حسرت گذشته، وحشت اکنون و ابهام آینده

آغاز جشنواره

تصور می کنم جشنواره ای که اخیرا در استکهلم برگزار شد، جامع ترین جشنواره فیلم افغانستان درکشور های اروپایی بود زیرا تعداد فیلم ها به 30 فیلم می رسید وسه روز پی در پی مردم به تماشای فیلم هایی از افغانستان نشستند.

این جنشنواره از پنحم تا هفتم دسامبر به ابتکار همایون مروت فیلم سازشناخته شده افغانستان مقیم استکهلم و با همیاری کلوپ قلم افغانها در استکلهم،کمیته سویدن برای افغانستان وشهرداری نکه استکهلم برگزار شد.

در این جشواره سه چهره از چهره های مطرح فیلم سازی افغانستان صدیق برمک، لطیف احمدی ودیانا ثاقب از داخل افغانستان حضوریافته بودند وهنرمندانی چون حسین دانش، حمیده عبدالله(شیرین گل پرسوز)، خورشید، سید وزیر وتنی چند ازاهالی فیلم از سوئد و کشورهای اروپایی به جشنواره آمده بودند.

فیلم هایی که در جشنواره به تماشا گذاشته شد در واقع مرورکوتاه حدود نیم قرن زندگی در افغانستان بود.

تصویر برش هایی از زمان

دو سه فیلم از عصر ظاهرشاه نشانی ازرنگ ورونق، آزادی و حرارت، طربخانه و آب طربناک و سادگی و بی آلایشی کابلی های آن زمان بود که قند حسرت را در دل آدمی آب می کرد و ما آوره آباد نشینان تازه می دیدیم که چهل سال پیش پایتخت کشور ما آنقدر زیبایی داشته بوده که چشم صائب"از سوادش سرمه چین" می گشته است و دیدن کابل امروز آنقدر مرارت بار است که فیلم ساز "سیبی از بهشت " هر بار پس از دیدن فیلمی که ساخته خودش هست به گریه می افتد. وا اسفا براین عقب گرد تاریخی که ما کردیم.

در کنار آن ظاهر شیک ظاهرشاه و نخبگان قصر نشینش، شهروندان یقه چرکین و ژنده پوش افغانستان در بیرون از کابل نیز تماشایی بودند.

در سفر آقای اعتمادی وسفر ظاهرشاه تماشای مردمی که شکم شان را با سنگ بستن سیر نگه می داشتند و ترک خوردگی های دستهایشان که نشان ذوبین های فقر و فلاکت بود نیز رنج مان می داد.

روایت سفر مقامات والای دولت وقت افغانستان به وضوح برج عاج نشینی وایلیت شدگی دولت و فراموشی و خاموشی توده فرسوده را به تماشا می گذاشت.

اکثر فیلم ها تلخی و تباهی زندگی مردم افغانستان را نشان می داد و در بهترین حالات نیز اشکی از چهره ها دور نمی شد و بعضی از فیلم ها بعضی از تماشا گران را تا سرحد دل بد شدگی وکابوس دچارمی کرد.

فیلم مستند گذرگاه ساخته حسین دانش ماهیت خشن جنگ را آن طور که هست نشان می داد و دیدن صحنه های حقیقی آویزان شدن پای بریده بریده که مثل ران قصابی شده گوسفندی که از چنگک قصابی بوف کور آویزان است با سوختگی وخونریزی روی دست پزشکان تا و بالا می شد و با ناله و فریاد انسان زخمی عجین می گشت، صحنه های سیاه افغانستان را به چشم تماشاگران زنده کرد.

لطیف احمدی با فیلم سنگسار یک بار دیگر به تفسیر تندروانه از اسلام انگشت انتقاد گذاشت، صدیق برمک با فیلم جنگ تریاک کمدی تلخی را به نمایش گذاشت، دیانا ثاقب با فیلمی بدو بدو به تکاپوی زنان به سوی آینده نا معلوم پرداخت وهمایون مروت با سیبی از بهشت تماشا گران را به دیدن سرگردانی و سودا زدگی انسان امروز افغانستان برد.

این جشنواره بهتر از این نیز می شد اگر

ـ وقت جشنواره از سه روز به یک هفته افزایش می یافت و در واقع جشنواره به هفته فیلم افغانستان تبدیل می شد تا تماشاگران می توانستند همه فیلم ها را ببینند.

ـ خوب می شد اگر در کنار نمایش فیلم میزگردی با حضور سینماگران افغانستان بر گزار می شد و مشتاقان را با جریان سینمای افغانستان آشنا می ساختند.

ـ مشکلات تکنیکی اندکی هم ذوق ها را سوزنک می زد وای کاش می شد پیش از نمایش ها این مشکلات برطرف می شدند.

موسیقی، نقاشی و عکس

جشنواره استکهلم رخداد های حاشیه ای دیگری نیز داشت که جالب و قابل توجه بود.

داود سرخوش با اجرای پارچه های از موسیقی محلی تماشاگران را از موسیقی به فیلم پیوند زد. در کنار موسیقی وفیلم نمایشگاه های عکس ونقاشی نیز دایر شده بود. عکس های فرید اروند از افغانستان، نقاشی های رحیم غفوری وعکس های که از طرف کمیته سویدن برای افغانستان دیوارهای سالن ورودی را زینت بخشیده بود نیز قسمتی از زیبایی های این برنامه بود که چشم ها را می شست.

فیلم ها در گروه بندی های کمدی، کارتونی، مستند و هنری ترتیب شده بود و تنوع خوب سبک ها و شیوه ها و تفاوت های زیاد عصرهای دور و دیر تا لحظه اکنون باعث می شد که تماشاگران بدون خستگی و با شور و حرارت فیلم ها را نگاه کنند.

در جنشنواره استکهلم این فیلم ها به نمایش گذاشته شدند

فیلم های مستند

تارتو پود من از رویا براهنی

بیست و پنج درصد از دیانا ثاقب

بدو روبینا بدو از دیا ثاقب

امید از هارون همدرد

در سودای استخوان عبدالرحمن عالمی

انتهای زمین و پامیر از ملک شفیعی

گذرگاه از حسین دانش

فیلم های داستانی

دیوار اسامه و جنگ تریا، دایره برمک

سنگسار پرنده های مهاجر لطیف احمدی

سه نقطه از رویا سادات

سیبی از بهشت و ذغال سبز از همایون مروت

من اسپ می خواهم نه زن از همایون پائیز

گلچهره عبدالرشید عظیمی

چهار فیلم گزارشی از دوران ظاهر شاه

کارتونی

آخر فریاد علی رضا سجادی

و سرپناه محسن حسینی

مطالب مرتبط