازه را به رخ خواننده می کشد تنها معطوف به خود افغانستان نیست.

او گریزهای دقیقی می زند به تاریخ اسلام و به کشورهای اطراف افغانستان و حوادثی که در آنها رخ می دهد، اعم از ایران و پاکستان و آسیای میانه و بازی های سیاسی دولتمردان و بازی گردانان عرصه سیاست جهانی، همه و همه را اما با لحنی بدبینانه و کنایه آمیز بیان می کند.

شاید بشود به روشنی ادعا کرد این کتاب یکی از بهترین رمان ها درباره تاریخ بیست و پنج سال گذشته افغانستان است که جوانب مختلف قضایا را به شیوه پست مدرنیسم سمبولیک روایت کرده است.

مطالب مرتبط