معمای طالبان 8 سال پس از اجلاس بن

رهبران مجاهدین در اجلاس بن
Image caption اجلاس بن در پنجم دسامبر 2001 میلادی برگزارش شد و افغانستان بعد از طالبان را وارد مرحله تازه کرد

هشت سال قبل جای طالبان در اجلاس بن خالی بود، نه رهبران فاتح جهان و نه رهبران متخاصم افغان، به پیامد این غیبت فکر نکردند.

حالا بعد از هشت سال این رهبران غربی و مقام های افغان هستند که برای گفتگوی رودررو با طالبان تلاش می کنند بدون اینکه به نتیجه محسوس و مشخصی رسیده باشند.

طالبان اما هنوز به منطق مذاکره تن نداده اند و از آغاز دعوت به مذاکره تاکنون، از طرح خواست های مشخص و اولیه خود مبنی بر خروج نیروهای خارجی، کوتاه نیامده اند.

علی رغم اینکه شماری از رهبران غربی اذغان کرده اند که عدم حضور رهبران طالبان در اجلاس بن، اشتباه بود، اما سوال اساسی این است که به راستی در آن شرایط چنین چیزی ممکن و عملی بود؟ چرا طالبان در اجلاس بن حضور نداشتند؟

نقض دموکراسی در اجلاس بن

حفیظ منصور نویسنده و تحلیلگر افغان که تا قبل از برگزاری اجلاس بن در صفوف گروه های مخالف طالبان علیه آنها می جنگید، معتقد است که اگرچه به لحاظ عملی حضور نمایندگان طالبان در اجلاس بن عملی نبود، ولی باید دیدگاه و تفکر طالبان که به باور آقای منصور در بخش هایی از افغانستان طرفدار داشت، در اجلاس بن به صورت دموکراتیک لحاظ می شد، که نشد.

آقای منصور گفت:"من حتی در لوی جرگه قانون اساسی مطرح کردم که نباید نسخه از قبل آماده شده فقط برای تصویب، در اختیار لوی جرگه قرار داده شود، اعضای لوی جرگه باید در مورد نظام های مختلف، شاهی، جمهوری اسلامی مدل مجاهدین، جمهوری دموکراتیک خلق و همچنین امارت اسلامی نوع طالبان، باهم بحث می کردند تا دیده می شد که چه طرز تفکری حامیان بیشتری دارد؟ دموکراسی یعنی این اما کسانی که در اجلاس بن گرد هم آمده بودند، فراموش کردند که آنها برای افغانستان برنامه ریزی می کنند نه برای یک کشور پیشرفته غربی".

یکی از ویژگی های اجلاس بن رسمیت دادن به مشارکت قومی در قدرت سیاسی بود چیزی که سالها قبل از آن بارها سبب بروز اختلافات و جنگ های داخلی میان افغانها شده بود.

حفیظ منصور معتقد است که:" بی توجهی به باور ها و اعتقادات مردم در اجلاس بن، سبب شد که افراد تکنوکرات، که سالها در غرب بودند، به نمایندگی از پشتونها به قدرت رسیدند کسانی که مردم آنها را نمی شناختند و به آنها اعتماد لازم را نداشتند و این افراد بیش از آنکه به مردم تکیه کنند به نسخه های مدرن غربی تکیه کردند و نتوانستند حمایت عامه مردم پشتون رانسبت به روند و نظام جدید جلب کنند."

تاکید بر نظام متمرکز

قبل از برگزاری اجلاس بن، افغانستان دست کم یک دهه درگیر جنگ داخلی میان گروه های مختلف بود، نبرد های میان گروهی در افغانستان ریشه در مسایلی بسیاری از جمله بافت اجتماعی این کشور داشت. میزان و نحوه مشارکت گروه های قومی و سیاسی در قدرت، یکی از عوامل اصلی کشمکش ها بود. این حوادث براجلاس بن سایه انداخت، بدون آنکه بصورت اساسی و عمیق ریشه یابی شوند.

حفیظ منصور همچنین معتقد است که تاکید بر نظام متمرکز یکی از اشتباه های اساسی اجلاس بن بود. زیرا به اعتقاد آقای منصور جامعه جهانی به این باور بودند که افغانستان به دلیل نداشتن حکومت متمرکز دچار بحران شده است در حالیکه آقای منصور می گوید: " افغانستان در گذشته یا توسط پادشاه، یا توسط رئیس جمهور مقتدر چون داوود خان یا توسط دبیرکل حزب دموکراتیک خلق یا توسط رهبر یک حزب جهادی و یا هم توسط رهبر طالبان که امیرالمومنین خوانده می شد اداره شده بود، اما مشکل همچنان وجود داشت."

