تأملی بر تركيب كابينه آينده دولت افغانستان

حامد کرزی
Image caption آقای کرزی که بر اساس انتخابات بیستم آگوست برنده اعلام شد، در مورد چگونگی تشکیل کابینه آینده خود تحت فشار قرار دارد

با اعلام پیروزی حامد کرزی از سوی کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان، کشور از معضل بزرگی که تداوم آن می توانست بحران سیاسی- امنیتی موجود را وارد مرحله دشوارتری کند، رهایی یافت. اما این بدین معنا نیست که تمام مشکلات پایان یافته است.

برخی تحلیلگران بر این باورند که آقای کرزی پس از پیروزی با چالش های جدیدی روبروست که هر کدام از آنها به تنهایی می تواند نظام سیاسی موجود را به بن بست بکشاند.

حامد کرزی در بیانه ای که پس از ادای سوگند ریاست جمهوری قرائت کرد، بر ضرورت ایجاد یک "حکومت مشارکت ملی" تأکید کرد، حکومتی که به گفته وی، "آیینه ای برای تمام مردم افغانستان باشد". با این اظهارات می ‌توان نتیجه گرفت که ترکیب کابینه آقای کرزی یکی از مهم ترین و در عین حال حساس ترین موضوعات سیاسی کشور است.

البته بخشی از اهمیت این موضوع با پیوستگی مستقیم کیفیت کابینه آینده و موفقیت آقای کرزی در مقابله با معضلات موجود ارتباط می گیرد. پیش از این مشکلاتی در همین خصوص کارآمدی دولت آقای کرزی را در طول هشت سال گذشته زیر سوال برد و همین نکته نگرانی هایی را درباره موفقیت دولت آینده وی برانگیخته است.

فساد اداری به عنوان ناهنجاری اجتماعی – فرهنگی در یک رابطه علت – معلولی، عنصری مؤثر در ناکارآمدی نظام سیاسی، گسترش ناامنی و بحران اعتماد عمومی بوده است. از آنجا که " فساد اداری" ریشه در ساختارهای اجتماعی – فرهنگی و سیاسی، بوروکراسی متصلب و بیمار افغانستان دارد، ریشه کنی و مقابله با این "بیماری مزمن" مستلزم تلاش هایی جدی برای تغییر فرهنگ اجتماعی، ساختارها و نهادهای سیاسی- قضایی افغانستان است که این مهم در یک فرصت زمانی محدود امکان پذیر نخواهد بود.

بدون شک تلاش برای ایجاد کابینه ای متخصص، کارآمد و پاسخگو، یکی از مهم ترین گام ها در رونما شدن تغییرات در ساختارها و نهادهای سیاسی – قضایی است که راهبرد مؤثری برای مقابله با فساد اداری خواهد بود. اما پیش از آن طرح سه پرسش اساسی در ارتباط با چگونگی ترکیب کابینه آینده مهم به نظر می رسد:

-- مهمترین معیارهای "اعلانی" آقای کرزی برای گزینش اعضای کابینه آینده چیست؟ -- منابع تأثیر گذار بر چگونگی ترکیب کابینه آینده کدام است؟ -- توجه و ترکیب کدام یک از مؤلفه های یاد شده در ترکیب کابینه آیند می تواند راهگشا باشد؟

آقای کرزی همواره در اظهار نظرهای رسمی و غیر رسمی اش درباره کابینه آینده از شرایطی چون "تخصص"، "تقوا" و"وطن دوستی" به عنوان معیار گزینش وزیران کابینه آینده اش یاد کرده است.

در حالی که برخی از تحلیلگران بر لزوم رعایت معیارها و مؤلفه های قانونی در گزینش وزیران از سوی آقای کرزی تأکید دارند و هر چند هیچ یک از این معیارها نمی تواند لزوماً منافی همدیگر باشند؛ اما واقعیت این است که حتی با وجود ملحوظ بودن چنین معیارهایی واقعیت حضور و تأثیر گذاری منابع خارجی و گروه های فشار داخلی را نمی توان نادیده گرفت.

حضور ده ها هزار قوای نظامی خارجی و مصرف میلیاردها دلار در طول هشت سال گذشته شرایطی را در کشور به وجود آورده که نمی توان منکر تأثیر گذاری آنها در اداره کشور شد. هر چند برخی اقدامات و استراتژی های نسنجیده و غیر واقع بینانه آنها نگرانی ها و مخالفت های گسترده ای را در کلیه سطوح دولتی و توده های مردم ایجاد کرد؛ با این همه، موفقیت دولت آینده کرزی به گونه اجتناب ناپذیری به حمایت آنها از دولت آینده وی گره خورده است.

از سوی دیگر، نمی توان تأثیر رهبران سیاسی، مجامع و نهادهای مدنی، متنفذین قومی، جریان اپوزسیون دولت، لابی های سیاسی – اقتصادی و رسانه های ارتباط جمعی داخل کشور را بر فرایند تصمیم گیری حامد کرزی در ارتباط با ترکیب کابینه آینده نادیده گرفت.

اهمیت این موضوع زمانی برجسته تر به نظر می رسد که رئیس جمهوری افغانستان در سال های اخیر به گونه مشهودی تلاش کرده از اتکایش بر خارجی ها بکاهد و تلاش دارد با تکیه بر حمایت نیروهای مؤثر داخلی در قامت یک رهبر بلامنازع ملی تبارز نماید. ردپای این عناصر تأثیر گذار داخلی را می توان در درون ارگ ریاست جمهوری، کابینه، وزارت خانه‌ها و ادارات دولتی، نهادهای بین المللی، شورای ملی، مجامع و نهادهای مدنی و رسانه های داخلی و خارجی پیدا کرد.

راه برون رفت

بدیهی است هر چند اتخاذ هر تصمیمی در ارتباط با کابینه آینده از وظایف و اختیارات آقای کرزی و با رأی پارلمان رسمیت می یابد، اما بی توجهی به واقعیت حضور تأثیر گذار نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی كه هر كدام برآيند شكاف ها و گسل های اجتماعی و مبتنی بر هويت ها و خرده فرهنگ های متنوعی در كشور هستند، ممکن است در آینده فرصت ها و هزینه های زیادی را برای مقابله و یا کاهش تأثیرات منفی و مخرب آنها طلب نماید. امری که با توجه به بحران ها و چالش های موجود، به دور از خردورزی سیاسی است.

بنابراین به لحاظ روشی، برخورد محتاطانه با موضوع و توسل به مکانیزم های قانونی و در عین حال داشتن گوشه چشمی به ملاحظات و واقعیت های موجود و به لحاظ محتوایی تأمل بر روی موارد پیشنهادی از سوی منابع و جریان های حقیقی و حقوقی و تلاش برای انتخاب گزینه هایی که علاوه بر داشتن شرایطی چون ، تجربه و تقوا، مورد اجماع تعداد بیشتری از مجموعه های سیاسی باشند، شیوه مؤثری در تشکیل کابینه ای کارآمد، پاسخگو و در عین حال مورد وثوق و اطمینان مردم خواهد بود.

واقعیت این است که هر گونه سیاست ورزی و اتخاذ تصمیمات شتاب زده و نادیده انگاشتن شرایط سیاسی و اجتماعی در "جوامع دستخوش بحرانی" چون افغانستان به دویدن در میدانی مملو از انواع مین شباهت دارد.

مطالب مرتبط