دست کم گرفتن طالبان

وحید مژده نویسنده و تحلیلگر افغان باور دیگری دارد، او معتقد است :" دراجلاس بن و برنامه ای که بعد از آن ریخته شد، بیشتر به تحقق دموکراسی اهمیت داده شد بدون آنکه یکی از پیش شرط های اساسی آن که همانا تامین امنیت بود، دست کم گرفته شد، هیچ کس به این فکر نکرد که طالبان و تفکر آنها ریشه های عمیقی در افغانستان دارد، بیشتر به شهرها توجه شد و روستاها که خاستگاه اصلی طالبان بود به فراموشی سپرده شدند."

آقای مژده همچنین معتقد است که اجلاس بن بصورت ناگهانی برگزار شد و فرصت آن بسیار کمتر از آن بود که مسایل افغانستان به صورت عمیق و دقیق در آن بررسی شود.

چشم پوشی از عدالت

درحالیکه آقای منصور معتقد است که اجلاس بن زمینه را برای به قدرت رساندن تکنوکرات هایی مساعد کرد که چشم به نسخه های از قبل آماده شده غربی داشتند تا واقعیت های جامعه افغانی، اما شماری دیگری را اعتقاد بر این است که غرب در اجلاس بن، "عدالت" را قربانی کرد و کسانی را دوباره بر اریکه قدرت رساند که در سالهای قبل از آن سبب بروز جنگ های داخلی و جنایات جنگی در افغانستان شده بودند و مردم از آنها دل خوشی نداشتند.

عباس نویان نماینده کابل در مجلس نمایندگان معتقد است:" دراجلاس بن عدالت را قربانی کردند تا امنیت در افغانستان تامین شود، اما آنچه که امروز ما شاهد آن هستیم ادامه جنگ است، مردم از غرب انتظار فرا تر از این داشتند، آشتی غرب با جنگ سالاران برای مردم بسیار خوشایند نبود و در نتیجه مشخص شد که دموکراسی با تکیه کردن بر چنین نیروهایی نهادینه نمی شود."

تشکیل نظام قانونمند

همه کسانی که از کاستی ها و مشکلاتی در اجلاس بن سخن می گویند، در یک مورد توافق نظر دارند و آن اینکه اجلاس بن در افغانستان یک نظام قانونمند را پایه ریزی کرد و نقشه راه را برای بسیاری از برنامه هایی که در هشت سال گذشته دراین کشور اتفاق افتاد، مشخص کرد.

عباس نویان می گوید:" اجلاس بن افغانستان را بعد از سالها آنارشی و بی نظمی بیرون آورد و صاحب یک نظام قانونمند کرد زمینه را برای اتفاقهای مثبت بعدی چون تصویب قانون اساسی، تشکیل پارلمان و انتخابات مساعد کرد."

نقطه عطف

در سالهای اخیر حجم قابل ملاحظه ای از تحلیل ها و مطالب سیاسی و فرهنگی در افغانستان با این عبارت شروع شده است "بعد از اجلاس بن". بسامد بالای کاربرد این تعبیر در ادبیات سیاسی سالهای اخیر، نقش این اجلاس در تاریخ معاصر افغانستان را به خوبی نشان می دهد.

Image caption به استثنای طالبان که به تازگی شکست خورده بودند تمامی گروه های افغانی در اجلاس بن شرکت داشتند

آنچه را که نمی توان از نظر دور داشت، این است که اجلاس بن، افغانستان فراموش شده و رها شده در جنگ داخلی را، به مرکز توجه جهان کشاند.

از آن تاریخ به بعد شش کنفرانس بین المللی برای جلب کمک و توجه جهان به افغانستان برگزار شده میلیارد ها دلار برای بازسازی افغانستان اختصاص يافته و هزاران سرباز خارجی برای تامین امنیت آن به افغانستان گسیل شده است.

اجلاس بن بسیاری از مشکلات سیاسی افغانستان را حل کرد، اما تنها معمايی که هنوز حل نشده نحوه برخورد با طالبان است.

هیچ کس هنوز جواب روشنی برای تعيين چگونگی برخورد با طالبان ندارد، سوالی که هنوز بی پاسخ است، این است:باطالبان چه باید کرد؟

آنها را نادیده گرفت و فراموش کرد؟

آنها را سرکوب کرد؟

یا با آنها مذاکره کرد؟

دشواری رويارويی با اما و اگرهايی که هر يک از اين سه گزينه در پی دارد، انتخاب راه حل نهايی و موثر را دست کم تا امروز به تعويق انداخته است.

مطالب مرتبط